صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / باکره (moso)
<< . 1 . 2 . 3 . >>
نویسنده پیام
# : 14 Mar 2007 15:57


وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
هادی جون(می فروش )
خیلی خیلی ازت ممنونم.
بهترین چیزها رو توی اویزون از تو یاد گرفتم(به خدا بدون رودربایستی میگم).
.
واقعا خیلی چیزهایی رو بهم یاد دادی که می تونم در اینده ازشون استفاده کنم.
.
چندین و چند بار از بچه های اویزون خواسته بودم که کارهام رو نقد کنن ولی فقط علی (در امتداد شب) و الان هم تو این کار رو انجام دادین.
.
بازم میگم خیلی خیلی مر30 داری.
.
============================
ال پاچینوی عزیز.(همیشه بهم لطف داشتی ).

-----------------------------------------------------
لرد لاو ( بابا تو واسه لیلی نازه هم که سیبیل گذاشتی , ما رو بی خیال شو . اخه بچه به این معصومی سیبیل بزاره واسه چی؟!).
.
امید . آ .
از همتون ممنونم که لطف کردین و نظر دادین.

وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
# : 14 Mar 2007 18:15


جالب بود کارت درسته

# : 14 Mar 2007 23:09


Quoting: moso
هادی جون(می فروش )
خیلی خیلی ازت ممنونم.
بهترین چیزها رو توی اویزون از تو یاد گرفتم(به خدا بدون رودربایستی میگم).


خواهش می کنم آقا موسو...
من خیلی مخلصم. دیگه بیشتر از این شرمنده نکن منو...
من خودم از این داستان تو خیلی چیزا یاد گرفتم.
مرسی.
Quoting: moso
بازم میگم خیلی خیلی مر30 داری.


چاکریم.

یادت که نرفته؟ گاهی نفس بکش..
# : 15 Mar 2007 11:36 | ویرایش بوسیله: ali_B_kar


خوشحالم که دوباره نوشتی.....
میخونم بعدا" میام نظرمو میگم....

چه دردیست در میان جمع بودن.....
# : 15 Mar 2007 20:08


خوب شروع کردی ...موضوعشم خوبه....
عالیه............
حتما" ادامه بده که منتظرم...:fl

چه دردیست در میان جمع بودن.....
# : 15 Mar 2007 23:07


سلام علی جون.
مر30 که سر زدی و نظر دادی
ولی فکر کنم داستان تموم شد هااااااااااااا.
.
اره دیگه داستان فقط همین 4.5 قسمت بود.

وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
# : 15 Mar 2007 23:45


خيلی خوب بود moso جان.. تا حالا فکر نميکردم باکره ميتونه لقب پسر هم باشه...
خيلی جالب بود ..
من از شخصيت اول داستانت خيلی خوشم آمد... سروش خيلی ماه بود...

دستخطی که تو را عاشق کرد.. شوخی کاغذی ماست بخند!!!
# : 16 Mar 2007 06:11 | ویرایش بوسیله: ali_B_kar


خوب تو یه داستانه دیگه ادامه بده......

چه دردیست در میان جمع بودن.....
# : 18 Mar 2007 20:43


خيلی خوب بود moso جان.. تا حالا فکر نميکردم باکره ميتونه لقب پسر هم باشه...
خيلی جالب بود ..
من از شخصيت اول داستانت خيلی خوشم آمد... سروش خيلی ماه بود...

=====================================
سلام صدف خانم .
مر30 که اومدی و نظر دادی.
.
اره یه پسر هم میتونه باکره باشه.
.
یه دختر وقتی باکره گیش رو از دست میده ممکنه ابروش رو هم ازدست بده .
ولی یه پسر وقتی اون جور که میخواد مرد نشه ، روحش رو از دست میده.
.
مطمئنا هر دو نوعش خیلی ادم رو اذیت میکنه .
البته فکر میکنم این موضوع کمتر واسه پسر ها پیش بیاد ولی مطمئن باشید که پیش میاد.

وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
# : 20 Mar 2007 11:13


به به شازده پسر خودمون . چطوری سعید جون . هنوز هیچی رو نخوندم ولی میدونم باید قشنگ باشه . اینم تقصیر خودته که تا حالا چیز بد نزاشتی برامون .
خوندم تموم شد و اگر امکانش بود میام و شدیدا اینجا نقدت میکنم .
موفق باشی دوست من .

<< . 1 . 2 . 3 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB