صفحه اصلی
|
صفحه اصلی انجمن
|
عکس سکسی ایرانی
|
داستانهای سکسی
فیلم سکسی
|
سکسولوژی
|
خنده بازار
|
داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها
|
پاسخ
|
وضعیت
|
ثبت نام
|
جستجو
|
قوانین
|
آخرین ارسالها
|
انجمن آویزون
/
خاطرات سکسی
/
داستان ... * فهرست در صفحه اول*
<<
1
...
432
.
433
.
434
.
435
.
436
.
437
.
438
.
439
.
440
.
441
.
442
...
597
.
598
.
>>
نویسنده
پیام
amir_yazd
اعضا
#
: 9 Jul 2008 17:54
ehlam
Quoting: ehlam
پنجاه پنجاه شده عزیزم...
فدای شما گلم
Quoting: ehlam
واسه خودمم سوپرایز میشه...
Quoting: ehlam
چشم خوردم دیگه...
خدا نکنه خانومی
Quoting: ehlam
امیر مطلب قشنگ ندارم...میگم الکی نیام هی پارازیت شم...فقط میخونمشون...
بخدا من ایدی و اواتورتو که میبینم توی تایپیکام کلی خوشحال میشم
بیا پیشمون
Quoting: ehlam
حااااضر...
الهی هیچوقت سایه تو کم نشه...
Quoting: ehlam
چه منظوری؟؟..
خب دیگه باید روش تامل کنی
Quoting: ehlam
قسمت دوم : آینه
چی مینویسی تو دختر
این نوشته ها واقعا عالیه
منکه واقعا کف کردم
laleh23
dadasaheb
♥✤♥ باید تو رو پیدا کنم, شاید هنوزم دیر نیست ◊◊◊ تو ساده دل کندی, ولی تقدیر بی تقصیر نیست ♥✤♥ ◄ خدایا سپاس... ►
biklass
اعضا
#
: 9 Jul 2008 18:27
مرسی الهام جان
منتظر خصوصیت هم هستم
کلاس کار ما در بیکلاسی است دمی خوش دار که بیکلاسی هم عالمی است biklass
Beny_wax
اعضا
#
: 9 Jul 2008 21:05
Quoting: amir_yazd
باز این برگشت!
کسشعر گفتن شروع شد.
اینا سخنانه حکیمانست! تو چه میفهمی این چیزا رو!
Quoting: amir_yazd
الهام این حرفش خیلی منظور داشتا...
بگو خودمونم بفهمیم!
Quoting: amir_yazd
هوار
مگه اینجا سره کوچتونه هوار میکشی مردک!!!
Quoting: amir_yazd
میخواستم از زبون تو دو کلمه حرف حسابی بزنم
بمیری با این حرف حسابی زدنت داشتی به فنامون میدادی!
Quoting: ehlam
پنجاه پنجاه شده عزیزم...
ببخشید!
Quoting: ehlam
موسی...من کی اومدم؟؟..
وقتی میگم ما دو روحیم در دو بدن همینه دیگه گلم!
Quoting: ehlam
سلام...
به روی ماهت به چشمونه خمارت به موهای آبشارت
Quoting: ehlam
یه خورده از سرماش می آوردی واسه ما دیگه...
سرما میخوردی اونوقت!
مررررسی از قسمت دوم
ستاره کوچولو دستاشو نیم بند دور گردن مادرش حلقه کرده بود گرمای نیم گر گرفته اش صورت سرد مادرش را گرم میکرد ستاره کوچولو هفت سال بیشتر نداشت میخواست گریه کند ولی نمی دانست برای چه درد عجیبی توی چهره داشت بغض اش را میفشرد و به زحمت آب دهانش را پایین میداد ساعت از نیمه گذشته بود تا به حال سابقه نداشته او تا این وقت شب بیدار بماندکسی نمی دانست از سرما بود یا که از چیز دیگری بوداما بد حالتی تن سفید کوچک اش میلرزید هیچ کس نمیدانست چه اتفاقی افتاده بود .
ساعت ها بود مادرش روی تخت افتاده بود و حرکتی نداشت از وقتی پدر ستاره مرده بود مادرش عوض شده زیاد سیگار میکشید دائما مست بود ایناواخر مردهای زیادی داخل خانه رفتو آمد میکردندو هر بار باید به بهانهی ستاره تا شب بیرون میرفت یک بار خانه خاله یک بار مهمانی همسایه یک بار تولد یک بار....
همه توی محل در مورد مادر ستاره میگفتند اما او از این حرف ها هیچ نمی فهمید
دستانش خیس بود و سرمای شب مثل شلاقی روی دستانش میکوبید پاهایش را جمع و زیر گلوی مادرش کشید
این اواخر اخلاق مادرش تند و ابوس شده حال خوبی نداشت از فرط مستی دائم عق میزد
کارش شده بود آرایش جلوی آینه وکشیدن سیگار
ستاره با اینکه هفت سال داشت اما هنوز مدرسه نرفته بود
دارد باران میآید ستاره کوچولو سعی میکند محکم تر دسانش را دور گردن مادرش حلقه کند
اما دیگر فایده نداشت دستان کوچک وظریف او تاب و توان نگه داشتن سر بریده مادر را روی تنه بیجانش نداشت
شاید هنوز منتظر بود صبح شود و مادرش پای میز آرایشش بشیند وشب با یک مرد به خانه بیایید تا او بتواند خانه خاله پیرش برود و با خاله بازی کند!
(¯`*•.ای کاش سرنوشت چیزی جز این مینوشت.•*´¯)
iranxiran
اعضا
#
: 9 Jul 2008 21:45
Quoting: ehlam
سلام عزیزم...مرسی...خبرای ما که به درد نمیخوره...تو خبراتو بده...
قربون یو...ما هم فعلا از همه چی بی خبریم
ولی در آینده اگه خبردار شدیدم اطلاع میدیم
Quoting: ehlam
مرسی...لطف کردی
خواهش میکنم
♥♥♥ هیچوقت نگو میخوام مثل این یا اون باشم... همیشه سعی کن خودت باشی و بهترین ♥♥♥
amir_yazd
اعضا
#
: 9 Jul 2008 23:43
Beny_wax
Quoting: Beny_wax
اینا سخنانه حکیمانست! تو چه میفهمی این چیزا رو!
بعله ارواح عمت
Quoting: Beny_wax
بگو خودمونم بفهمیم!
گاگول اول روی چیزی که مینویسی فکر کن
بعد ارسال کن
Quoting: Beny_wax
مگه اینجا سره کوچتونه هوار میکشی مردک!!!
تایپیک بهترین دوستمه دوست دارم.
شما چیکاره ای؟!
Quoting: Beny_wax
ببخشید!
فضوول چشم نداری ببینی دو کلمه با دوست جونم صحبت میکنم؟!
Quoting: Beny_wax
ستاره کوچولو
ممنونم خیلی قشنگ بود موسی جون...
♥✤♥ باید تو رو پیدا کنم, شاید هنوزم دیر نیست ◊◊◊ تو ساده دل کندی, ولی تقدیر بی تقصیر نیست ♥✤♥ ◄ خدایا سپاس... ►
amir_yazd
اعضا
#
: 9 Jul 2008 23:45
iranxiran
♥✤♥ باید تو رو پیدا کنم, شاید هنوزم دیر نیست ◊◊◊ تو ساده دل کندی, ولی تقدیر بی تقصیر نیست ♥✤♥ ◄ خدایا سپاس... ►
dokhtareaftab
اعضا
#
: 10 Jul 2008 03:51
Quoting: Beny_wax
صدتا سلام!
مگه فوضولی که میخوای بدونی من فضولم!!!
تو فضولی که میخوای بدونی من فضولم که تو فضولی یا نه
Quoting: amir_yazd
نکنه تو هم تولید به مصرفی؟!
نچ ابزار دارم
Quoting: ehlam
سلام همکار میس کالی عزیزم...
سلام گلم.حال میکنی.هرکی با ما میفته میس کالی میشه
laleh23
بابا خاک پاتیم.یکم تحویل بگیر
ز مرگم هیچ نمی ترسم اگر دنیا سرم ریزد...از این ترسم که بعد از من گلم را دیگری بوید!!!
amir_yazd
اعضا
#
: 10 Jul 2008 12:29
dokhtareaftab
Quoting: dokhtareaftab
و فضولی که میخوای بدونی من فضولم که تو فضولی یا نه
Quoting: dokhtareaftab
نچ ابزار دارم
پس بگو
تو کارای فنی واردی...
♥✤♥ باید تو رو پیدا کنم, شاید هنوزم دیر نیست ◊◊◊ تو ساده دل کندی, ولی تقدیر بی تقصیر نیست ♥✤♥ ◄ خدایا سپاس... ►
Beny_wax
اعضا
#
: 10 Jul 2008 15:15
Quoting: amir_yazd
بعله ارواح عمت
کدوم عمم؟؟
Quoting: amir_yazd
گاگول اول روی چیزی که مینویسی فکر کن
بعد ارسال کن
جلو آینه با خودت حرف نزن!
Quoting: amir_yazd
فضوول چشم نداری ببینی دو کلمه با دوست جونم صحبت میکنم؟!
Quoting: amir_yazd
تایپیک بهترین دوستمه دوست دارم.
شما چیکاره ای؟!
ای خداااااااااا باز شروع شد!
Quoting: amir_yazd
ممنونم خیلی قشنگ بود موسی جون...
(¯`*•.ای کاش سرنوشت چیزی جز این مینوشت.•*´¯)
Beny_wax
اعضا
#
: 10 Jul 2008 15:17
Quoting: dokhtareaftab
تو فضولی که میخوای بدونی من فضولم که تو فضولی یا نه
فوضولی نکن که بفهمی من فضولم یا خودت فضولی فضووول!!!
(¯`*•.ای کاش سرنوشت چیزی جز این مینوشت.•*´¯)
<<
1
...
432
.
433
.
434
.
435
.
436
.
437
.
438
.
439
.
440
.
441
.
442
...
597
.
598
.
>>
جواب شما
»
نام
»
رمز عبور
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از
این قسمت
عضو شوید.
Powered by
MiniBB