صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / سكس درتاجكستان
. 1 . 2 . >>
نویسنده پیام
# : 19 Jul 2006 09:17


دوستان عزيز سلام
ميخام يه داستان واقعي كه در كشور تاجكستان برام واقع شده است اگه علاقه مند بوديد به من پي ام بديد.

# : 19 Jul 2006 09:44


kir buzurg
اگه خاطره اي داري بگو!
جريان پي ام ديگه چيه!!!!!

تازه امروز اولین روز از باقیمونده عمرته... کی میره این همه راه رو!
# : 19 Jul 2006 10:22


kir buzurg

سلام كير بزرگ

لا اقل يه چند خط ميگفتي بعد نظر ميخواستي
ضمنا من دوشنبه بودم ها سعي كن سوتي ندي 7 ماه اونجا بودم به تگزاس گفته زكي

# : 19 Jul 2006 14:44


zekki

# : 19 Jul 2006 18:31


monster cock

اين زکي يعني چي ؟

# : 19 Jul 2006 18:46


سلام بچه ها
چشم ادمين جون من فقط خواستم بيبينم بچه ها علاقمندند يا نه ها مونيستر اگه دوشنبه بودي ديگه بايد خودت بداني

خيلي وقت بود اصلا حال نكرده بوديم با بچه ها پلان كرديم گفتيم بريم يه دوري بزنيم خارج از ايران پاسپورتاي مانو اماده كرديم ويزاي افغانستانو گرفتيم هي حركت كرديم از راه زميني امديم مشهدو بعد هرات از انجا با هواپيما امديم كابل يه چند شب كابل بوديم ديديم اصلا خسته كنه بابا ما فكر ميكرديم يه چيزي ميشه دستگيرمان شود خبر نداشتيم كه اين تهران ما غني تر از همه جاست خوب ديديم خسته كن شده يكي از دوستان ما كه افغاني بود با يه ماشين ژاپني 2004 ويه شركت لوازم برق داشت كه كارش خيلي خوب بود به ما پيشنهاد كرد اگر علاقمند به تفريح هستيم بايد بريم تاجكستان ما گفتيم بابا ما اصلا ويزا نداريم و پول كه با خود داشتيم فكر نميكرديم كافي باشه دوست افغاني ما كه اسمش جاويد بود گفت شما بيخيال همه چي باشيد من خودم همه كارو رديف ميكنم وهم تو تاجكستان يه دفتر داريم كه اصلا لازم نيست شما الكي پول تان را مصرف كنيدديديم اوضاع اينجوري داره پيش ميره گفتيم باشه پاسپورتاي ماراگرفت فرداش ديديم با ويزا 2 ماه تاجكستان برگشت فكر ميكنم روي هرپاسپورت بنده خدا 160 دلار هم خرچ كرده بود ولي به ما گفت كه اصلا پول خرچ نكرده فردا صبح اول وقت از كابل بازهم با ماشين بنده خدا رفتيم طرف استان شمالي افغانستان تا يه جارسيديم كه بهيش ميگند كندوز از اونجا رد شديم رفتيم طرف مرز كه بهيش ميگن شيرخان بندر البته دوستان كه افغانستان رفته باشند ميدانند سر مرز بايد با قايق هاي موتوري رد ميشديم چون مرز هردو كشور ديگه با اب از هم جدا شده بود رفتيم اون بر مرز ديدم بابا اينجا هم اصلا مثل افغانستان خاكي است دبگه داشتم نااميد ميشدم مراحل گمركي واينا كه تمام شد دوست افغاني ما كه اسمش جاويد بود گفت يه كاري ميكنيم ميريم با ماشين كرايه تا بيبينيم اين ادمي را كه ما واسه كارهاي شركت گذاشتيم اينجا چي كارميكند اصلا نميخايم بداند ما وارد تاجكستان شديم گفتيم هرطور كه ميل شما باشد چون ايشان ديگه مهموندارما بود يه ماشينو كرايه كرد سوارشديم همه با هم شديم چهار تا دو تا بچه ها هم از تهران با من امده بودند دوستان من بودند تو راه ديدم نه بابا اينجا با افغانستان خيلي فرق دارد هرچه جلوتر ميرفتيم به زيباي شهر افزوده ميشد خلاصه يه جا راننده ترمز كرد گفت اگه بچه ها ميل دارند گلوشانو تازه كنند پياده بشند ما هم پياده شديم دختران تاجكي با پيراهناي دراز هرچه مياوردند جلو ما تعارف ميكردند كه بايد ما ازشان بخريم پول كه داشتند اسمش ساماني بود يعني 1 دولار ميشد 3 ساماني خوب ميدانم اين همه پرحرفي كردم همه خسته شدند ولي فقط يه كمي معلومات به دوستان ارايه كردم تا بلاخره رسيديم به دوشنبه شهر بزرگ نه به اندازه تهران ديدم دوستمان جاويد گفت ديگه نميشه خودمانو پنهان كنيم به دوستش زنگ زد گفت ما داخل شهر دوشنبه شديم بايد كجا بيايم دوستش گفت بده گوشي را راننده بعد ادرسو به راننده گفتو ماهم فقط داشتيم سينه وكون دختران تاجيكي رو ديد ميزديم تو راه هي بابا عجب هلوي بودند يه جا رسيديم كه بهش ميگفتند اينجا سيرك است يعني سركس اونجا تا ماشين ما وايستاد ديدم يكي داره طرف ما با لبخند مياد دوستمان جاويد گفت اينه اون شخصي كه اينجا تو دفتر شركت ما كار ميكند بعد از احوال پرسي با ما نذاشت كه ما پول ماشينو حساب كنيم افغانها هم ادم هاي خوبي دارند ما سوار ماشين بنده خدا شديم يه ماشين ژاپني 2006 با رنگ سفيد پرسيد چي ساعت حركت كرديد گفتيم قبل از ظهر بود گفت بچه ها نهار هم نخورده انداول ميرم يه جاي نهارو ميخوريم بعد ميريم منزل رفتيم تو يه رستورانت خيلي عالي بود هم پيشخدمتها خانوم ها تشريف داشتند يه خانومي كه يه كون گنده داشت صداش زد گفت بيا اينجا

# : 20 Jul 2006 01:33


کی پس بقیش چی شد

# : 20 Jul 2006 02:17


Quoting: kir buzurg
ويزاي افغانستانو

ای بابا افغانستان ویزا میخواد؟؟؟
لطفا ادامه بدید.

اگر بهترین دوستم نیستی لااقل بهترین دشمنم باش اگرغمخوارم نیستی لااقل بزرگترین غمم باش هرچه هستی همیشه بهترین باش چون بهترینه
# : 20 Jul 2006 02:37


منم بزودي خاطرمو از ارمنستان براتون ميگم.

# : 20 Jul 2006 11:54


kir buzurg

اي ول كير بزرگ كه نوشتي دمت گرم
من هفت ماه براي وصول حسابها در هتل اشكودورف بودم و وحشتناك جائي بود با كاميون رفتم از طريق تركمنستان و ازبكستان .اما باحال نوشتي من تو ايكي ثانيه خوندمش باقيشو كي مياي جيگر طلا

. 1 . 2 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB