صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / خاطرات سکسی / تک خال - ( کیا با پریناز -بی الناز و با الناز)
نویسنده پیام
# : 18 Jul 2006 11:14


بازم سلام

این دومین داستانیه که میخوام بنویسم.

دوباره قبل از داستان ذکر این نکته که این داستان کاملا تخیلی بوده و هر گونه شباهت اسمی اتفاقی میباشد خالی از لطف نیست.

یه چی دیگه ، فکر نمیکردم که داستانم تو یک روز این همه بازدید کننده داشته باشه و فقط سه نفر نظر بدن

...............................

تقریبا از ماجرای اون روز من و پریناز دو هفته میگذشت، و هنوز برای خودم غیر قابل باور بود که تونسته بودم با پریناز سکس داشته باشم. بعد از اون روز چند بار با اس ام اس بهش تیکه انداخته بودم ولی از قرار معلوم اون هم بدش نیومده بود هر چند بابت اون جور وحشیانه کردنش همش بهم بدو بیراه میگفت. عصری که از سر کار برگشتم خونه دیدم موبایلم زنگ خورد. شماره شهرام پسر عمه ام بود.بعد از احوالپرسی بهم گفت که اون کتاب و سی دی رو که ازش خواسته بودم برام گرفته و قرار شد فردا بعد از ظهر برم خونشون و ازش بگیرم. . روز بعد تقریبا بعد از ظهر رو بیکار بودم و واسه همین دو ساعتی زودتر از محل کارم اومدم بیرون و رفتم سمت خونه عمه ام تا کتاب و سی دی رو از شهرام بگیرم. حدود ساعت سه بود که رسیدم دم در خونشون و زنگ زدم و الناز در رو برام باز کرد.
رفتم بالا و بعد از سلام و احوالپرسی گفتم: شهرام کجاست؟ گفت مگه خبر نداری؟ گفتم چی رو؟ گفت یکی از اقوام بابا دیروز فوت کردن و شهرام با مامان و بابا رفتن ختم و بعد از شام و میان. گفتم آخه قرار بود ازش کتاب و سی دی بگیرم. الناز گفت اتفاقا شهرام به ما گفت که اگه تو اومدی کتاب و سی دی رو بهت بدیم.
گفتم به ما؟ مگه شما چند نفرید؟ الناز گفت : من و پریناز دیگه.
گفتم مگه پری خونه اس؟ گفت: آره رفته حموم، بشین تا من کتاب و سی دی رو برات بیارم.
با گفتن این حرف انگار که بهم شوک وارد شده باشه یه لحظه موندم و یک دفعه یاد چند رو قبل و سکسی که با پری داشتم افتادم و همین باعث شد که کیرم بلند شه. زیاد ضایع نکردم و سریع نشستم رو مبل. ولی فکر پری و اون بدن سفیدش از ذهنم بیرون نمیرفت. تو فکر پری بودم که الناز با یه کتاب و یه سی دی اومد و بهم داد و گفت بیا اینا رو بگیر تا من یه چیز بیارم بخوری.
کتاب و سی دی رو گرفتم و رو صندلی جابجا شدم و شروع کردم با صفحات کتاب بازی کردن ولی فکر و ذهنم پیش پری بود که یه دفعه الناز با یه لیوان شربت اومد جلوم . ازش تشکر کردم و لیوان رو ازش گرفتم و الناز رفت سمت اتاق خودشون. یه لحظه سرم رو بالا کردم و توی اتاق رو نگاه کردم و یه دفعه موندم. الناز داشت لباس عوض میکرد و دامنش رو در آورده بود و میخواست شلوار بپوشه و بدون اطلاع از اینکه من دارم از تو شیشه کتاب خونه اونو دید میزنم، شلوارش رو پوشید و بعدش هم پیرهنش رو در آورد یه دونه تاپ تنش کرد و مانتوش رو از روش پوشید. حسابی داغ کرده بودم، از یه طرف پری که تو حموم بود و از اینطرف هم الناز که موقع عوض کردن لباساش اون تن و بدنش رو دید زده بود.دهنم خشک شده بود و لیوان رو برداشتم و یه کم از شربت خوردم.
یه دفعه الناز اومد تو بهم گفت: کیا تو هستی اینجا؟ گفتم چطور مگه؟ گفت من دارم میرم بیرون یه کم خرید کنم و برگردم . اگه هستی من برم و نیم ساعته برگردم . مثل اینکه دنیا رو بهم داده باشن گفتم: آره آره ، هوا بیرون خیلی گرمه و منم عجله ای واسه رفتن ندارم، یه کم میمونم تا هوا کمی خنک بشه و بعد میرم . با گفتن این حرف الناز هم حرف من رو تائید کرد و گفت پس من برم و زود بیام و رفت سمت در کفشاش رو پوشیدو رفت بیرون. باورم نمیشد که من دوباره با پری تو خونه تنها هستم، اونم پرینازی که میخواست از حموم در بیاد و همین فکر کاملا دیونه ام کرده بود.
از رفتن الناز چند دقیقه میگذشت و من همش داشتم به پری فکر میکردم و با کیرم بازی میکردم و همین باعث شده بود دیگه کاملا راست بشه و از زیر شلوار بزنه بیرون. تو همین فکرا بودم که یه دفعه با صدای پری به خودم اومدم که داشت میومد سمت پذیرایی و میگفت: الناز اون حوله بزرگه کجاست؟ تا از جام بلند شدم اون هم رسید به دم در پذیرایی و یه دفعه چشمامون تو هم گره خورد و چند لحظه وایستادیم ، نمیتونستم باور کنم. پری یه حوله کوچیک دور سرش بود و یه حوله هم دور سینه هاش که تا یه کم زیر کسش رو پوشونده بود و وقتی قدم بر میداشت کس سفیدش از زیر حوله معلوم میشد.
تا منو دید گفت: تو، تو اینجا چکار میکنی؟ یه نگاه به شلوار من که کیرم از زیرش باد کرده بود انداخت ویه دفعه حواسش رفت به لباس خودش و سریع رفت سمت اتاق خودشون. منم مث دیونه ها معطل نکردم و دنبالش دویدم و تو لحظه آخر که میخواست در رو ببنده، بهش رسیدم، کاملا غیر قابل باور بود. پری یه دستش روی حوله بود و یه دستش روی در تا در رو ببنده ولی خوب من زورم بیشتر بود و با یه فشار در رو باز کردم. پری مث اینکه ترسیده باشه گفت : کیا چکار میکنی؟ برو بیرون میخوام لباس عوض کنم و بعدش داد زد: الناز الناز کجایی؟. گفتم الناز نیست رفته بیرون و نیم ساعت دیگه بر میگرده و من و تو الان تنها هستیم. مث اینکه آب روی آتیش ریخته باشی یه دفعه گفت: کیا جون من برو بیرون بزار لباسم رو بپوشم ، حالم خوب نیست. بعد میام پیشت. گفتم به همین راحتی، برو بیرون من حالم خوب نیست؟ هولش دادم تو رفتم سمتش که گفت: کیا اینکار رو نکن و رفت روی تختش. رفتم سمتش و چسبوندمش به دیوار. کنترلم رو از دست داده بودم، پری لخت لخت و فقط با یه حوله جلوی من وایستاده بود و هی تقلا میکرد که از دستم در بره. دستاش رو گرفتم به دیوار چسبوندم و لبم رو گذاشتم روی لبش. باز داشت مث دفعه قبل سر سختی میکرد که جفت دستاش رو از بالای سرش با یه دستم گرفتم و با اون یکی دستم حوله رو شل کردم که یکدفعه حوله افتاد. خواست جیغ بکشه که لبم رو روی لبش فشار دادم و با دستم شروع کردم به مالوندن کسش. از دستش کاری بر نمیومد و کم کم داشت ناله میکرد. کیا تو رو خدا بسه. کیا الان نه بزار یه فرصت دیگه ، کیا الان الناز میاد . ولی من گوشم با این حرفا بدهکار نبود.پری با اون بدن مث بلورش لخت و خیس جلوی من وایستاده بود هیچ کاری هم از دستش بر نمیومد. کسش رو ول کردم و حوله رو یه دستی رو تخت پهن کردم وخواست در بره که دوباره دستش رو گرفتم و پری رو خوابوندم روی تخت. خودم هم رو پاش نشستم تا نتونه تکون بخوره. سریع لباسم رو در آوردم و کمربند شلوار و رو هم شل کردم و همون جور که دستای پری رو با یه دستم نگه داشته بودو شلوار و شورتم رو از پام در آوردم. پری انگار که میدونست دیگه راهی نیست خودش کم کم آروم شد و وقتی روش خوابیدم و بدنامون با هم تماس پیدا کرد، یه آه بلند کشید واین بار خودش لباش رو گذاشت روی لبم و شروع کردیم به لب گرفتن. یه کم که گذشت پری هم کم کم داغ شد و شروع کرد به آه و ناله کردن. تمام بدن پری بوی صابون و شامپو میداد و همین منو دیونه تر میکرد و با شدت هر چه تمام تر شروع کردم به خوردن سینه هاش و لیسیدن بدنش. چند دقیقه ای تو همین حال بودیم و پری هم دیگه صداش بلند شده بود که یه دفعه دست پری رو روی کیرم احساس کردم که داشت باهاش بازی میکرد و فشارش میداد. خودم رو جابجا کردم تا تو حالت 69 بتونیم قرار بگیریم واون با کیرم بازی کنه و دوباره شروع کردم به لیسیدن کسش که یکدفعه داغی یه چیز رو روی کیرم احساس کردم. برگشتم نگاه کردم دیدم پری کیرم رو کرده توی دهنش میخواد برام ساک بزنه. لذتی بهم دست داده بود که تا به حال تجربه نکرده بودم و همین باعث میشد من هم با شدت بیشتری کسش رو بلیسم. یه چند دقیقه ای که گذشت احساس کردم که آبم میخواد بیاد و کیرم رو از دهن پری در آوردم و خواستم پری رو برگردونم که گفت چیکار میخوای بکنی کیا؟ گفتم:هیچی میخوام برم سر اصل ماجرا. پری گفت : نه کیا این دفعه رو نه، دفعه قبل که کردی تا یه هفته نمیتونستم بشینم، نه دیگه نمیزارم از کون منو بکنی. گفتم: بچه نشو پری اون بار، بار اول بود و منم کمی کنترلم رو از دست دادم ولی الان با اون دفعه خیلی فرق میکنه و خلاصه با حرفام راضیش کردم که برگرده. با حالتی که نمیدونم از سر نارضایتی بود یا ترس پری روی تختش به حالت سجد خوابید و منم رفتم سمت پشتش. دست انداختم و از روی میز توالت اتاقشون یه دونه کرم برداشتم و شروع کردم به مالیدن دور سوراخ کون پری. کرم کمی سرد بود و پری هم خوشش اومده بود و بعد از یه کم کرم مالیدن یکی ازانگشتام رو تا بند دومش کردم تو کونش. پری خودش رو تکون میداد و حال میکرد و صدای آه و ناله اش بلند شده بود و منم کم کم دومین انگشتم رو هم توی کون پری کردم. پری به اوج لذت رسیده بود و هی میگفت : کیا بکن توش، کیا جرم بده، کیا من کیرت رو میخوام و با همین حرفاش منو بیشتر حشری میکرد. بلند شدم وایستادم و سر کیرم رو چرب کردم و اروم گذاشتم دم سوراخ کون پری. ولی ایندفعه بر خلاف دفعه قبل فشار ندادم و این خود پری بود که کونش رو به عقب فشار میداد و کیر من هم کم کم میرفت توی کونش. یکی دو دقیقه طول کشید تا کیرم کاملا رفت تو کون پری و بعد از چند لحظه دیگه صدای هر دومون کل اتاق رو پر کرده بود و این بار هردومون داشتیم لذت میبردیم.شروع کردم به عقب و جلو کردن و با دستام هم اون سینه هاش رو که از شدت شهوت سفت سفت شده بودن تو دستم گرفته بودم و فشارشون میدادم. پنج دقیقه ای به همین منوال کارمون رو ادامه دادیم با حرفهای سکسی همدیگرو بیشتر تحریک میکردیم که دوباره احساس کردم ستون فقراتم داره تیر میکشه و این یعنی آبم میخواست بیاد برای همین یه کم بیشتر فشار دادم و همین کارم باعث شد پری هم تکونهای بدنش شروع بشه. دو تایی داشتیم با هم ارضا میشدیم و لحظه ای که احساس کردم آبم میخواد بیاد کیرم رو تا نصفه کشیدم بیرون و بعد بافشار همه ابم رو تو کون پری خالی کردم و ناله پری هم دیگه تبدیل به فریاد شده بود و همزمان پری بطور کامل به اورگاسم رسید و ارضا شد. کیرم رو از توی کونش در نیاوردم و مث دو تا جنازه افتادیم روی تخت و که یک دفعه از لای در چشمم به الناز افتاد و اونم تا منو دید سریع رفت تو یه اتاق دیگه. پری جون نداشت بلند شه وبعد از چند دقیقه منم کیرم رو که دیگه کوچیک شده بود از تو کونش کشیدم بیرون و برش گردوندم و شروع کردیم به لب گرفتن.. سوراخ کون پری گشاد مونده بودو آب من هم از کونش زده بود بیرون. از روی میز کنار تخت چند تا دستمال کاغذی برداشتم و خودم و پری رو تمیز کردم و همونطور لخت رفتم سمت حموم که دیدم الناز با چشمایی که هم عصبانی به نظر میرسه و هم حشری داره منو نگاه میکنه و من هم بی اعتنا رفتم تو حموم و در رو بستم.

ادامه دارد

# : 18 Jul 2006 17:03


با اینکه از سکس با پری لذت کافی برده بودم و ولی نمیدونم چرا وقتی زیر دوش رفتم و شروع کردم به شستن کیرم ناخودآگاه به یاد الناز و اون بدنش افتادم و همین باعث شد که بعد از یه مدت دوباره کیرم بلند شه. داشتم خودم رو میشستم که که یدفعه صدای الناز و پریناز رو شنیدم.که الناز داشت سر پری داد میزد که: چرا اینکار رو کردید و شما که قرار نیست با هم ازدواج کنید پس چرا با هم خوابیدید. منم که دیدم اینطوریه برای اینکه زیاد بحثشون بالا نره سریع خودم رو شستم و با یه حوله که اونجا بود الکی خودم رو خشک کردم و لخت از توی حموم اومدم بیرون و رفتم سمت اتاق اونا. الناز با دیدن بدن لخت من و کیر راست شده من شوکه شد و سریع از اتاق رفت بیرون و پری هم که مث دفعه قبل یه ملافه دور خودش پیچیده بود و رو تختش نشسته بود، بهم خندید و گفت : بی حیا حداقل یه دادی بزن که آدم بفهمه داری میای تو.این چه وضعشه آخه. بعدشم خندید و بلند شد و ملافه رو از رو خودش انداخت زمین و گفت : خدا بگم چکارت نکنه که نزاشتی بدنم خشک بشه و دوباره باید برم حموم. خندیدم و گفتم : تو هم که بدت نیومد؟ و بعدش با سرم با الناز اشاره کردم و اونم با اشاره بهم گفت هیچی و همینه که اومد بره سمت حموم یه دفعه کیر من رو گرفت و چرخوند که آهم بلند شد و خوابیدم و تا بیام بگیرمش بدو بدو رفت تو حموم و در حموم رو از پشت بست. لباسم رو پوشیدم و رفتم تو پذیرایی که دیدم الناز رو یکی از مبل های تکی نشسته و مثل آدما عصبی هی داره ناخن هاش رو میجوه. یه نگاهی بهم کردو گفت : کیا از تو انتظار نداشتم، شما که نمیخواستید با هم ازدواج کنید پس چرا اینکار رو کردید؟ گفتم : خوب یه اتفاقی بود که افتاد و الان که چیزی نشده، پری هم هنوز دختره. عصبانی بودو تیکه تیکه حرف میزد ولی مثل این بود که تیکه تیکه حرف زدنش بیشتر از روی شهوت بود تا عصبانی.اومد بلند شه که دامنش تا بالای زانوش رفت کنار و من تا نزدیکیای رونش رو دیدم. کیرم دوباره بلند شده بود و از زیر شلوار معلوم بود الناز هم انگار این رو فهمیده بود.اومد از کنار رد شه بره که ناخودآگاه دستش رو محکم گرفتم. خواست دستش رو از دستم دربیاره که نتونست و گفت : کیا ولم کن بزار برم. ولی من دوباره داغ شده بودم و الناز رو کشیدم سمت خودم و افتاد رو پام. وقتی افتاد رو پام یه ناله کرد و بعدش تو صورتم نگاه کرد، چشم تو چشم، دیگه مطمئن شده بودم که اونم حشری شده ولی نمیخواد نشون بده.برای همین با دست زد روصورتم و خواست بلند شه که اون یکی دستش رو هم گرفتم و انداختمش تو بغل خودم. صورتامون بهم نزدیک شده بود و هر دو تامون داشتیم تند نفس میکشیدیم .نفهمیدم چی شد که یکدفعه احساس کردم لبام روی لبهای النازه و داریم از هم لب میگیریم.الناز هم معلوم بود که خیلی حشری شده چون به محض اینکه دستش رو ول کردم یه دستش رو گذاشت پشت سرم و اون یکی دستش رو اززیر لباس رسوند به پشتم و شروع کرد به مالیدن پشتم. الناز چند سانتی از پریناز کوچیکتر بود و از پری هم سبکتر بود. یکی از دستام رو از زیر لباساش رسوندم به سینه هاش و اون یکی دستم رو بردم زیر دامنش. سینه هاش با اینکه کوچیک بودن ولی سفت سفت شده بود و شورتش هم کاملا خیس شده بود و چون میدونستم که الناز سکس من و پری رو هم دیده فهمیدم که با خودش ور رفته بوده. صدای الناز خیلی زود در اومد و آه و اوهش بلند شده بود. بلند شدم و الناز رو گرفتم تو بغلم و دوباره رفتم سمت تخت پری که حوله و ملافه روش بود.به اتاق که رسیدیم از فاصله نزدیک تخت الناز رو انداختم روی تخت و خودم دوباره لخت شدم. الناز داشت به خودش میپیچید و دستش روی کسش بود که دامن و شورتش رو با هم کشیدم پایین. بعدش هم نشوندمش و لباسش رو با کمک خودش در آوردم. از بس حول بود و عصبی، سوتینش رو نتونست در بیاره و من خودم سوتینش رو در آوردم.رو تخت خوابوندمش و با دامنش که کنار تخت افتاده بود کسش رو که خیس خیس شده بود رو خشک کردم و مثل وحشیها بهش حمله کردم. کسش از کس پری کوچیکتر بود و کله جثه الناز از جثه پری کوچیکتر بود.صدای الناز بلند شده بود و همونطور که سرم لای پاهاش بود و داشتم کسش رو میخوردم دستام رو هم به سینه هاش رسوندم و شروع کردم به مالوندن سینه هاش که دیگه سفت شده بودن. الناز روی تخت بود و من زانوهام روی زمین بود و تو همین حین که صدای هر دو تا مون بلند شده بود یک دفعه احساس کردم کیرم گرم شد.برگشتم و این دفعه دیگه کم آوردم. پری با صدای من و النازهمونجور لخت دوباره از توی حموم بیرون اومده بود و با دیدن ما تو اون وضع دوباره حشرش زده بود بالا و اومده بود زیر پای من خوابیده بود و کیر من رو تو دهنش کرده بود. دیگه از این شهوت انگیز تر نمیشد که من داشتم کس الناز رو میخوردم و پریناز هم داشت کیر من رو میخورد. یه کم که گذشت الناز رو کشیدم به سمت پایین تخت و رو زمین خوابوندمش و الناز هم شروع کرد به خوردن کس پریناز. دیگه هر سه تامون تو اوج شهوت بودیم و که پریناز دوباره ارضا شد و با تکونهای شدید که به بدنش داد از دور خارج شد. من هم چون یک بار آبم اومده بود به این زودی های آبم نمیومد و الناز هم که هنوز ارضا نشده بود. دیگه وقتش بود که کون الناز رو هم فتح کنم .ولی تصمیم داشتم یه جور دیگه کار کنم . سرم رو از روی کس الناز برداشتم و بلند شدم وایستادم و نگاه شهوت انگیز الناز رو که دیدم دستش رو گرفتم و بلندش کردم.متعجب وایستاده بود و نگاهم میکرد که بغلش کردم و از روی زمین بلندش کرد.دستش رو انداختم دور گردنم و اونم پاهاش رو دور کمرم حلقه کرد. برای اینکه تعادلم رو از دست ندم به دیوار تکیه دادم و پریناز رو که تازه یه کم به خودش اومده بود رو صدا زدم تا بیاد با کرم سوراخ کون الناز و کیر من رو چرب کنه. پریناز بلند شدو اول با کرم کون پریناز رو چرب کرد و بعدش دوباره زیر پای من نشست و شروع کرد به بازی کردن با کیر من و چرب کردنش. تو همون حال دو تا از انگشتام رو به زور کردم توی کون الناز و شروع کردم به چرخوندن.الناز دیگه تو آسمونا بود و صداش همه جا رو برداشته بود. یه دفعه احساس کردم که پری داره سر کیرم رو به کون الناز میماله .انگشتام رو از کون الناز در آوردم و سرکیر من رو با سوراخ کون الناز یکی کرد و من هم یه کم الناز رو شل کردم تا بیاد پایین تر.شل شدن الناز همان و کیر من تا نیمه رفتن تو کون الناز همانا. الناز همچین جیغی کشید که یه آن احساس کردم پرده گوشم داره پاره میشه.ولی یه کم که گذشت النازساکت شد و بعد از یکی دو دقیقه الناز رو کاملا شل کردم و کیرم تا ته رفت تو کون الناز.الناز دیگه نای حرف زدن نداشت و همونجا سر پایی یه کم بالا پایین کردمش ولی خیلی زود خسته شدم. دیگه جونی نداشتم و میخواستم که کارم با الناز رو هم تموم کنم. یکی از قشنگترین صحنه هایی که من تو فیلمهای دیده بود وقتی بود که زن روی میز میخوابید و مرد از جلو میرکد توی کسش و با هر عقب جلو سینه زن بالا و پایین میرفت . همیشه با دیدن این صحنه ها تو فیلم ارضا میشدم. میخواستم با الناز هم همین کار رو کنم و با اشاره به پری فهموندم که روی میز بغل تختش رو خالی کنه. پری با دستش همه چیز رو ریخت روی تخت و حوله اش رو که از سکس با خودش اونجا مونده بود رو انداخت روی میز. منم الناز رو خوابوندم روی میز و خودم همونجور که کیرم توی کونش بود جلوش وایستادم.الناز دیگه حرفی نمیزد و فقط و آه و ناله میکرد.پاهای الناز رو آوردم بالا و شروع کردم به عقب و جلو کردن و با هر ضربه ای که به کون الناز میخورد اون سینه های کوچیکش که حالا سفت سفت شده بودن بالا پایین میپرید و همین منو بیشتر حشری تر میکرد ضربه هام رو محکمتر بزنم تا سینه های الناز بیشتر بالا و پایین بپره.آه و ناله الناز دیگه تبدیل به جیغ شده بود و بعد از یه مدت بدنش شروع کرد به لرزیدن و لرزش بدن الناز و دیدن بالا و پایین رفتم سینه هاش منو رو هم به مرز انفجار رسوند و چند لحظه بعد از اینکه الناز به اورگاسم رسید و من هم ارضا شدم و این بار دیگه ابم رو تو کون الناز خالی نکردم وهمونجور که پاهای الناز بالا بود کیرم رو در آوردم و گذاشتم روی کس الناز و پاهاش رو به هم چسبوندم به یه عقب جلو من هم ابم اومد که تا صورت الناز پرت شد.دیگه نمیتونستم وایستم و پاهام شل شده بودن . به زور الناز رو روی زمین خوابوندم و خودم هم کنارش افتادم. فقط حس کردم که پری داره من و الناز رو تمیز میکنه و چشمام رو بستم و حدود ده دقیقه بعد چشمام رو باز کردم که دیدم پری کنارم نشسته و داره بدنم رو میماله.واقعا از حال رفته بودم و یه کم که گذشت از جام بلند شدم. دیدم الناز رفته حموم و پری هم همونجور لخت کنارم نشسته. بعد از چند دقیقه الناز از حموم در اومد و پری دوباره رفت حموم. من اصلا حال نداشتم و دوباره دراز کشیدم . ده دقیقه بعد پری هم از حموم در اومد و منم که حالم یه ذره سر جاش اومده بود بلند شدم و رفتم حموم یه دوش گرفتم اومدم بیرون که دیدم الناز و پریناز فقط با یه شورت روی مبل نشستن. من هم بدنم رو خشک کردم و شورتم رو پوشیدم و رفتم بین شون نشستم. ساعت رو نگاه کردم دیدم نزدیک 7 . تلفن رو برداشتم و زنگ زدم خونه به مامان گفتم من بعد از شام میام و تلفن رو که قطع کردم سرم رو به مبل تکیه دادم و پاهام رو گذاشتم روی میز که دیدم الهام و پریناز هم سراشون رو کج کردن و گذاشتن روی شونه هام. مثل اینکه هر سه تامون از کاری که کرده بودیم راضی بودیم و بعدش الناز بلند شد و زنگ زد برای شام سفارش غذا داد. بعد از شام قبل از اینکه عمه ام اینا بیان لباسامون روپوشیدیم و من با یه بوسه از جفتشون خداحافظی کردم و رفتم سمت خونه. ولی هنوز برام باور نکردنی بود.

# : 19 Jul 2006 10:50


چقدر شما حمام رفتين بابا

# : 19 Jul 2006 14:19


جالب بود
ادامه بده

# : 30 Jul 2006 09:30


خوب بود ادامه بده

# : 4 Aug 2006 03:27


بابا ما که از اولش گفتیم این داستان تخیلیه
حتما باید میگفتم این یه داستان واقعیه که چند سال پیش برام اتفاق افتاده و من هنوز تو کفشم و از این چرت و پرتا

جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB