| نویسنده |
پیام |
|
|
اين داستان واقعیه
من و دوست دخترم (که آلمانيه و توی آلمان زندگی می کنه، من هم توی لندن زندگی می کنم)، خيلی دوست داريم جاهای عجيب غريب با هم سکس داشته باشيم. تا حالا توی يک مزرعه (وسط گندم ها)، توی ايستگاه قطار، توی يک رستوران (فقط دستمالی)، و توی قطار (دهنی و کامل) با هم حال کرديم. الان می خوام از يک بار که با هم توی قطار حال کرديم تعريف کنم.
دوسال پيش توی تابستون، تمام اروپا خيلی خيلی گرم شده بود و اصلا نمی شد رفت توی خيابون. ما هم دقيقا همون تابستون رو انتخاب کرده بوديم که کمی بگرديم و رفتيم پراگ و بوداپست. سرراه برگشت از پراگ، توی قطار جفتمون از گرما از حال رفته بوديم. پرده های کوپه رو کشيده بوديم و پيرهنمون رو در آورده بوديم و خودمون رو باد می زديم. من يک نگاهی به هيکل دوست دخترم انداختم و یه دفعه کلی حشری شدم. حواسش نبود، من هم دستم رو گذاشتم روی ممه هاش و شروع کردم باهاشون بازی کردن. اون هم بدش نيومد و اومد جلو و شروع کرديم ماچ و بوسه.
در اين بين هم طبعا" کير من شق شده بود و آماده بودم که خدمت عزيزجان برسم. دوست دختر من معمولا" دامن نمی پوشه و بيشتر اهل شلواره، اما اونروز بخاطر هوای گرم دامن کوتاهی پوشيده بود. من دستم رو کردم زير دامنش و زير شورتش و شروع کردم مالوندن چوچوله ش و انگشت کردن توی کسش (کسش اصولا" سه سوت خيس می شه!). خانم هم درجا وا داد و افتاد به آه و اوه کردن. معمولا" سکس های ما توی قطار منحصر می شد به انگشت کردن کس اون از طرف من و بعد هم يک کيرخوری کامل از طرف اون. اما اونروز خيلی حشری شده بود و می خواست بکنه.
من صندلی های قطار رو کشيدم جلو (از اين صندلی هايی بود که نيمه تخته خواب می شند) و نشستم روش و کيرمبارک رو درآوردم. دوست دخترم هم شورتشو در آورد و نشست روی کير من و حسابی به خودش حال داد. من هم چوچوله اش رو می ماليدم و بيشتر بهش حال می دادم. اما يک کمی می ترسيدم که مامور قطار بياد و کارمون زار بشه و بخاطر همين هم آبم نمی يومد. دوست دختر عزيزم هم بعد از اينکه حسابی حال کرد و ترتيب کس خودش رو داد، از تخت سلطنتی ميخ دار اومد پايين و با کمال احترام کل کير بنده رو کرد توی دهنش و حسابی ساک زد. اما کير ما خيال نداشت تف کنه! خلاصه خانم خوشگله من رفت پايين و شلوارکم رو کشيد پايين و شروع کرد به ليس زدن تخم هام و يک کمی هم سوراخ کونم (خانم ها، اگر بدتون نمی ياد، حتما اين کار رو بکنيد که دوست پسرهاتون کلی حال می کنند). هروقت اين کار رو می کنه، من آبم سريع مياد. خلاصه يک دقيقه نشده بود که بهش گفتم آبم داره مياد و اونهم سر کيرمو کرد توی دهنشو و تمام آبم رو خورد.
هنوز درست کارمون تموم نشده بود که رسيديم به ايستگاه لايپزيگ (کارمون بين درسدن و لايپزيگ بود) و فرصت نشد که دوست دخترم شورتش رو بپوشه. همونجور لخت نشست و تمام بقيه مسافرت که چندتا مسافر ديگه هم اومدن توی کوپه، با دامن کوتاه و بدون شورت (و دهنی که بوی آب کير میداد!) نشست بغل من (نمی دونم کسی کسش رو ديد يا نه!!!).
به هرحال، ما هردوتامون از بياد آوردن اونروز خيلی حال می کنيم و حشری می شيم و به يادش می يفتيم به جون همديگه!
|
|
|
خیلی با حال بود منم از لندن هستم
|
|
|
داستانت باحال بود
اگه وقت كردي يه كم آب و تابش رو بيشتر كن برام بفرست تا بزارم تو قسمت داستانهاي سايت
مرسي
سياوش
تازه امروز اولین روز از باقیمونده عمرته... کی میره این همه راه رو!
|
|
|
|
|
آخه تو آلمان رات مي دن
|
|
|
قدرت تخيلت خيلي خوبه !!!!!
|
|
|
آلي بود ... الي الي...
|
|
|
آدم خالي بند
|
|
|
مگه تو اروپا هم از اين قطار در پيتي هاي ايران هم داره!!!!!!!!! كه صندلي شون رو بكشي جلو تخت بشه!!!! دفعه بعد كه خواستي بنويسي به مكان اتفاق ماجرا هم توجه كن
|
|
|
|
|
از اون حرفها بودها! يعنی مردم توی اروپا وقتی مسافرت می کنند، قطارهاشون تخت خواب شاهانه داره؟ قطار يا تخت خواب داره يا «کوشت» که همين صندلی ها تخت خواب شو باشه! قطار درپيتی هم نديدی. انشالله اگر يکدفعه بدبختی سوار شدن به قطارهای کانکس از لندن به دوور نصيبت شد، بهت می گم که قدر قطارهای مشهد رو بدونی! قطارهای بين شهری غير سريع والسير آلمان هم دقيقا" از همين صندلی ها دارند که توی داستان ذکر شده!
اشکال هم می گيری حداقل تخمی نگير!
|
|
|
hala man kari be dastane in baba nadaram vali too europe ham az in ghatarha peyda mishe hatta badtaresh ham hass too oroopaye sharghi
ghabele tavajohe mehmat
aali doroste jigar na aali
|