صفحه اصلی
|
صفحه اصلی انجمن
|
عکس سکسی ایرانی
|
داستانهای سکسی
فیلم سکسی
|
سکسولوژی
|
خنده بازار
|
داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها
|
پاسخ
|
وضعیت
|
ثبت نام
|
جستجو
|
قوانین
|
آخرین ارسالها
|
انجمن آویزون
/
ورزش
/
پرسپوليس*افشين قطبي
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
.
11
.
>>
نویسنده
پیام
fireplace
اعضا
#
: 22 Jun 2008 23:43
نامه یک هوادار به قطبی
يکشنبه 5 خرداد : امروز قراره از مسافرت ايرانگرديت برگردي...شهر پر از شايعه است و من هيچکدومش رو باور نميکنم چون ايمان دارم تو مثل هيچکس نيستي...راستی عکست روی جلد همشهری جوان چه قدر جذابه! چه قدر با این شیر خاطره داشتیم٬ همه در موردت حرف زدن امپراطور...از علی پروین و ناصر حجازی بگیر تا نیکی کریمی و پژمان بازغی منم حرفامو بعدا میزنم فعلا این هفته سرنوشت سازه میدونی که!
دوشنبه ۶ خرداد: غزاله sms ميده و ميگه که قراره امشب بيايي برنامه ي نود و همه ي ناگفتني ها رو بگي٬ميشناسمت و ميدونم بازم ميخواي از همه تشکر کني حتي از اونايي که جون مادرشون رو قسم ميخوردن که باعث سقوطتت بشن!٬قراره آخر اين هفته همه چي معلوم شه...بايد صبر کنم
**********
دوشنبه ۶خرداد بعد از نود : گريه کردم...گريه کردم اما دردمو نگفتم! چه قدر اين ترانه ي يغما به اشک هايت مي آمد امپراطور...گلايه نکردي...از شيريني هاي حضورت گفتي و اشکي ريختي که فقط من و امثال من که ازاول فصل در جريان اتفاقات پيش اومده بوديم معناش رو درک کرديم...چه تيزهوشانه ازمون خداحافظي کردي امپراطور...و من چه ساده انگارانه باور نميکنم٬گفتی تاآخر هفته جواب قطعي رو ميدي...صبر ميکنم!
**********
سه شنبه ۷ خرداد: امروز جلوي روزنامه فروشي بدجوري خشکم زده بود...تيترهاي رنگيني که خبر از رفتنت ميداد...هنوزم باور نميکنم...قراره فردا شب بيايي مثلث شيشه اي اونجا ديگه حتما همه چي رو ميگي...تا فردا هم صبر ميکنم
چهارشنبه ۸خرداد: بر خلاف هماهنگي هاي قبلي روناک اينا خونه نيستن.٬مثلث شيشه اي رو نميتونم ببينم. دارم حرف هات رو تو ذهنم مجسم ميکنم...من فکر ميکنم خيلي سخته با پرسپوليس تو آسيا حضور داشتن ولي به خاطر اين هوادارا قبول کردم که بمونم! چه خوب ميشد اگه اينو ميگفتي امپراطور...با صداي زنگ sms از رويا ميام بيرون.٬یاسمنه داره ميگه خبري از حضورت درمثلث نيس و حبيب کاشاني از پشت تلفن داره يه حرف هايي ميزنه...يه حرف هايي که باور کردنشون مثل کابوسه...ميگه امپراطور نميخواد بمونه! ولي هنوز خودت چيزي نگفتي....پس باور نميکنم و صبر ميکنم
**********
دم دماي صبح پنجشنبه ۹ خرداد: خواب ديدم روز بازي با سپاهانه و من طبقه بالاي استاديوم هستم به هيچ چيز توجه نميکردم از نرده ها آويزون شده بودم و فرياد ميزدم امپراطور بمون....اونقدر صداي فريادم بلند بود که از صداي خودم از خواب پريدم...ديگه خوابم نبرد...چند ساعت بعد رفتم بيرون مثل هميشه کنار دکه روزنامه فروشي...قطبي شنبه ميرود براي هميشه...يک تيتر ديگه هم هست...شنبه همه را غافلگير ميکنم...يعني چي کار ميخوای بکنی؟ شايد ميخوای بگی به خاطر دل هوادارا ميمونم...پس تا شنبه هم صبر ميکنم
پنجشنبه شب ۹ خرداد: از صبح صد دفعه سايت 90 رو چک کردم...چه قدر خوب که هيچ خبري ازت نيست امپراطور! شايد سايت هم قراره مثل خودت شنبه غافلگيرمون کنه با لبخند سايت 90 رو ميبندم يه احساس عجيب بهم ميگه به وبلاگ مازيار ناظمي سر بزنم آخه اونم مثل من طرفدار امپراطوره حتما خبرايي داره...فکراي مختلف از مغزم رد ميشه منفي ها رو دور ميکنم چون ازت ياد گرفتم هميشه مثبت فکر کنم...وبلاگ مازيار ناظمي باز ميشه...دستم رو موس يخ ميزنه! قطبي رفتني شد!!! اين يکي رو ديگه نميدونم بايد باور کنم يا نه...کامنت ها رو باز ميکنم و يه کامنت شوخي ميذارم چون هنوزم " دلم نميخواد" باور کنم هر چند که به نظر باور کردني ميرسه...يوروم همسر قطبي ديگر تمايلي به ماندن در ايران ندارد! به همين سادگي و به خاطر همين دليل امپراطور رفتني شده...ناظمي ميگه چه قدرتي داره اين خانوم يوروم که براي چند میلیون هوادار تصميم گيري ميکنه و من مبهوتم از اينکه چرا امپراطور........؟؟؟
ظاهرا امروز همه چي قطعي شده ولي باز هم من دوس دارم تا شنبه صبر کنم...قراره غافلگيرمون کني امپراطور
جمعه صبح ۱۰ خرداد: دیشب بدترین شب عمرم بود...سردرد عجیبی داشتم که در تمام طول عمرم نظیرش رو تجربه نکرده بودم٬ ۸ ساعت خوابیدم و الان ۵ صبحه و من بیدارم...بازهم سایت های ورزشی رو چک میکنم...هیچ خبری ازت نیست امپراطور٬ دلشوره دارم از پشت صحنه برنامه ی نود یه خبرایی به بیرون درز کرده بود٬ میگن اونجا گفتی موندنی نیستی...باور کنم یا صبر؟
ازت یاد گرفتم تا دقیقه ی آخر امید داشته باشم٬ برای منی که همیشه با ناامیدی از همه چیز حرف میزدم این یکی از بزرگترین درسهایی بود که بهم یاد دادی٬امیدواری تا آخرین ثانیه...ولی نمیدونم چرا حرفام شبیه مرثیه ی رفتن شده!
چه قدر این عکست رو دوست دارم امپراطور...چه قدر آرزو داشتم دوباره زمان به عقب برگرده و همه چی بشه مثل اواسط مرداد ماه سال گذشته!
آهنگMy Immortal رو دارم گوش میدم...با تمام وجودم حسش میکنم
And if you have to leave, I wish that you would just leave
Your presence still lingers here
And it won't leave me alone
اگه میخوای بری آرزو میکنم زودتر بری٬ چون وجودت رو هنوز اینجا احساس میکنم و منو تنها نمیذاره...
آره خیلی حرف دل منه...گریه میکنم بدون اینکه دلیلش رو بدونم
*******
جمعه ظهر ۱۰ خرداد: از صبح عین روح سرگردون تو خونه میچرخم٬ حوصله ی هیچی رو ندارم٬ گوشیم خاموشه چون میترسم sms های تلخ به دستم برسه٬ از کانکت شدن به اینترنت هم میترسم گاهی وقتا بی خبری بهتره!
ساعت سه بعد ازظهره...با بی میلی هر چه تمام تر دارم نهار میخورم٬ تلویزیون روشنه و مثل اغلب اوقات رو شبکه ی جام جم...اخبار ورزشی شروع میشه مازیار ناظمی رو که میبینم بی اختیار به یاد مطلب دیشب وبلاگش میفتم...چشامو میبندم و سعی میکنم که فراموش کنم...شروع میکنه به خبر خوندن٬ خبر اولش....امپراطور این چی داره میگه؟ جدایی قطبی از پرسپولیس قطعی شد؟!؟ دلم میخواد بخندم و بگم چه خبر چرتی ولی انگار دیگه نمیشه...دیگه "مجبورم" که باور کنم!
یک لیوان آب سرد و بعد اومدن به اینترنت٬شاید خنده دار باشه ولی این بار از سایت ۹۰ هم میترسم پس مسیرم رو عوض میکنم و میرم خبرگزاری فارس به اونا بیشتر اعتقاد دارم....
....به گزارش خبرگزاري فارس، افشين قطبي پس از مذاكرات پي در پي با مديرعامل و اعضاي هيئت مديره، براي تمديد قرارداد با پرسپوليس به توافق نرسيد. به همين دليل، روز يكشنبه تهران را به مقصد سئول ترك خواهد كرد.
وي در هفتمين دوره ليگ برتر به عنوان سرمربي پرسپوليس انتخاب شد و در همين فصل موفق شد قهرماني را براي سرخپوشان به ارمغان آورد.
قطبي به دليل مسايل خانوادگي و مسايل فني حاضر نشد يك فصل ديگر در اين تيم باشد. به همين دليل، در روزهاي آينده راهي كره جنوبي ميشود!
دیگه صبر کردن بی فایده است...داری میری امپراطور؟ بی خداحافظی؟
به قول خودت اشک تو چشمام پر شده سایت ۹۰ هم خبراش دست کمی از خبرهای فارس نداره.میگن امروز میخواستی بیایی تو ورزش ومردم و از همه خداحافظی کنی ولی مامورین حراست سازمان باهات بدرفتاری کردن و تو پشیمون شدی و برگشتی!
ما ایرانی ها عادتمونه که روزهای آخر بد بدرقه باشیم...ببخش امپراطور...
مدت ها بود که دلم میخواست برات این چیزها رو بنویسم اما بهانه ای نداشتم و حالا چه بهانه ای معصومانه تر از رفتنت؟
سالها بود که معبد آزادی برای من بدرنگ و خشن شده بود٬ سالها بود دیگه بین اون دیواره های سیمانی عشقی رو نمیدیدم که به خاطرش پای تلویزیون میخکوب بشم٬ سالها بود به این نتیجه رسیده بودم فوتبال مال آدم های سطح پایینه جامعه اس. دیگه شور و شوق و هیجانی وجود نداشت تا به گذشته برگردم و یادم بیاد من هم یه زمانی قاطی همون آدم ها بودم و فوتبال برایم چیزی بود شبیه همه چیز!
دو هفته از لیگ هفتم گذشته بود که یاسمن تو رو به من نشون داد٬ دلیلش هم جالب بود...چون تو رو شبیه خوزه مورینیو میدید! کسی که هم من و هم یاسی به عنوان یک شخص جنتلمن و فرهنگ ساز قبولش داشتیم٬ صحبت های اول فقط حول محور شخصیت تو بود و نهایتش هم چند عکس که تو رو سر تمرین نشون میداد...چند روز بعد تو ۹۰ دیدمت داشتی فارسی حرف زدن خودت رو به حرف زدن کلاغ تشبیه میکردی و قول میدادی چند هفته ی دیگه مثل بلبل صحبت کنی٬ اولین بار بود که میدیدم یک مربی (یک انسان) در فوتبال ما خودش رو به سخره بگیره...چه قدر متفاوت بودی امپراطور!
عوض شدن فضا و آشنا شدن با دوستان جدید اینترنتی باعث شد تو از قالب یک شوخی و یک سرگرمی کوچیک بیرون بیایی و جدی تر بشی...تو باعث شدی من استقلال رو فراموش کنم (اتفاقی که هنوزم باورش برام سخته) باعث شدی دوباره یک روزنامه خون حرفه ای بشم...دوباره تقویم و تاریخ بازی های لیگ برام مهم بشه...دوباره شور فوتبال به وجودم برگرده.دوباره باورم بشه تو این دنیای تاریک و مبهم یک چیز مهم دارم...یک دلهره برای حفظ یک ارزش٬ یک خواسته از خدا...موفقیت تو!
تو این مملکت که انگار اشک شوق ریختن و خندیدن از ته دل حرامه تو کار بزرگی کردی...به ۲۸ اردیبهشت هم میرسیم...به اون ۷ دقیقه تا بهشت!
حتما خودت هم فهمیدی دلیل اینهمه محبوبیت فقط فوتبال و قهرمانی نبود که اگر بود پس چرا علی دایی با اون کوله بار افتخارات یک هزارم محبوبیت تو رو نداره؟
تو تجسم همه ی ایده آل های جوون های ایران بودی٬ تحصیلات عالیه تو بهترین دانشگاه٬ موفقیت تو کار٬ کار کردن با بزرگان حیطه ی شغلیت٬ شخصیت و بزرگ منشی٬ احساسات خالص و نابی که یک ایرانی اصیل باید داشته باشه ولی همه در این روزهای ایران فراموشش کردن٬ ادبیات محترم و منظم و خیلی چیزهای دیگه که ذهن کوچیک من یاری نمیکنه تا بگم.
سادگیمو ساده نگیر! تو به همه یاد دادی در عین اینکه میتونی ساده باشی و دست های آلوده ی پشت پرده رو نبینی ٬قهرمان بشی...و چه قدر سخته گالیور بودن در سرزمین کوتوله ها!
تو برنامه ی ۹۰ گفتی همیشه پدرت میگفته محبت کردن مجانیه...ولی اینجا تو این مملکت نمیشه زیاد به این حرف تکیه کرد. فکر میکنم حرفی که خودت چند ماه پیش در مصاحبه ات با همشهری جوان زدی بیشتر به حقیقت نزدیک باشه..." اینجا به دیوار هم تکیه میدی از پشت میگیردت!" و تو چه خوش باورانه به کسانی تکیه کردی در پشت لبخندهای تلخشون تراژدی غم انگیزی رو برات میساختن و امروز چه قدر من خدا رو شکر میکنم بابت رو سیاهی آنان!
میدونی امپراطور...با همه ی دلتنگی که از همین الان هم شروع شده و میدونم ماه ها با من همراهه ولی از رفتنت خوشحالم٬ ازاینکه باز هم مثل همیشه با هوشیاری تو آخرین حرکت همه رو مات کردی احساس خوبی دارم...امیر قادری مثال خیلی جالبی در موردت زد...وقتی گفتی تو اصفهان رفتی مسجد عباسی و تحت تاثیر فضاش قرار گرفتی امیر گفت دقیقا چند کیلومتر اون طرف تر از مسجد عباسی مکانی هست به نام "باتلاق گاوخونی"! اگر میخواستی تحت تاثیر همین فضاها بمونی و با احساست تصمیم گیری کنی چه بسا چند ماه بعد گرفتار باتلاقی میشدی که گاوخونی در برابر هیچ بود...شوخی که نیست امپراطور٬ پرسپولیس و آسیا! اونم با این تیم! با این دستیارانی که.....با این بچه هایی که.....
و تو بهتر از هر کس دیگه ای میتونی این نقطه چین ها رو پر کنی!
تو بحث های این چند روزه حرف های قشنگ زیاد شنیدم یکی میگفت احساس ما بهت دقیقا مثل احساس یک پدر و مادره نسبت به بچه اشون!اکثر پدر مادرها دوست دارن بچه هاشون تا آخر عمر پیششون بمونن تو همه لحظات شادی و سختی کنارشون باشن و در نهایت هم بشن عصای دستشون...مثل ما که دوست داریم تو تا همیشه در پرسپولیس بمونی حتی اگه موفقیتی حاصل نشه٬ ولی یه عده ی دیگه متفاوت تر فکر میکنن...اونا بچه هاشون رو از خودشون دور میکنن تا درجا نزنن تا تلاش کنن برای موفقیت و به اوج برسن٬ درسته که تو شادی و اندوه کنارشون نیستن ولی مایه افتخارشون هستن٬ دیگه محدود به یک خانواده نمیشن و شاید یک نسل بتونه به وجودشون بباله. هر چند خیلی سخته ولی ما تلاش میکنیم جزو گروه دوم قرار بگیریم٬ ما از خودمون میگذریم تا همیشه تو رو تو اوج ببینیم امپراطور...چیزی که به حق شایسته اش هستی.
قبلا هم گفتم تو اولین نفری نیستی که ما ازش میگذریم تا دیگران بهش افتخار کنند٬ مملکت ما از پای بست ویرانه...نمیدونم تو این دیار چی میتونست تو رو ترغیب کنه برای دوباره موندن و دوباره کار کردن٬ شاید به قول خودت فقط سبزیجات و میوه جاتش برات جذاب بوده! سرزمین من مردمی داره با حافظه ی تاریخی کوتاه٬ مردمی که پهلوان زنده رو عشق میدونن٬ مردمی که عظیم ترین عشق ها و عاشقانه ها رو در گذر زمان فراموش میکنن٬ سرزمین من جای تو نبود...توئی که از کودکی بهت یاد دادن بخشنده باشی. از منافع خودت بگذری تا اطرافیانت خوشحال باشن...مردم سرزمین من چیزی به اسم "گذشته ها گذشته!" رو بلد نیستن اینجا تا آخرین لحظه به فکر انتقام هستن و این مملکت خشن و بی رحم جای تو نبود! ( مملکت خشن و بی رحم رو از دیالوگ گلشیفته در سنتوری وام گرفتم...چه عمیق نوشته بود مهرجویی!)
هیچوقت نمیتونم خاطرات حضورت رو فراموش کنم٬ اگر یه روزی این اتفاق بخواد بیفته فایل عکس هایت که حالا نزدیک به ۷۰۰ تا شده اجازه نمیده...گل هایی که از سایت قرمزته دانلود کردیم و عکس العمل های شیرین تو هم کنارش هست...مصاحبه های مکتوبت در سایت ها و روزنامه ها٬ تکیه کلام هایی که بدجوری به دل آدم مینشست...واقعا تو فراموش شدنی نیستی امپراطور.
تو برای من سوای همه ی نکات مثبتت نقش یک معلم بزرگ رو داشتی...کسی که ازش "واقعا" یاد گرفتم.کسی که دنیاش با من خیلی متفاوت بود ولی درس های بزرگی بهم داد که فکر میکنم تو هیچ مکتب و مسندی نمیتونستم تجربه اش کنم. همیشه فکر میکردم عوض کردن فرهنگ یک ملت یا در مقیاس کوچیکتر یک گروه خیلی کار سختیه ولی تو بهم نشون دادی میشه بهترین بود...میشه متفاوت بود و همه رو جذب کرد و در نهایت زمان رفتن وقتی پشت سرت رو نگاه میکنی ببینی که همه (با شدت و ضعف های مختلف) مثل خودت شدن...به همین راحتی! به خاطر خلقت تو همیشه خدا رو شکر میکنم!
"اگر قرار باشد سر یک سامورایی به ناگاه قطع شود؛ او باید بتواند یک کار دیگر را با موفقیت به انجام برساند.اینو برا این میگم که مطمئنم قطبی سال بعد تو پرسپولیس نمی مونه...که امیدوارم نمونه. چون با این اسطوره ای که از خودش ساخته؛ بزرگتر از این حرفاس که بخواد با موندنش یه کاری کنه بقیه گند بزنن توش... با اون مصاحبه خوردبین که گفته بود قطبی نمی مونه؛ و با این همه آدمای عوضی که دورش و گرفتن و هرکدوم از اینا میتونن یه سر قطع شدن لقب بگیرن... قطبی یه کار دیگرو هم با موفقیت به پایان رسوند... قهرمان شد."
این پاراگراف بالا باز هم از امیر بود...و چه قدر نزدیک به دل من حرف میزنه این بشر!
ديگه وقتش بود. بهترين لحظه براي بالا پريدن و اشك ريختن درست دقيقه 96 بود. لحظه اي كه براي يه آن فكر كرديم آخرين موقعيت امپراطور براي ثابت كردن خودش و ما يه راست اوت شد. ولي فردوسي پور باتمام وجودش داد زد توي دروازه . واونوقت بود كه خدا ميدونه چندميليون نفر همديگرو بغل كردن و اشك ريختن. وقتي فكرشو ميكني كه اينجا همه چيزو همه كس دست بدست هم ميدن تا نتوني هيچوقت از فرط خوشحالي گريه كني اونوقت قدر تو خليلي رو بيشتر ميدونيم.میدونی امپراطور...اگه ۲۸ اردیبهشت اون توپ گل نمیشد و تو قهرمان نمیشدی من تا ابد یک گلایه بزرگ از خدا در دلم باقی می موند...ولی خوشحالم که خدا هم نشون داد هواتو داره..نشون داد به وقتش صدای همه رو میشنوه...یاد یه جمله قشنگ میفتم: وقتی که عشق فرمان بده٬ تقدیر سر خم میکنه! و ۲۸ اردیبهشت ۸۷ نمونه ی عینی این جمله رو دیدیم...چه روزی بود امپراطور...چه روزی بود!ديگه تو اين دنيا نبوديم ، در بهشت بوديم اونم شادترين جاش، شادترين قسمت هستي بوديم و در آغوش هم اشک میریختیم ، فاصله نااميدي و اميد چقدر كوتاه بود...تو چه سخاوتمندانه به ما یاد دادی که تا آخرین لحظه بجنگیم و امیدمون رو از دست ندیم...
خوشحالم حالا که داری میری این عکس های شاد رو برای ما به یادگار گذاشتی...اینجوری عذاب وجدانمون بابت اون همه فشاری که بهت وارد شد کمتر میشه.به سلامت امپراطور...برو جایی که همیشه بتونی بخندی اونم از ته دل. جایی که دیگه کسی نباشه تا باعث سفید شدن موهات بشه.جایی که جواب لبخند رو با لبخند بدن...جایی که "قدر" تو رو بدونن...همیشه دوستت دارم و هیچوقته هیچوقته هیچوقت فراموشت نمیکنم...تو بهترین بودی.
mehran_2
اعضا
#
: 22 Jun 2008 23:49
fireplace
ای ول.... خیلی باحاله
در ضمن..... بعضی ها کجا تشریف دارند؟
fireplace
اعضا
#
: 22 Jun 2008 23:54
mehran_2
سلام چطوری
امروزم قاچاقی اومدم
تا نهم شر این امتحانا کنده بشه ایشالا ... در خدمتیم
mehran_2
اعضا
#
: 23 Jun 2008 00:33
Quoting: fireplace
سلام چطوری
مخلصیم
Quoting: fireplace
ا نهم شر این امتحانا کنده بشه ایشالا ... در خدمتیم
ایشا....
sexnasa2008
اعضا
#
: 23 Jun 2008 00:40
به اطلاع همه پرسپولیسهای مقیم مرکز و غیر مرکز میرساند
داریوش مصطفوی
به عنوان مدیر عامل جدید پرسپولیس منصوب گردید
بدین ترتیب مقدمات به فاک رفتن این تیم مردمی کاملا مهیا شد
خودم پرسپولیسی هستم
تمام.
mehran_2
اعضا
#
: 23 Jun 2008 00:45
Quoting: sexnasa2008
داریوش مصطفویبه عنوان مدیر عامل جدید پرسپولیس منصوب گردید
جانه من!!!!!!!!!!!!!! اخه جنسه مصطفوی با این اعضای خیات مدیره نمیخوره که.... نمیگم مصطفوی خوبه یا بد.. ولی از جنسه اینها نیستش که... چطور اونو کردن مدیر عامل
sexnasa2008
اعضا
#
: 23 Jun 2008 00:50
Quoting: mehran_2
جانه من!!!!!!!!!!!!!! اخه جنسه مصطفوی با این اعضای خیات مدیره نمیخوره که.... نمیگم مصطفوی خوبه یا بد.. ولی از جنسه اینها نیستش که... چطور اونو کردن مدیر عامل
باور کن داش مهران....بالاخره خایه مالی سازمان رو کردن تو قضیه کمیته انتقالی باید بدرد یه جایی بخوره دیگه
...داش مهران حالا ببین کی گفتم ..از همین ممد مایلی کلنگ یکی از اصلی ترین گزنیه های سرمربی گری پرسپولیس هستش
...که احتمالش خیلی زیاد بشه سرمربی
وای به حال پرسپولیس
تمام.
sexnasa2008
اعضا
#
: 23 Jun 2008 00:51
Quoting: mehran_2
اخه جنسه مصطفوی با این اعضای خیات مدیره نمیخوره که
اعضای هیات مدیره هم به کل عوض شدند
نژاد فلاح ..فرخ زادی..اخوندی(مسئول بخش روابط عمومی سازمان )و یکی دیگه
تمام.
fireplace
اعضا
#
: 23 Jun 2008 09:10
اخوندی
این یارو از اون پفیوزاست ... حال کردم اون شب صفایی تو نود بد رید به اینو اون مرتیکه هاشمی
pesar baz
اعضا
#
: 23 Jun 2008 15:01
به به .ميبينم كه تايپيك در نبود من كوچولو جون گرفته و بچه هاي پرسپوليسي عزيز محبت داشتن به تايپيك
_در مورد fireplace *نامه يك هوادار به قطبي* ميگم كه خيلي خوب بود .ممنون ازت
_در مورد داريوش مصطفوي و هيئت مديره جديد بايد بگم كه فرخزادي و آخوندي مشكل ساز ميشن و اميدي بهشون نيست ولي مصطفوي رو قبولش دارم.ميتونه موفق بشه.
راستي سعيدلو رفته يا هست؟؟؟؟
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
.
11
.
>>
جواب شما
»
نام
»
رمز عبور
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از
این قسمت
عضو شوید.
Powered by
MiniBB