| نویسنده |
پیام |
|
|
پوستشو میکندم ..میدادم به سرخپوستا واسه خودشون طبل درست کنن
|
|
|
میدادمش دست سرخ پوستا تا لختش کنن...........................و....................... و................................بشه خودت جاهی خالی رو پر کن
.هی فلانی شاید زندگی همین باشد.....................
|
|
|
Quoting: sammandar میدادمش دست سرخ پوستا تا لختش کنن.....بدند زنان قبیله لباس . خوشگل.....................و............زیبا تنش کنن........... و....ونازی سرور اونا ............................بشه خودت جاهی خالی رو پر کن
عشخ کردی چه جوری جای خالی رو پر کردم
میدادم کچلش کنن
|
|
|
|
|
میبر دمش یه جایی که دیگه نتونه از خلاقیتش استفاده کنه
.هی فلانی شاید زندگی همین باشد.....................
|
|
|
ابرو هاشو با مو چین ..همه رو ور میداشتم
|
|
|
لختش میکردم بعد دست بهش نمیزدم
همه ویروسی میشن میگی نه نگاه کن ( مهدی )
|
|
|
Quoting: viirusi لختش میکردم بعد دست بهش نمیزدم
زود می بردمش فلکه ملک آباد تو بیمارستان حجازی بستریش می کردم
هنگامي که يک نفر دچار توهم مي شود، ديوانه اش مي گويند. هنگامي که افراد بسياري دچار يک توهم مي شوند، مؤمن شان مي خوانند.
|
|
|
Quoting: ostad_touraj زود می بردمش فلکه ملک آباد تو بیمارستان حجازی بستریش می کردم

همه ویروسی میشن میگی نه نگاه کن ( مهدی )
|
|
|
|
|
رو پستونکش فلفل میریختم.
اين ازون ماستا كه فكر ميكني نيست
|
|
|
تو کوچه میرقصوندمش اونم لخت
همه ویروسی میشن میگی نه نگاه کن ( مهدی )
|