صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / شوخی و گفتگو آزاد سکسی / بدترین فحشی رو که بلدی بگو.
<< 1 ... 225 . 226 . 227 . 228 . 229 . 230 . 231 . 232 . 233 . 234 . >>
نویسنده پیام
# : 10 Oct 2008 02:51


mmmmmmmmmmina
چطوری ؟

پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود و به ماهی نگاه میکرد و میگفت:سقف قفست شکسته چرا پرواز نمیکنی؟!
# : 10 Oct 2008 02:55


Quoting: send
mmmmmmmmmmina
چطوری ؟

خوبم خودت چطوری دختر؟ کلاسها در چه حالن؟

# : 10 Oct 2008 02:56


Quoting: send
چون در حالت کلی من با فحش دادن مخالفم

پس عجب تاپیکی زدی؟

# : 10 Oct 2008 02:58


دختر باشه " پیرزن ایکبیری"
پسر باشه " چروکیده خشکیده "


******* ارزش زندگی به دیدن لبخندهای تو خلاصه میشود ... برای نفس کشیدن من هم شده ، بخنــــــــــــــد *******
# : 10 Oct 2008 03:00


همینجوری
اخه معمولا از فحش استفاده نمیکنم
اخرش بگم دیوونه
یا غلت کردی

پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود و به ماهی نگاه میکرد و میگفت:سقف قفست شکسته چرا پرواز نمیکنی؟!
# : 10 Oct 2008 03:00


lili naze


پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود و به ماهی نگاه میکرد و میگفت:سقف قفست شکسته چرا پرواز نمیکنی؟!
# : 10 Oct 2008 03:03


Quoting: mmmmmmmmmmina

خوبم خودت چطوری دختر؟ کلاسها در چه حالن؟

قربونت برم

پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود و به ماهی نگاه میکرد و میگفت:سقف قفست شکسته چرا پرواز نمیکنی؟!
# : 10 Oct 2008 03:11


طريقه فحش دادن افراد مختلف
@ يك وكيل مجلس اين طور فحش مي‌دهد:

احمق بي‌قانون، كودن، بي اعتبارنامه، تو از مصونيت اخلاقي خود سوء
استفاده كرده‌اي. بدتركيب، ‌قيافه
كبود. ديگر اعتماد من از تو سلب شد. ديگر دوستي من و تو وخيم گرديد.
مرده‌شور آن صداي زنگوله مانندت
را ببرد. يك جلسه ديگر اگر جلوي چشمم بيايي استيضاحت مي‌كنم !

@ يك افسر این طور فحاشي مي‌كند:

زنيكه بي‌انضباط. اي توپ، اي مسلسل، شمشير توي فرق سرت بخورد، يابوي بي
ركاب. آجر نظامي
توي سرت بخورد. يغلبي ، چخماق ، الهي توي صف مرده‌ها بري !

@ يك كارمند اداره مي‌گويد:

خفه شو، پرونده ناقص، دون اشل، الهي اسمت جزو مراسلات فوت شدگان به آن
دنيا ارسال شود، الهي
در قبرستان براي هميشه بايگاني شوي، لامذهب، بي دين، مديركل! الهي از
اين دنيا اخراج بشي!

@ يك درشكه‌چي :

تف برويت، كپي اوغلي. حيوون عليشاه، مگر اينجا طويله است؟ لامروت مثل
خيابان سنگفرش مي‌ماند!
آقا مي‌گيرم سوتت مي‌كنم كه دو كورس اونطرف‌تر
بيايي پايين، رنگش مثل پهن مي‌ماند!

@ يك خياط:

اي بي قواره، بد برش، بي آستر. به خدا چاك دهنت را مي‌دوزم. گوشهايت را
قيچي
مي‌كنم .
مرده‌شور صورت آبله‌اي سوزن سوزنيت را ببره، در عالم رفاقت صد دفعه ترا
پرو كردم اما باز هم ناصاف از
آب درآمدي. خوبه، بسه ديگه، جلوي حرفهايت را درز بگير... باشه، باشه
اين بود اجرت. بيست سانتيمتر
دوستي من كه حالا با دو ذرع و سه چارك قد،‌ قلب مرا بشكافي؟

@ يك بازاري محتكر:

دِهه... چك بي‌محل را تماشا كن. سفته سوخت شده را ببين. دلال مظلمه را
بپا ! مرديكه، پنجاه و سه
پارچه آبادي كه دارم توي سرت بخوره، الهي زير ماشين بيوك بري، خير
نديده بي‌اعتبار. تف تمام مستاجرينم به ريش پدرت، درد و بلاي
سرقفلي‌هام
بخوره توي كاسه سرت. محتكر حماقت و لجاجت! برو حجره‌ات را تخته كن عمو :D


پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود و به ماهی نگاه میکرد و میگفت:سقف قفست شکسته چرا پرواز نمیکنی؟!
# : 10 Oct 2008 03:13


گه نفر قبلیت بهت فحش بده.....



یه کف گرگی نثارش میکنم



دهنش رو سرویس میکنم


اوه خیلی گندس زورم بهش نمیرسه


معرفیش میکنم به کانون اصلاح و تربیت


همینجوری نگاهش میکنم


با همین دستام خفش میکنم


به ارشادی میگم


فرار میکنم..میترسم ازش خیلی وحشتناکه


کاریش ندارم چون دیوونست


جرات نداره همچین کاری کنه چوت زورش به من نمیرسه


تا دیروز به لواشک میگفت لحاف تشک ...حالا فحش یاد گرفته


خیلی بچه گلیه ... این کارا ازش بعیده


اه اه چه بی ادبه اصلا خوشم نیومد



ادب از که اموختی؟



میگم به به اینم حرفیست .. خیلی ممنون



اگه به بابات نگفتم...یه اشی واست نپختم


پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود و به ماهی نگاه میکرد و میگفت:سقف قفست شکسته چرا پرواز نمیکنی؟!
# : 10 Oct 2008 03:24 | ویرایش بوسیله: send



فلسفه ی فوحش خیلی پیچیده است چه بسا فوحش هایی که هر کس می ده بیانگر شخصیت و درون او باشد . اما از اونجا که فوحش در بین دانشجویان امروزه ی ما جایگاه بسیار ویژه ای دارد بنده شما رو با تعدادی از اونها آشناتون می کنم که از شهرت ویژه ای برخوردارند :
دانشجوی تهران شمال :
بی ادب , تو واقعا عقلتو از دست دادی دیوونه . منو ترسوندی بی شعور ( تلفظ : بی ششووور ) امیدوارم ولنتاین کچل شی . بد بد بد
نکته : وقتی می خونید این قسمتو سعی کنید لباتون تا حد امکان غنچه باشه
دانشجوی تهران جنوب :
.... .... .... ..... ... .. ... ... ( کلا سانسور شد )
نکته : البته واضح و مبرهن است که خوب و بد همه جا هست بعضی دانشجویای فنی تی . جی خیلی هم با حالن مخصوصا بروبچ نقشه . باز کسی نگه تابلو کردم
نشجوی دانشگاه تهران :
وطن فروش مزدور , لیبرال خود فروخته , مخل نظام , تو حق شرکت در انتخابات بعدی رو نداری با اون کاندید از خودت نفهم تر , فاشیست تند رو
( توجه داشته باشید که موضوع دعوا سیاسی بوده )
دانشجوی پزشکی :

در دیکشنری این بروبچ کلمه ی فوحش تعریف نشدست
دانشجوی هنر :
من شعر دوازدهم از هشت کتاب استاد سهراب رو به تو بی ادب بی فرهنگ تقدیم می کنم امیدوارت گیتارت بشکنه و تا اخر عمر یکه و تنها و بی عشق و ژولیت بمونی .
وفتی هم کار بالا می گیره کاریکاتور همدیگه رو می کشن .
دانشجوی الهیت :
یا ایهو الذی فحشو فحشً فاحشتن ای هستیت به عدم مبدل , ای دچار دور تسلسل شده , ای علتت به ممکن الوجود گرویده , فلسفه ی تو دچار تضاد شده و من به خود اجازه ی بحث نمی دم .... *
*: این آخری که گفت از اون ناجوراش بود که فلش بک زد به دوران دبیرستان و رشته ی علوم انسانی که می خوند و واسه خودش یلی بود
دانشجوی تربیت بدنی:
به من گفتی ... , ... خودتی و جد و آبادت
به همین کوتاهی البته بعدش یه 2 ساعتی بزن بزن می شه
دانشجوی زبان خارجی :
هنوز دعوا نشده , شروع می کنن خارجکی بلغور کردن البته به نظر من اگه ترجمه ی حرفاشونو می دونستند خودشون رو زبونشون فلفل می ریختن و 2 روز تو اتاق خودشونو حبس می کردن
دانشجوی حقوق :
تو با این کارت به حقوق شهروندی من تجاوز کردی و من طبق اصل 153 قانون اساسی حق دارم ازت شکایت کنم و مادرتو به عزات بشونم شما می تونید هیچی نگید اما هر چی بگید بر علیه شما تو دادگاه استفاده می شه .
راستی اگه وکیل تسخیری خواستی به خودم بگو
دانشکده ی کاشون :
کسی با تو زر نزد . کثافت مرض . از جلو چشام خفه شو
( من قصد توهین یه هیشنیققو ندارم )
دانشجوی دختر :( فکر کردید یادم میره؟؟؟؟؟؟)
ایه بار یه دختر با یه پسره داشت دعوا می کرد و من شاهد بودم که دختره می گفت :
تو همیشه به من دروغ گفتی , تو هیچ وقت منو دوست نداشتی , من بازیچه ی دستای کثیفت بودم , حالا جواب خونوادمو چی بدم ؟ برو گمشو دیگه نمی خوام ببینمت . هق هق هق ...
خودتون قضاوت کنید اینم شد فوحش؟!!! و


پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود و به ماهی نگاه میکرد و میگفت:سقف قفست شکسته چرا پرواز نمیکنی؟!
<< 1 ... 225 . 226 . 227 . 228 . 229 . 230 . 231 . 232 . 233 . 234 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB