| نویسنده |
پیام |
|
|
سالها از زمان صدور حكم تاريخي حضرت امام خميني (ره)، مبني بر مجاز بودن عمل تغيير جنسيت ميگذرد و در اين مدت علاوه بر بيماران دو جنسي (هرموفروديت), صدها بيمار تراجنسيتي (ترانسكشوال) نيز توانستهاند با حمايت شرع و قانون، تحت عمل تغيير جنسيت قرار می گیرند.
به گزارش خبرگزاري كار ايران, ايلنا, بيماري تراجنسيتي يا ترنسكشواليسم، به نوعي اختلال جنسيتي گفته ميشود كه در آن جنسيت جسمي بيمار با جنسيت روحي او در تضاد است و شخص از پذيرش جنسيت ظاهري خود به شدت ناراضي است.
افراد تراجنسيتي (ترانسكشوال) از زماني كه خود را ميشناسند, قوياً احساس ميكنند كه به جنسي مخالف تعلق دارند و در قالب جسمي اشتباه به دنيا آمدهاند.
شيوع اين پديده نادر در جنس مذكر بيشتر از جنس مونث است، به طوري كه طبق آمار منتشر شده از سوي سازمان بهداشت جهاني, از هر صد هزار پسر متولد شده يك نفر و از هر چهارصد هزار دختر متولد شده يك نفر، داراي اين اختلال هستند.
بر اساس آمارهاي موجود در سطح جهان, بين 40 تا 60 درصد از اين بيماران به دليل فشار ناشي از تضاد جسم و روح خود, دست به خودكشي ميزنند و بقيه بيماران نيز يا در صورت امكان تغيير جنسيت ميدهند و يا به انواع بيماريهاي رواني، از جمله افسردگيهاي شديد مبتلا ميشوند.
تراجنسيتيها، از بدو شناخت خود از سنين زير سه سال, رفتارها و گرايشات جنس مخالف را از خود بروز ميدهند و با وجودي كه هيچگونه اختلالي در جسم آنها مشاهده نميشود, عميقاً احساس ميكنند كه در كالبدي اشتباه متولد شدهاند و جنسيت حقيقي آنها با آنچه كه هستند، متفاوت است.
بدين ترتيب پسربچههاي تراجنسيتي گرايش به انجام بازيهاي دخترانه دارند, از پوشيدن لباسهاي پسرانه متنفرند و رفتاري دخترانه را از خود بروز ميدهند. دختربچههاي تراجنسيتي نيز حركات و رفتارهاي پسرانه دارند و از انجام كارها و بازيهاي دخترانه امتناع ميكنند.
اين در حالي است كه خانواده و جامعه همواره از اين كودكان انتظار دارند، نقشهاي متناسب با جنسيت خود را بپذيرند و آنها را به خاطر انجام حركات و رفتارهاي جنس مخالف سرزنش كرده و تحت فشار قرار ميدهند. اين فشارهاي بيروني و تضادهاي دروني, بحرانهاي شديدي را در بيمار به وجود ميآورد.
با بالاتر رفتن سن تراجنسيتيها و ورود آنها به مدرسه و اجتماع, اين بحرانها بسيار مخربتر ميشوند و در دوران بلوغ و رسيدن به تضادهاي خاص اين برهه, آسيبهاي ناشي از بيماري به اوج خود ميرسند. به طوري كه پس از سنين بلوغ، بيشتر اين بيماران يا خودكشي ميكنند و يا به انواع بيماريهاي حاد رواني, دچار ميشود.
در اين ميان، با توجه به حاكم بودن فرهنگ مردسالاري و انتظاراتي كه در جامعه از پسران ميرود, فشارهاي وارد بر پسران تراجنسيتي بسيار بيشتر است و اين بيماران به خاطر فشارها و تضادهاي سنگين ناشي از نارضايتي شديد از جنسيت خود و فشار و آزار خانواده اجتماع, دچار آسيبهاي شديدتري ميشوند.
بيماري تراجنسيتي تا اوايل قرن بيستم از لحاظ علمي تعريف نشده بود و پزشكان و روانپزشكان, آنرا در رديف همجنسگرايي طبقهبندي ميكردند؛ اما تحقيقات بيشتر نشان داد كه تراجنسيتيها با وجود گرايش جنسي و عاطفي به جنس موافق و عدم گرايش جنسي به جنس مخالف, با همجنسگرايي تفاوت عمدهاي دارند.
تفاوت اين دو گروه نيز در اين است كه همجنسگرايان از جنسيت خود رضايت كامل دارند، در حالي كه مشكل اصلي تراجنسيتيها جنسيت متضاد آنها است. اين تفاوت، محققان را بر آن داشت تا تحقيقات گستردهاي را در مورد منشاء اين بيماري انجام دهند. آزمايشات ژنتيكي, هورموني و اورولوژي اختلال خاصي را نشان نميداد و آزمايشات و روشهاي مختلف روانكاوي و رواندرماني نيز راه به جايي نميبرد. تا اينكه در سال 1996 پزشكان هلندي با كالبد شكافي مغز 6 بيمار ترانسكشوال دريافتند كه در اين بيماران بخش قدامي (پايانه BS ) غده هيپوتالاموس مغز كه در برگيرنده خصوصيات جنسيتي انسان است, شبيه به جنس مخالف است.
به عبارتي، جنسيت مغز اين بيماران با جنسيت فيزيكي آنها در تضاد است. اين پزشكان معتقدند كه اين اختلال مغزي در دوران جنيني به وجود ميآيد و از آنجا كه نميتوان به اين بخش از مغز دسترسي پيدا كرده و در آن تغييري به وجود آورد, اين اختلال پديدهاي مادرزادي و كاملاً طبيعي است كه قابل تغيير نيست و تنها راه نجات بيماران تراجنسيتي از مشكلات ويرانگر و طاقتفرسايشان, اين است كه جسم آنها را با روح و مغزشان تطبيق داده و آنها را تحت عمل تغيير جنسيت قرار دهيم.
اما در مقابل، بسياري ديگر از متخصصان و كارشناسان اين نظر را قطعي نميدانند و احتمال اينكه عوامل محيطي و خارجي در به وجود آمدن اختلال تراجنسيتي موثر باشند را رد نميكنند.
به گزارش ايلنا, دكتر كاهاني، كه جديداً كتاب "اختلال هويت جنسي" را در مورد بيماري تراجنسيتي نوشته، معتقد است؛ منشاء اصلي اين پديده دقيقاً مشخص نيست و به طور قاطع نميتوان گفت كه چه عواملي در به وجود آمدن آن دخالت دارند.
وي ميافزايد: عواملي همچون تاثير خانواده و دريافتهاي حسي فرد در سنين زير 5 سال، ميتواند از جمله عوامل بيروني به وجود آورنده اين اختلال به شمار آيد. به عنوان مثال والديني كه از جنسيت فرزندشان راضي نيستند و با سپردن نقشهاي جنس مخالف به فرزندشان به نوعي سعي در پر كردن اين خلاء دارند, ميتوانند در او اختلالات هويت جنسي به وجود آورند.
به گفته كاهاني، در انسانهاي متعارف جامعه, جنس و هويت جنسي در راستاي يكديگر قرار دارند كه همين, هويتي يگانه را ايجاد ميكند؛ اما در صورتي كه اين دو مقوله در تقابل با يكديگر قرار گيرند, اين امر هويتي ناهمگن و متضاد را به وجود ميآورد.
وي، با تاكيد بر اينكه در حال حاضر تنها راه متعارف درمان اين بيماري, تغيير جنسيت از طريق عمل جراحي يا هورمون درماني است، ميگويد: كساني كه امكان اين كار برايشان وجود ندارد، چارهاي جز كنار آمدن با شرايط موجود و پذيرش وضعيت خود ندارند و ساير راههاي پيشنهاد شده براي درمان اين بيماران, تاكنون راه به جايي نبرده است.
كاهاني در عين حال تاكيد ميكند: بايد در ارايه مجوزهاي عمل تغيير جنسيت دقت و حساسيت فراواني صورت گيرد؛ چرا كه بسياري از متقاضيان عمل در واقع تراجنسيتي نيستند و داشتن انحرافات جنسي و ساير اختلالات ديگر، آنان به سمت عمل سوق ميدهد.
وي ميافزايد: ويژگي بارز افراد تراجنسيتي اين است كه اين بيماران خواستار يك زندگي سالم و طبيعي هستند و براي دور شدن از اختلال هويت جنسي و اجتناب از يك زندگي نامتعارف و غيراخلاقي به عمل تغيير جنسيت روي ميآورند.
شروین
|
|
|
توی مطلب قبلی توصیه کرده بودم که ترنس ها ( ام تو اف ها) با گی ها دوست نشن و گفته بودم دلیلشو بعدآ توضیح میدم . که ظاهرآ این نوشتم باعث سو ء تفاهم هم شده بود .
خب امروز دلیلشو براتون می گم.
اول باید توضیح بدم که دلیل این در خواستم این نیست که گی ها بد هستن یا ادم های درستی نیستن یا هر چیز دیگه ای . خوب و بد بودن انسان ها رو گی بودن یا ترنس بودن یا هترو بودن تعیین نمی کنه . همونقدر که احتمال داره یه ترنس بد یا خوب باشه ممکنه یه گی هم بد یا خوب باشه .
دلیل گفته من طبیعت ترنس ها و گی ها هستش که به دلایلی به شرح زیر نمی تونن ارتباط عاطفی بر قرار کنن .
یه ام تو اف کسی هستش که علی رغم داشتن جسمی مذکر دارای ذهنیتی دخترونه هستش . در واقع شناختی که از خودش داره باعث می شه که خودش رو دختر بدونه نه پسر .
ولی فرد همجنس گرا که این جا منظورم گی ها هستن علاوه بر این که خودشون رو پسر می دونن به خاطر همجنس گرا بودنشون قاعدتآ باید علاقه مند باشن با کسی ارتباط عاطفی و غیره برقرار کنن که اون هم مثل خودشون پسر باشه . چه از نظر روحی و چه از نظر جسمی . ولی یه ام تو اف همچین خصوصیتی نداره .
وقتی یه ام تو اف با یک گی دوست می شه و اون گی به اصطلاح می شه bf اون از دو حالت نمی تونه خارج باشه :
یا اون ام تو اف خودش قبول داره که ذهنیتش دخترونه نیست و در نتیجه ترنس نیست و یا اینکه اون دوست گی فقط جسم اون رو می بینه و فقط جسم اون هستش که براش اهمیت داره . که در این صورت می شه گفت این دوستی در سکس خلاصه شده و بس ....
کسایی که با گی ها برخورد داشتن می دونن که وقتی با کسی دوست می شن می گن که فلانی bf منه . یعنی فلانی دوست پسر منه . پس وقتی با یه ام تو اف دوست میشه بازم اونو bf خودش می دونه .
بنابراین اون چه جور ترنس ام تو افی هستش که اومده دوست پسر یه نفر دیگه شده ؟ !!!!
شروین
|
|
|
واقعآ برای چی خانوادهابا این مسأله اینقدر بد برخورد می کنن؟ تو خونه ما هر روز سر این موضوع جنگ و دعواست . روز به روز رفتارشون با من بد تر می شه .
من میخوام برای اینکه به هویتم برسم ٫ برای اینکه تو اجتماع یک انسان عادی حساب بشم ٫ برای اینکه بتونم به زندگیم ادامه بدم می خوام که تغیر جنسیت بدم .
این خواسته من نه خلاف شرع هستش و نه خلاف قانون هستش .پس اشکال خواسته من چیه؟ایا من فقط برای اینکه خانوادم به قول خودشون ابروشون نره باید تا اخر عمر عذاب بکشم؟
پدرم به من میگه تو خود خواهی .... چون میخوای بقیه رو به یه کاری راضی کنی فقط به خاطر این که خودت راحت باشی.
اما کاری که من می خوام انجام بدم هیچ ایراد شرعی و قانونی نداره . من باید چی کار کنم که اطرافیانم با خواسته مشروع من کنار نمیان .ایا این مشل Z ب .'71 فXڭ )4؆ XX '؆ ڨإ ةن'1 نYX<`2 /> )'1 اش)ا، حXX من باید از خواستم بگذرم یا کسایی که به هر دلیل با این کار مخالفن؟این خود خواهی منه یا خود خواهی دیگران؟
پدرم می گه که من (توجه کنید میگه من)میخوام که تو پسر باشی . حالا این وسط خود خواه کیه؟ من اگر می تونستم پسر باشم و اگر این تحت اختیار من بود ایا خاصر بودم که این همه سختی ها و مشکلاتو تحمل کنم اما پسر معمولی نباشم؟ خب معلومه که نه ولی دست من نیست . از اختیار من خارجه .....
چرا باید ما از طرف کسانی تحت فشار قرار بگیریم که وظیفشون حمایت ازماست ؟مگر من خواستم که این جوری بشم؟ خانواده ها به جای این که کمک کنندو همراه ما باشن دائم سنگ جلوی پای ما می ندازن . این چه جور محبتیه؟ پس اون محبت مادری کحاست؟ اون محبت کجاست که باعث میشد مادر جونشو برای فرزندش بده؟ جون که هیچی حتی حاصر نیست به خاطر بچش چند تا حرف مردم رو تحمل کنه.
من می دونم که درک این موصوع برای خانواده ها سخته و زمان می بره. اما این نباید باعث بشه کسانی که باید قاعدتآ پشتیبان من باشن تبدیل به دشمن خونی من بشن . این درست نیست . من که اشتباهی نکردم . من نخواستم که این جوری بشم که حالا سزاوار این رفتار هاو برخوردا باشم.....
شروین
|
|
|
|
|
نظرات کارشناس
دكتر صابرى: يك موضوعى كه مايل هستم روى آن تأكيد شود اين است كه شايد اين ذهنيت باشد كه اختلال هويت جنسى موضوعى است كه به مسأله جنسيت برمى گردد ولى اينگونه نيست. اينجا فرد از هويت جنسى خودش و از مسائل مربوط به ژن و سكس نگران نيست و اگر هست پيرومسأله هويت او است. وقتى اختلال جنسى را در يك ۱۷ ساله مى بينيم كه ظاهرش پسر است ولى لباس دخترانه مى پوشد و آرايش دخترانه مى كند. كه تمايل جنسى به سمت مردان دارد و به عينه ديده ايم تمايل جنسى او تابع اين خواست درونى است ولى در خط اول نيست. در خط اول او مى خواهد يك دختر باشد و اسمش دخترانه باشد و به عنوان يك زن او را بشناسند. كارهاى زنانه بكند. در واقع اينجا موضوع نقشى است كه فرد مى خواهد به خاطرهويت درونى اش ايفا كند به اين دليل افراد مذكر را مى بينيم كه لباس زنانه مى پوشند و كارهاى خيلى خيلى زنانه مى كنند يا برعكس زنانى كه با لباس و نام مردانه احساس درونى شان اين است كه مرد هستند. اين نكته را بايد توجه كنيم كه موضوع، موضوع هويت است كه در فكر است و ارتباط مستقيمى با مسائل جنسى به معنايى كه ابتدا شايد به آن فكر شود، ندارد. عده اى شايد فكر كنند كه اين به خاطر انحراف جنسى است كه شخص اينگونه رفتار مى كند ولى به لحاظ پزشكى اين افراد منحرف جنسى نيستند.
دكتر صابرى: يك بچه ۲/۵ ساله را وقتى ببينيد و از او بپرسيد كه تو پسر يا دختر هستى؟ خودش مى داند كه دختر است يا پسر. در همان سن او مفهوم پسر بودن يا دختر بودن را مى فهمد درحالى كه در آن سن او هنوز مفهوم خير و شر يا ضرر و نفع را متوجه نيست و حتى از خطر، مرگ و مفاهيم ديگر باخبر نيست. ولى جنسيت و مفهوم آن را متوجه مى شود. اين نشان مى دهد تعبير پسر يا دختر بودن فى ذاته فكر و ذهن خيلى ها را به اين سمت حركت داده است كه اين يك مسأله بيولوژيك است كه در درون انسان از ابتداى خلقت نهاده شده است. فرضيه هاى زيادى وجود دارد مثل تأثير بعضى هورمون ها و مواد شيميايى در ماه هاى پنجم و ششم باردارى كه تغييراتى را در ساختمان هاى حياتى مغز ايجاد مى كند و در آنجا است كه بچه مى تواند چيزهايى را كه به آن رسيده است به لحاظ شناختى بيان كند كه اين پسر و دختر بودن جزو آن است. همه به ياد دارند كه در كودكى خود را دختر يا پسر معرفى كرده اند و در بازى ها به سمت بازى و لباس دخترانه يا پسرانه رفته اند. بنابراين به نظر مى آيد كه اين مسأله از كودكى شروع مى شود و ادامه مى يابد.
دكتر صابرى: تمايل خانواده روى اين مسأله نقش ندارد. زمانى جزو علل عنوان مى شد ولى الآن اينگونه اعتقاد ندارند. يا شيطنت هاى بچگانه ارتباطى به اين مسأله ندارد. بچه هايى كه دوست دارند در قالب لباس جنس مخالف شيطنت كنند اين مسائل اگر اختلال نباشدگذرا است.
دكتر صابرى: از سال ۷۶ تاكنون كه در پزشكى قانونى هستم حدود ۳۵۰مورد ديده ام. جالب اين است كه تعداد دخترانى كه تمايل به پسر شدن دارند، در آمار كتابها كمتر است و پسرى كه مايل است دختر شود، سه تا ۹ برابر بيشتر است، اما در مشاهدات ما تقريباً آمار نصف است. از اين ۳۵۰ نفر، دويست نفر پسر بودند كه تمايل به دختر شدن و ۱۵۰ مورد دختر علاقه مند به پسر شدن بود.
دكتر صابرى: دليلش اين است، پسرى كه دختر مى شود، با مقاومت شديد جامعه و خانواده روبرو مى شود و وقتى براى درمان، مشاوره مى كنيم، والدين مى گويند پسرى فاسد است و بايد طرد شود و از شناسنامه ما اسمش حذف شود و از ارث محروم گردد، ولى اگر دخترى رفتار پسرانه داشته باشد، خانواده او را حمايت مى كند تا جنسيتش عوض شود، زيرا به صورت ناخودآگاه مردم مايلند كه مرد باشند و خانواده ها پسر مى خواهند نه دختر، بنابراين آمارى كه در كتب خارجى آمده، درست است و مراجعين پسر ما به لحاظ مقاومت خانواده و جامعه كمتر هستند. نتيجه اين مقاومت انحراف و جرم است، چون اجازه داده نشده كه از لحاظ علمى چاره جويى شوند و به راههاى مجرمانه كشده مى شوند
شروین
|
|
|
وقتی مردم کوچه و بازار یه نفر و می بینن که رفتارش بر خلاف ظاهر جنسیت اون هستش فوراْ شروع می کنند که : وای ــ اونو ببین ــ از این بچه ها... هستش ها ..
اه اه
مرده شور شو ببرن............
دیگه چی کار می شه کرد؟ عوام که می گن همینان دیگه ...
این و گفتم چون بعدش می خواستم یه چیز مهمترو بگم..
زیاد شنیدیم که به افراد Transsextual همجنس باز یا همجنسگرا گفته می شود. در حالی که فرق این ۲ تا از زمین تا آسمونه.
یک فرد همجنسگرا کاملا از جنسیت خودش راضی هستش. یعنی اگر ازش بپرسی که دوست داشتی بر عکس الان دختر یا پسر یه دنیا می اومدی؟ جوابش مسلماً منفیه.این افراد خودشون را قبول دارن . اما در عین حال از نظر جنسی به جنس مخالفشون گرایشی ندارن.. بلکه به همجنس خودشون گرایش دارن.
ولی یه فرد Transsextual اصلاً از جنسیت خودش رضایتی نداره. در واقع مثلاً یه پسر ترنس به بقیه پسرها به چشم جنس مخالف نگاه می کنه و دختر ها را همجنس خودش می دونه.یعنی به نظر خودش علاقه جنسی اون به جنس مخالفشه نه موافق.اختلاف بزرگ ما با افراد همجنسگرا همین هستش که معمولاً نادیده گرفته میشه که به ما انگ همجنس بازو غیره می زنن...
(( هر چند که همجنسگرایی هم یه نوع بیماریه.. حتی تو بیماری بودنش هم اختلاف نظر است که چون فرد نقشی در به وجود آمدنش نداشته قابل سرزنش نیست.))
اصلاً یک Transsextual مثلاً یک دختر ترنس علاقش به دخترای دیگه از حس مردونه اون نشأت می گیره. بر عکس یک دختر همجنسگرا که چون خودش دختر هستش و احساست و ذهنیتش هم دخترونه هستش .. بنابراین به خاطر همجنسگرا بودنش به دختر گرایش داره
شروین
|
|
|
خب حالا با همه این بحث ها چی کار باید کرد ؟ آیا ترنس سکشوال ها باید تا آخر عمر این وضعیت رو تحمل کنن ؟ خب میشه گفت نه . یه راه حلی هم هست هر چند مشکل و کامل حل نمی کنه ولی به هر حال از این وضعیت بهتره .
خوشبختانه تو ایران قانون از ما حمایت می کنه . به این صورت که با طی یه مراحلی می شه با عمل جراحی به صورت قانونی تغیر جنسیت داد . هر چند این مراحل اونقدر سخت و مشکل و پر هزینه هستش که خیلی ها توانایی انجام اون رو ندارند .
کار به این صورت هست که افراد تی اس با مراجعه به پزشکی قانونی خواستار مجوز برای تغیر جنسیت می شن . پزشکی قانونی در صورتی مجوز می ده که اطمینان پیدا کنه فرد مراجع تی اس هستش نه هموسکشوال یا هر چیز دیگه ای . برای این کار لازم هست که یه دوره تقریبآ شش ماهه روان درمانی انجام بشه .
حالا چرا خیلی ها از پس این کار بر نمیان ؟ خب من سعی می کنم به صورت کلی مشکلات و موانع این کار و بگم .
1.
اصولآ خانواده ها به خاطر همون نگرش فرهنکی و این که ما آبرو داریم به شدت با این کار مخالفن . تا حدی که حاضر هستن فرزندشونو از خونه بیرون کنن ولی تن به این کار ندن . چه بسیار افرادی که به خاطر گناه نا کرده و خواسته مشروعشون به ناچار یا از خونه فرار کردن یا از خونه بیرون انداخته شدن . آواره کوچه و خیابون...
تازه آدم میگه فرض که من تونستم اینها رو راضی کنم بقیه چی؟ بالاخره یه سری هستن که منو می شناختن .فامیل همسایه دوست آشنا ...
یا اگه من خواستم ازدواج کنم اگه به اون طرفم بگم نزنه زیرش. یا بعدآ پشیمون نشه یا اگه خانواده اون نذارن چی ؟ با هزار تا اما و اگر دیگه که همشم بر می گرده به همون وضعیت بد فرهنگی در این موارد .
2.هزینه: این کار بسیار پر هزینه هستش مخصوصآ برای اف تو ام ها . به خاطر همین هر کسی توانایی پرداختشو نداره .
3.بروکراسی : برای این کار باید یه سری مراحل قانونی طی بشه که خیلی پیچیده هستشو وقت گیر و درد سر ساز .
4. شرایط بعد از عمل : بسیاری از افراد بعد از عمل مشکل دارن .هم روحی هم جسمی . جسمی به این دلیل که تکنیک صحیح این عمل جراحی هنوز به ایران وارد نشده . به خاطر همین امر خیلی از کسانی که عمل کردن دچارمشکلاتی مثل عفونت .ادرار و روابط جنسی غیر طبیعی هستند. در صورتی که اگر جراحی به صورت صحیح انجام بشه هیچ کدوم از این مشکلات پیش نمیاد .
مشکلات روحی هم باز بیشتر به شرایط اجتماعی بر می گرده .
با همه این مشکلاتی که این کار داره ولی این عمل آرزوی هر تی اسی هستش . ما حاضریم همه این مشکلات رو با جون و دل تحمل کنیم ولی بتونیم مثل یک انسان با همون سرشتی که خلق شدیم زندگی کنیم .
وضعیت اجتماعی و نگرش فرهنکی : فرد تی اس به خودش می گه خب آره فرض که من عمل کردم و روح و جسمم یکی شد . حالا بدنم برای خودمه . ولی فامیل چی خانواده چی ؟
.
شروین
|
|
|
سلام راستش خیلی کامل. علمی . با احساس و تا حد غیر قابل انکار و باوری بعد از خوندن این مطالب روشن شدم دلایل . توجیهات و توضیحاتت به اندازه ای کامل بود که به نظرم هر کسی یکبار با حوصله و دقت اونا رو بخونه کاملا تحت تاثیر قرار میگیره امیدوارم تلاشهای شما و استادانتون . همینطور ارتقای فرهنگ اجتماعی که مطمئنا فقط از طریق رایزنیها ی فرهنگی و علمی قابل دست یافتنه . باعث تغییر در این رویه و به زندگی بر گردوندن این دسته از عزیزان مظلوم و بیگناه و سردرگم اجتماع بیرحم فعلیمون بشه به امید یاری حق
موفق و پیروز باشید
|
|
|
mikhaykonet_beza با ارزوی موفقیت برای شما دوست عزیز

شروین
|
|
|
|
|
سلام بیشتر از اینکه برای مشکلاتت ناراحت بشم .خوشحالم که دید منطقی نسبت به اونها داری درواقع جز اندکی هیچکس مشکلات ادم رو درک نمی کنه پس خیلی مهمه که لا اقل ادم با خودش کنار بیاد ومهمتر اینکه به بقیه هم یاد بده خودشون راهش رو پیدا کنند.باد همیشه میاد اون کسی موفقه که بلد باشه بادبان رو در جهت باد بگیره...ر
|
|
|
جناب(omid-hi)سلام من لیث هستم نیمی عرب ونیمی فارسم راستش چند صباحی است که عضو این انجمن شدم وداداشم اونرو به من نشون داد عشق داستانای سکسی فارسی ولاتینو داره هرکی دیوونه یه چیزیه خود من عشق خرید کمربندو کتاب دارم چه میشه کرد گفت فلانی تو که از این مطالب سر رشته داری بیا تواین تالار انجمنی به این نام باز شده ولی راستشرو بخاین بایه سرچ اجمالی که کردم درمطالب وفحوای اون خیلی به من برخورد چراکه مدام راجع به مسایل جنسی وخشونت وشهوت واین جور مسایل صحبت میشه واین با شناختی که من از عزیزان(crossdress)دارم واونچه که شما گفتین ازدوستان ترانسجندر درتباین هست راستش من یه دوست لبنانی داشتم که اسمش فادی بود وطی جریانی که اتفاق افتاد ما دوست شدیم وفهمیدم که او کراسدرس است وبسیار علاقه مند به ان کار بود وخاطرات خوب وزیبایی داشتیم بنده خدا تابستون سال قبل که دشمن به لبنان وخصوصن جنوب حمله کرد اوحاضر به ترک منطقه نشده وگویا اینطور که دوست مشترکمان گفت قطعن شهید شده ولی جنازه اش را هنوز شناسایی نکرده اند البته خبر مربوط به ماه فروردین امسال بود ودیگه تماس جدیدی نگرفتم بنده خدا معلم دبستان بود وبه پسر بچه های کوچولو درس میداداز سال 2000تا2006 که این اتفاق افتاد هروقت که میرفتم لبنان پذیرایی خوب ومهربونی درحقم میکرد وخیلی باهم رفیق بودیم علاقه زیادی به(make up)&(crossdressing)داشت بطوریکه اوقاتیکه درمنزل او بودیم حتی سر نماز هم بانقاب وچادر می ایستاد ونماز میخاندیم البته فقط درمدرسه اون هم به خاطر اینکه مدرسه زیر نظر حزب امل بود وممکن بود سروصداهایی ازبعضیا دربیادمثل اقایون بودوسرظهرتوصف اقایون کنار من نماز میخوند من ودوستانش وهمسایه ها اونو ریما صدا میکردیم ازاین اسم خوشش میومدبدون هیچ(make up)صورت زیبا وقامت متعادلی داشت بچه شهید بود ومادرش هم مرده بودیه خاهر وبرادره بزرگتر داشت که میگفت توبعلبک هستن وظاهرن با او ن قهر بودن من که مدتها با هاش نشست وبرخاست داشتم نه خاهر برادرشو دیدم نه کسی به این نام به اون زنگ میزد.موهای بلندی داشت که برای مردها بلند بود وخیلی به موهاش میرسید وموهای مصنوعی خوشرنگی هم داشت که بعضن وقتی شبها میرفتیم برای تفرج یاخرید استعمال میکرد برای من خیلی جالب بود ازمن که یه پسرم به کارای فنی واردتر بودوبه ماشین خیلی علاقه داشت با اینکه درامدش حدودن ماهی 500 یا600دلاربود ولی دیوونه وارخرج موادزیبایی وارایشی میکرد من هم هروقت میرفتم چه مستقیم چه بصورت هدیه کمک میکردم.الله یرحمه.اما چیزیکه برام خیلی جالبه تفاوته دوملته با اینکه همه همکارا وهمسایه ها ازاین کار اون مطلع بودن اما به چشم بدی نگاه نمیکردن وتازه هروقت میدیدن که من یا هرمهمون دیگه ای میاد خونه ریما شیرینی وشربت یا یه کوفتی بعنوانه خوشامد گویی میاوردن درخونه ریما.خیلی ایرانی هارو دوست دارن خصوصن شیعه هاشون من و فادی تا نیمه های شب حرف میزدیمو تلویزیون برنامه داشت .شبای یکشنبه میرفتیم مقاهی صور(رستورانهای شهر صور) تا صبح لب ساحل میگشتیم .این درحالی که من جرات نداشتم به مادرم بگم یه رفیق کراسدرس دارمفقط برادرم میدونست اونم به این دلیل که رابطه کاری نزدیکی باهم داریم .با این تفاصیل شایسته هست دوستان وعزیزانیکه در این موارد مطلب مینویسن جانب ادب واحترامو داشته باشن چراکه مخاطبین اونا یعنی دوستان کراسدرس وشیمیل انسانهای باشعور ومحترمی هستن وعین خودمون عقلشون خوب کار میکنه وهیچ رابطه معنی داری با شیاطین واجنه ندارن وبسیار هم خدارو دوست دارن وعاشقانه عبادتش میکنن.پس اگه کمی بیشتر مراعات کنیم به جایی برنمی خوره خدا هم راضیه
|