صفحه اصلی
|
صفحه اصلی انجمن
|
عکس سکسی ایرانی
|
داستانهای سکسی
فیلم سکسی
|
سکسولوژی
|
خنده بازار
|
داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها
|
پاسخ
|
وضعیت
|
ثبت نام
|
جستجو
|
قوانین
|
آخرین ارسالها
|
انجمن آویزون
/
دنیای عکس
/
از نیاوران تا جمکران ((( پهلوی به روایت تصویر انچه که بر ما گذشت ))) فهرست در صفحه اول
<<
1
...
18
.
19
.
20
.
21
.
22
.
23
.
24
.
25
.
26
.
27
.
28
...
30
.
31
.
>>
نویسنده
پیام
iranxiran
اعضا
#
: 12 Jun 2008 18:32
omid_hi
یه وقت ای اخوندارو نزاری
♥♥♥ هیچوقت نگو میخوام مثل این یا اون باشم... همیشه سعی کن خودت باشی و بهترین ♥♥♥
omid_hi
مدیر
#
: 12 Jun 2008 20:50 | ویرایش بوسیله: omid_hi
امیر عباس هویدا آخرین نخست وزیر مقتدر شاه این صرفا یک روایت تصویری از مردی است که نقش زیادی در تاریخ معاصر ایران ایفا کرده
مقام های سیاسی هویدا
کارمند وزارت خارجه
کاردار سفارت ایران در فرانسه - آلمان - هلند - بلژیک
کارمند دولت
منشی دولت
نخست وزیر
وزیر دربار
امير عباس هويدا از هفتم بهمن ۱۳۴۳ تا پانزدهم مرداد ۱۳۵۶ نزديک به ۱۳ سال نخست وزير ايران بود و از نظر طول مدت صدارت در تاريخ ايران پس از مشروطيت منحصر به فرد است.
او همچنين تنها نخست وزير در تاريخ معاصر ايران بود که اعدام شد. هويدا که بود؟
خود او می گويد: «در تهران در چهار راه کنت يا همان لاله زار در سال ۱۲۹۸به دنيا آمدم. يک سال و نيمه بودم که پدرم به سوريه مأمور شد. من که يادم نيست ولی مادرم می گويد از اين جا با کالسکه و قاطر به خرمشهر رفتند و در خرمشهر سوار کشتی شدند و به هندوستان و از هندوستان با کشتی به لبنان و از آنجا به سوريه رفتند. مانند اغلب افراد اين مملکت، در بچگی و جوانی هم روزهای خوشی داشتم و هم روزهای سختی. روزهای خوشی داشتم چون خانواده ام از طبقه متوسط بود و زندگی خوبی داشتيم.»
وی می افزاید: «تحصيلات ابتدايی، متوسطه و عالی را خارج از کشور گذراندم زيرا پدرم مأمور وزارت خارجه بود. در۱۴ سالگی، پدرم فوت کرد و کانون خانواده به هم ريخت و امکانات مالی از بين رفت و پس از آن تا حدودی در دشواری زندگی کرديم. من مديون مادرم هستم زيرا کمر همت بست و در يک شهر غريب کار کرد و من و برادرم را تا آخر تحصيلات متوسطه رساند. پس از آن من برای تحصيلات عالی به اروپا رفتم و چون جنگ شد، آنجا ماندم و مجبور شدم هم کار کنم و هم تحصيل. بنابراين تمام مشکلات زندگی را تجربه کردم، اين مشکلات برای همه در زندگی وجود دارد ولی هيچگاه مرا شکست نداد. مثلاً از چيزی خوشم می آمد ولی نداشتم، نمی توانستم کتابی را که می خواستم بخرم يا لباسی می خواستم ولی امکان خريد آنرا نداشتم، اين ها برايم مهم نبود بلکه مکتبی بود که مرا برای حرکت آماده می کرد . »
هویدا می گوید: «سپس به مملکتم بازگشتم و در وزارت خارجه امتحان دادم و وارد وزارت خارجه شدم و فوراً با علاقه به نظام وظيفه رفتم، چون معتقدم نظام وظيفه برای هر فرد ايرانی لازم است. دفاع هر مملکت به وسيله افرادش صورت می گيرد نه به وسيله خارجی ها.»
او از اعضای لژهای فراماسونری بود. امیر عباس و برادر کوچکترش فریدون به اقتضای شغل پدر در لبنان رشد و نمو یافتند و در مدرسه لائیک فرانسوی بیروت تحصیل کردند و امیر عباس در اواخر تحصیل در دوره دبیرستان به اروپا رفت و سالها در انگلستان و بلژیک و فرانسه زندگی و تحصیل کرد. او پس از اتمام تحصیلات خود در رشته علوم سیاسی به ایران بازگشت و با توجه به سوابق پدرش عین الملک هویدا ، رشته تحصیلی اش و تسلطش به زبانهای عربی ، فرانسه ، انگلیسی و آلمانی و آشنایی با یک دو زبان اروپایی دیگر ، در وزارت امور خارجه ایران مشغول به کار شد.
هویدا از طریق آشنایی با عبدالله انتظام و دوستی با حسنعلی منصور پلههای ترقی را به سرعت طی کرد و در دولت منصور به وزارت دارایی منصوب شد. پس از ترور منصور توسط گروه فداییان اسلام، وی توسط محمدرضا شاه پهلوی به عنوان نخست وزیر ایران منصوب شد و ۱۳ سال در این پست ماند.او چندی پس از مرگ منصور با خواهرزن او لیلا امامی که نوه دختری حسن وثوق (وثوق الدوله) بود، ازدواج کرد ولی این ازدواج در اوج اقتدار وی به طلاق انجامید. ولی دوستی او و همسرش تا پایان عمر هویدا پابرجا بود.
در سال ۱۳۴۴ (۲۵۲۴) امیرعباس هویدا که در آن زمان رئیس دولت بود، استعفای خود را به محمدرضا شاه ابلاغ کرد و بار دیگر مأمور تشکیل دولت شد.
هویداپس از ۱۳ سال تصدی پست نخست وزیری که در تمامی آن مورد انتقاد و طعن و طنز و شایعات گاه سخیف مخالفانش بود، از کار کناره گرفت و جمشید آموزگار به نخست وزیری منصوب شد و هویدا به عنوان وزیر دربار شاهنشاهی مشغول به کار شد. این ایام مقارن بود با اشتعال شعلههای انقلاب اسلامی مردم ایران و شاه برای آرام کردن مردم ، هویدا و چند تن دیگر از رجال سرشناس سیاسی دوران زمامداری او را بازداشت کرد.اما نمی دانست که بازداشتش تا روز پیروزی انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ ادامه داشت. وی تنها مقام بلند پایه رژیم شاه بود که علی رغم داشتن امکان فرار از ایران نگریخت واز طریق داریوش فروهر تسلیم دولت موقت مهندس مهدی بازرگان شد که سپس به دادگاه انقلاب تحویل داده شد[هوبدا در یکی از دفاع های خودش این طور فرمود : همین خود کاری که در دست شما هست و دارین باهاش می نویسین در 13 سال نخست وزیری من 5ریال بود و قیمتش هیچ تقییری نکرد ولی چما هیچی نیومده قیمت خودکار رو به 2 تومان رسوندید(حاکی از تورم).من هیچ خیانتیی به ایران نکردم و فقط برای میهنم کار کردم و به کار های خودم واقفم] و با حکم شیخ صادق خلخالی قاضی دادگاه به اعدام محکوم شد و حکم اعدام نیز لحظاتی بعد به معرض اجرا گذاشته شد.[در این موضوع حرف ها و حدیث های زیادی هست.که یکیش این بود وقتی فرمان اعدام صادر شد و خمینی از این دستور با خبر شد فرمان اعدام رو لغو کرد چون هم هویدا بعد از انقلاب از ایران نرفت و هم خودشو تسلیم کرد.ولی وقتی مخالفان هویدا از طریق جاسوس ها این خبر رو دریافت کردند و هنوز چون دستور لغو حکم نیومده بود تمام در ها رو بستن و تلفن ها رو کشیدند تا لغو حکم به دست اونها نرسه و بهانه داشته باشند و بتونن ابر مرد دیگه این رو نابود کنن!!!]جسد او را پس از سه ماه نگهداری در پزشکی قانونی با تدابیری خاص و به طور ناشناس به خانواده اش تحویل دادند و با نام مستعار به اسراعیل برده و دفن شد.
شروین
omid_hi
مدیر
#
: 12 Jun 2008 20:53
هویدا به همراه همسرش در ویلایش در شمال
شروین
omid_hi
مدیر
#
: 12 Jun 2008 20:57
در دیدار با گروهی از دختران عشایر
امیر عباس هویدا آخرین نخست وزیر مقتدر شاه
خدمتکارش در حال نصب گل ارکیده معروف بر روی کتش
در حال خداحافظی با گروه خبرنگاران
شروین
omid_hi
مدیر
#
: 12 Jun 2008 21:08
دونخست وزیر-هویدا-تیرباران شد-شریف امامی فرار کرد
از چپ به راست: اميراسدالله علم وزير دربار، مهندس جعفر شريفامام
ي رئيس سنا، اميرعباس هويدا نخستوزير، شمس پهلوي، سناتور محمود جم و عبدالله رياضي رئيس مجلس
امیر عباس هویدا-همراه با محافظی که پیپش را حمل میکند
شروین
omid_hi
مدیر
#
: 12 Jun 2008 21:26
شروین
omid_hi
مدیر
#
: 12 Jun 2008 21:34
شروین
omid_hi
مدیر
#
: 13 Jun 2008 03:34
افسرالملوک مادر امیر عباس هویدا
هویدا در کنار خانواده
شروین
omid_hi
مدیر
#
: 13 Jun 2008 06:08
شروین
omid_hi
مدیر
#
: 13 Jun 2008 06:09
Quoting: shaahin_1350
با ديدن تصاوير با ابهت شاهان مقتدر مملكتم واقعا" اشك در چشمانم حلقه زد
شروین
<<
1
...
18
.
19
.
20
.
21
.
22
.
23
.
24
.
25
.
26
.
27
.
28
...
30
.
31
.
>>
جواب شما
»
نام
»
رمز عبور
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از
این قسمت
عضو شوید.
Powered by
MiniBB