صفحه اصلی
|
صفحه اصلی انجمن
|
عکس سکسی ایرانی
|
داستانهای سکسی
فیلم سکسی
|
سکسولوژی
|
خنده بازار
|
داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها
|
پاسخ
|
وضعیت
|
ثبت نام
|
جستجو
|
قوانین
|
آخرین ارسالها
|
انجمن آویزون
/
علم و فناوری
/
شبیه سازی
.
1
.
2
.
>>
نویسنده
پیام
Hiddden
اعضا
#
: 22 Nov 2007 10:57
شبیه سازی انسان
تظاهرات علیه شبیه سازی انسان در نوامبر 2001 ایده اصلی و منشا تفکر راجع به شبیه سازی انسان (human cloning) هنگامی شکل گرفت که یک دانشمند اسکاتلندی توانست گوسفندی بنام Dolly را در سال 1997 شبیه سازی کند. پخش خبر این واقعه مهم توجه محافل پزشکی، مذهبی، سیاسی و ... را در جهان به خود جلب کرد بگونه ای از این واقعه علمی اغلب بعنوان نقطه عطف علم در سال 1997 یاد می شود.
شبیه سازی چیست؟
عموما" هنگامی که خبرگزاری ها و رسانه ها خبرهای جنجالی شبیه سازی را منتشر میکنند عموما" منظورشان شبیه سازی به حالت تولد طبیعی می باشد. با این وجود باید اضافه کرد که امروزه انواع مختلف تکنولوژیهای شبیه سازی مطرح می باشد که توسط آنها - از لحاظ تئوریک - می توان به دوقلوی ژنتیکی یک موجود زنده یا هر ارگانیسم دیگری دست پیدا کرد.
در این ارتباط درک اولیه از انواع روشهای شبیه سازی کمک بسیاری خواهد کرد تا بتوانیم در مقابل این اخبار تصمیم گیری کنیم که آیا این اعمال مخالف مسائل اخلاقی هست یا خیر.
- شبیه سازی DNA
این روش که در اصطلاح علمی DNA Cloning یا Molecular Cloning و یا Gene Cloning گفته می شود عبارت است از مجموعه عملیاتی که توسط آن قسمتی از DNA موجود مورد علاقه که قرار است شبیه سازی شود، به یکی از انواع موجودات ارگانیکی خود تکثیر منتقل می شود. معمولا" از باکتری های خود تکثیر یا Bacterial Plasmid ها برای اینکار استفاده می شود.
تظاهرات موافقین شبیه سازی انسان در نوامبر 2001 طی این شرایط DNA مورد علاقه توسط یک میزبان پردازش و تکثیر می شود. این تکنولوژی تقریبا" از سال 1970 استفاده می شود و از معمولترین فعالیت ها در آزمایشگاه های زیست شناسی می باشد. در این روش، دانشمندان معمولا" از ژن های خاصی برای کپی از یک ژن خاص استفاده می کنند.
- شبیه سازی از طریق تولد
به این روش Reproductive Cloning گفته می شود که بعنوان مثال توانایی تولید حیوانی را دارد که دارای DNA مشخص می باشد. این DNA ممکن است از یک حیوان زنده کنونی گرفته شود و یا حتی از بقایای یک حیوان مرده مربوط به سالهای دور.
Dolly گوسفندی که راجع به آن صحبت کردیم از این روش شبیه سازی شد. دانشمندان طی مجموعه عملیاتی که بنام Somatic Cell Nuclear Transfer - به معنی انتقال هسته سلولهای کالبدی - مشهور است، مشخصات ژنتیکی موجود مورد نظر را به نطفه ای که تمام خواص ژنتیکی آن برداشته شده است منتقل می کنند. البته نطفه جدید باید تحت مراقب های خاص الکتریکی و شیمیایی باشد تا توانایی تکثیر را داشته باشد. پس از آنکه جنین به حد قابل قبولی از رشد رسید، آنرا به داخل رحم یک حیوان ماده منتقل می کنند و از آن به بعد به رشد طبیعی خود تا تولد ادامه می دهد.
Dolly اولین موجود شبیه سازی شده
به دست انسان در سال 1997 Dolly یا هر حیوان دیگری که با این روش ساخته شود دقیقا" مشابه موجود مورد نظر نخواهد بود چرا که برخی از ویژگی های نطفه از همان ابتدای شکل گیری از پدر و مادر به نطفه منتقل می شوند. اما موفقیت پروژه Dolly در این بود که نشان داد سلولهای DNA یک حیوان بالغ می تواند برای رشد یک نطفه مورد استفاده قرار گیرد. تا قبل از این دانشمندان تصور می کردند سلولهایی که رشد می کنند و بالغ می شوند بسیاری از خواص اولیه خود را از دست می دهند و دیگر توانایی رشد از ابتدا را ندارند.
Dolly در سال 2002 هنگامی که شش ساله بود از دنیا رفت، علت مرگ او ناراحتی و بیماری در ناحیه ریه اعلام شد. دانشمندان هنوز نمی دانند که بیماری او ناشی از متفاوت بودن نوع تولد او دارد و یا اینکه یک بیماری عادی بود که ممکن است گریبانگیر هر جانداری شود.
- شبیه سازی جنین
به این روش Embory Cloning یا Therapeutic Cloning گفته می شود که در آن جنین انسان برای تحقیق در آزمایشگاه شبیه سازی می شود. اهمیت این موضوع در آن نیست که یک انسان، مشابه فرد مورد نظر ساخته شود بلکه هدف آن است که با بررسی و آزمایش روی جنین شبیه سازی شده بتوان نارسایی ها و بیماری های مربوط به انسان را تحلیل کرده و در حد امکان به روشهایی برای جلوگیری از بروز آنها قبل از تولد دست یافت.
در این روش پس از گذشت حدود پنج روز از شکل گیری نطفه، سلولهای خاصی از آن - که سلولهای بنیادی یا Stem Cells نام دارد - برای شبیه سازی یا آزمایش برداشته می شود که با این عمل به جنین صدماتی وارد خواهد شد. (احتمالا" ریشه اصلی بحث بر سر مسائل اخلاقی نیز به همین جا بر می گردد.) این سلولها تقریبا" توانایی تولید هر نوع سلولی در بدن انسان را دارند و دانشمندان با استفاده از این سلولهای خاص امیدوار هستند که روزی بتوانند درمان قطعی بیماری های قلبی، انواع سرطان، آلزایمر و ... را پیدا کنند.
در نوامبر سال 2001 یک دانشمند از مرکز تحقیقات پیشرفته سلولی (Advanced Cell Technologies) در ماساچوست اعلام کرد که توانسته است اولین جنین انسان را به منظور انجام تحقیقات در باره بیماری های انسان، شبیه سازی کند. آزمایش های این دانشمند بر روی هشت سلول انجام گرفت که از میان آنها فقط سه عدد شروع به تقسیم شدن نمودند و در نهایت یکی از آنها توانست فقط به شش تقسیم شود. بنابر این همانگونه که مشاهده می کنید هنوز راه درازی برای شبیه سازی یک انسان وجود دارد.
آیا ممکن است روزی انسان شبیه سازی شود؟
مجله تایم، فوریه 2001 با تیتر
Human cloning is closer than you think بسیاری از محافل سیاسی، مذهبی و حتی دانشمندان با فشارهایی که به کنگره آمریکا وارد کرده اند در صدد تصویب لایحه ای هستند که هرگونه تحقیق و فعالیت در این زمینه را ممنوع کند.
اما جدای این مسائل با توجه به هزینه بسیار بالا و درصد کم موفقیت در شبیه سازی حیوانات (بین یک تا دو درصد) که به علت دانش کم در باره روش "شبیه سازی از طریق تولد" می باشد هر گونه تلاش برای تولید انسان از این روش در حال حاضر با شکست روبروه خواهد شد. بخصوص که پس از تولد حیوانات شبیه سازی شده، حدود 30% از این حیوانات که زنده بدنیا می آیند، دارای ناتوانی های بارز جسمی و مشکلات جدی پس از تولد می باشند. دانشمندان عوارض مشابهی را برای شبیه سازی انسان از این روش پیش بینی می کنند.
نکته مهم دیگر وضعیت فکری و روحی انسان می باشد که هنوز بصورت یک سئول بزرگ پیش روی دانشمندان می باشد. شاید برای یک گوسفند خیلی مهم نباشد که نتواند درست فکر کند یا تصمیم بگیرد اما این موضوع بطور قطع برای انسان بسیار مهم می باشد چرا که یک انسان سالم فقط به بدن سالم نیاز ندارد.
بنابراین بنظر می رسد که در حال حاضر به دلیل ضعف تکنولوژی و دانش و نیز نبود توافق میان جناح ها و گروه های مختلف درگیر در جهان عملا" هیچ دانشمندی به خود اجازه انجام آزمایش برای شبیه سازی انسان از طریق Reproductive Cloning را نمی دهد.
باغ برای پرنده ی در قفس همون قفسه
Hiddden
اعضا
#
: 22 Nov 2007 11:02 | ویرایش بوسیله: Hiddden
محصول شبيهسازي جديد: نوزاداني با دو مادر و يك پدر
بعنوان بخشي از روند تكامل روش شبيهسازي انسان، زوجهاي انگليسي به زودي ميتوانند صاحب نوزاداني شوند كه از ديانآي DNAدو زن و يك مرد توليد شده باشند. به گزارش ايرنا به نقل از آبزرور، سياستمداران انگليسي در بحث پيرامون قانون جنجال برانگيزي كه قرار است در اين هفته انجام شود، ميكوشند راههايي را براي مجاز كردن ايجاد نوزادان آزمايشگاهي با استفاده از مواد بيولوژيكي سه نفر بيابند.
اين قانون در صورت تصويب، توليد جنين از هسته تخمك يك زن، اسپرم همسر و ميتوكندري زن ديگري را مجاز ميكند. ميتوكندري مادهاي است كه اطراف هسته تخمك را احاطه و به رشد سلول كمك ميكند.
روزنامه اينديپندنت روز يكشنبه گزارش داد، در صورتي كه اين قانون بحث انگيز به تصويب برسد، در دهه آينده نوزاداني با استفاده از اين شيوه شبيهسازي به دنيا خواهند آمد.
اما انتظار ميرود بسياري از سياستمداران و رهبران مذهبي با قوانين جديد مخالفت بورزند. استدلال آنان اينست كه دانشمندان با اين اقدام خود بطور موثري راه را براي تولد نخستين انسان شبيهسازي شده هموار ميكنند و نياز به پدر را در تولد كودك از بين ميبرد.
اما دانشمندان ادعا ميكنند اين فرايند جديد بمنظور كمك براي يافتن درماني براي بيماري ميتوكندري طراحي شده است كه ميتواند به بروز صرع، ديابت و آسيبهاي مهلك به اعضاي مختلف بدن منجر شود.
محققان مركز تحقيق سلول بنيادي شمال انگليس در نيوكاسل ميگويند آزمايش براي توليد نوزادان با استفاده از اين روش جديد، ميتواند طي پنج سال آينده آغاز شود.
پروفسور آليسون مورداك سرپرست پزشكي دستگاه توليدمثل دانشگاه نيوكاسل گفت اين كار شامل انتقال هسته سالم از تخمك بارور شده داراي ميتوكندري آسيب ديده به تخمك اهدايي با ميتوكندري سالم است.
وي گفت بررسيهاي براي مشاهده اينكه آيا انتقال هسته از تخمك ناسالم بارورنشده به تخمك ديگري پيش از بارورسازي ميتواند موثر باشد يا خير، ادامه خواهد داشت.
مخالفان اين قوانين جديد ميگويند اين قوانين با قوانيني كه در سال ۲۰۰۱براي ممنوعيت شبيهسازي انسان به تصويب رسيد تناقض دارد.
باغ برای پرنده ی در قفس همون قفسه
Hiddden
اعضا
#
: 22 Nov 2007 11:08
بازتاب كلونينگ انساني:
در قرن 16، «جان كالوين» ،John calvin ، دانشمند علوم ديني، در مورد امر تولد نوزاد نوشت:
« اگر چه آن امري طبيعي است و سبب ميشود نوزادان به دنيا بيايند ولي هنوز در اين امر، قدرت خداوند به وضوح ميدرخشد. اين در حقيقت معجزه است ولي چون واقعهاي طبيعي است، كمتر مد نظر ما قرار ميگيرد. اما اگر ناسپاسي به صورت پردهاي ديدگانمان را نپوشانده بود، با هر تولدي در جهان، شيفته شده و زبان به تحسين ميگشوديم».0
چهار قرن بعد، معجزة زايمان، از طريق فرايندهاي بارورسازي در آزمايشگاه معناي عادي يافته. اكنون كه ما با امكان پيدايش زندگي بشر، نه از طريق يك تخم بارور شده بلكه از يك كلون روبرو شدهايم، به طور وسيعي روي اين امكان جديد، بعنوان راهي براي بدنيا آمدن نوزادان حساب ميكنيم. بسياري از مردم متعجباند كه آيا به راستي اين يك معجزه است تا براي آن خدا را شكر كنيم يا يك راه جديد شوم براي بازيچه قرار دادن ما و اين امر حداقل سبب ايجاد كشش و تنشي ميان علم و ايمان شده.
از طرف ديگر، در برخي مواقع كليسا با پيشرفتهاي علمي ضديت ميكند؛ نمونة آن موردحمله و اتهام قرار گرفتن گاليله بود به اتهام بدعتگذاري او در پيشنهادي كه به ظاهر، خلاف كتاب مقدس بود يعني زمين به دور خورشيد ميگردد.تئوري داروين در تكامل، هنوز مورد مخالفت برخي از مسيحياني است كه ميخواهند به آفرينش، زمان يكسان بدهند. چنين مثالهايي به ما متذكر ميشود كه كليسا نبايد فرض كند كه دين بوسيلة قرار گرفتن در لفافهاي از ناداني محافظت ميشود. ما بايد بتوانيم دستاوردهاي انساني را جشن بگيريم. اين دستاوردها شامل دريافتهايي است در تحقيقات ژنتيكي بعنوان نتيجهايي از موهبتهاي الهي از دانش و مهارت تكنيكي.
از طرف ديگر كليسا به روشني ميداند كه گناه، ميتواند ما را به سوء استفاده از پيشرفتهاي علمي براي گسترش اهداف شيطاني پيش برد.
ما نميتوانيم اثبات كنيم كه دانش، خود ميتواند بخشي از پرسشهاي اخلاقي جدي را در مورد پيچيدگيهايي كه ما در طلب دانستن آنيم (پيشرفتهاي علمي)، ايجاد كند. تا اين تاريخ ما نتوانستهايم با اخلاق و پيچيدگيهاي قانوني فرزندخواندگي، بعنوان حداقل بلاتكليفيهاي ايجاد شده بوسيلة ابزارهاي مصنوعي توليدمثل، خود را تطبيق بدهيم و مطمئناً هنوز آمادگي روحي، معنوي، قانوني و اخلاقي را براي تن دادن به نتايج دشوار كلونينگ انساني نداريم.
در حالي كه من اصول اخلاقي محققان را در كلونينگ مردود نميدانم، نظرية خود را براي ملاحظة شما عرضه ميكنم؛ من از يك مهلت قانوني براي چنين تحقيقاتي حمايت ميكنم تا مدارك قوي براي سودمنديهاي مثبت آن روشن شود و سپس اهداف واقعي براي اجتناب از خطرها تنظيم شوند. گرچه چنين مهلت قانونياي ممكن است مورد سوءاستفاده قرار گيرد، ولي من فكر كردم كه ما بايد از لحاظ اخلاقي، قانوني، روحي و معنوي آماده باشيم، آمادگي براي زماني كه ممكن است كلونينگ انساني يك واقعيت بشود. من 9 دستورالعمل را با پشتيباني منطق مذهبي، براي كميسيون “ملاحظه دربارة كلونينگ انساني” پيشنهاد كردم:
1-ما بايد به تحقيق در كلونينگ انساني، تنها با طرح بحثهاي گيرا براي بررسي سودمنديهاي آن اقدام كنيم. در حالي كه من معتقد نيستم كه اخلاقيات مسيحي ميتواند در زمينة سودگرايي اقدام كند، باDieteich Bonhoeffer در اين كه مسيحيون درصدد يافتن “اهميت در حقيقت”اند، موافقم به اين معني كه نه ما ميتوانيم قضاوتهاي اخلاقي را صرف نظر از حقايق علمي طرح كنيم (شامل يك ارزيابي از سودمنديهاي قوي و تهديد كلونينگ انسان) و نه اجازه ميدهيم كه حقايق علمي در قالب قضاوتهاي اخلاقي، تصميمگيري صرف بشوند. در حاليكه فوايد پزشكي كلونينگ حيوانات و ديگر اشكال تحقيقات ژنتيكي روي انسان، در اصول مورد بحثاند، من استنباط ميكنم كه هنوز علت جالب توجهي از فوايد قوي كلونينگ انساني در نيافتهام. فوايد پيشنهاد شدة فعلي در كلونينگ انساني غير كافياند، براي مثال: آرزوي يك زوج در داشتن يك بچه از طريق كلونينگ، دليل مناسبي براي انجام آن نيست، همينطور كه اكنون چنين هدفي در توليد مثل مصنوعي وجود دارد. بنابراين ما بايد عليه تصور توليد مثل يا جايگزيني بچهها ] توليد يك بچه كاملاً شبيه به فرزند پيشيني كه از دنيا رفته[ موضع بگيريم. هر چند كه بايد با جفتهاييكه آرزوي داشتن فرزند دارند، همدردي كنيم ولي جامعة ما و جامعة بينالمللي به صوت يك كل، نياز دارد كه موانع نسبتاً قوي را براي فرزند خواندگي از طريق كلونينگ طرح كند.
والدين داغدار، آرزو دارند كه عين بچة مردهشان، را با يك جايگزين از طريق تحقيقات كلونينگ جايگزين كنند. اين امر عدم فهم اين مطلب است كه هر انسان موجود، براي بودن بوسيلة پروردگار دعوت شدهاست. ما نيازمنديم تا، هر عملي را كه منجر به جايگزيني يك آدم به جاي ديگري ميشود، مورد ترديد قرار دهيم.
زمان طولاني ميگذرد تا ما تشخيص دهيم كه دلالت اين امر نابجا است كه يك زوج به دليل سقط جنين يا مردن نوزاد، فاقد بچه است؛ زيرا آنان ميتوانند باز فرزند ديگري داشته باشند.بچه كلون شدهايي كه واقعاً يك شخص مجزا ولي با شباهت فيزيكي به فرزند قبلي باشد، ميتواند سبب بروز تناقضهايي در رابطهي والدين و بچه شود.
بعلاوه هر اظهار نظري دربارة كلون شدن بچهها براي اهداف مفيدي نظير پيوند اعضاء يا ايجاد سربازان براي تداركات نظامي بيشتر يا ايجاد يك تيم بسكتبال با بازيكنان با استعدادتر! بايد فوراً رد شود.
من فوايد مهم تحقيق را براي كلونينگ انساني رد نميكنم اما تاكنون نشنيدهام كه اين فوايد چه هستند،. اگر نشان داده شود كه تحقيق براي كلونينگ انساني براي رفاه بچهها و بزرگسالاني كه هم اكنون مبتلا به نارسائيهاي ژنتيكي غم بار نظير سندروم داون يا بيماري هانتيگتون هستند و يا اينكه براي بچههايي كه از همين طريق بدنيا ميآيند مفيد است، در اينصورت من ميتوانم به سادگي از فرآيند كلونينگ انساني حمايت كنم.
2- طرح يك فرق مشخص بين كلونينگ انساني و تحقيق ژنتيكي كلي:
در ميان برخي دانشمندان و متخصصان از قانون، از هر حكم تكفير و مهلت قانوني براي تحقيق در كلونينگ انساني، همچنين از مانع شدن براي مسائل خوش آتية ديگر در تحقيق ژنتيكي انسان، يك ترس بزرگ وجود دارد.
برخي مردم كه مخالف كلونينگ انسانياند، به بحث «شيب لغزنده» براي مخالفت با تمام تحقيقات ژنتيكي كه ميتواند به امكان كلونينگ انساني منتهي شود، استناد ميكنند.من از مد نظر قراردادن مسووليت اخلاقي اين تحقيق حمايت ميكنم، حتي اگر چنين تحقيقي راه را براي كلونينگ انساني هموار كند. اين امر «اهميت در چگونگي عمل» را نشان ميدهد.
3-موضعگيري در برابر خود فريبي (والبته مردم فريبي) در مواجهه با نقاط ضعف و قوت كلونينگ انساني.
اگرما در حال تحقيق صحيح براي پردهبرداري از حقايق (به قول مسيحيان براي تشخيص خواست خدا) در مورد يك امر بحث برانگيز هستيم، ما بايد تشخيص دهيم كه حقيقت، خود، راه را براي خود فريبي ويران ميكند.
مباحثه برسر سقط جنين، مثالي است غمبار و عالي از ناتواني ما در اجتناب از خود فريبي در مواجهه با حقيقت. بحث بر سر سقط جنين يك بيميلي را براي يافتن حقايق پيرامون يك قضية جدي، به دور از ترس اينكه بايد حقيقتي پوشيده شود يا عمومي گردد آشكار كرده. نمايندگان گروههايي كه در زمينه انتخاب فرزند بيش از زندگي فعاليت ميكنند به طور يكسان در اين امر مقصرند و واقعيتها را ندرتاً منصفانه بيان ميكنند و در توضيح حقايقي كه موقعيتشان را حمايت نميكند عاجزند و عملكردهايشان را به طور اغراق آميز بيان ميكنند. ما بايد در بحث بر سر كلونيگ، از تكرار اين خطاها اجتناب كنيم. عموم مردم (در زباني غير علمي) نياز به شنيدن دارند تا قوت و توانايي علم، اخلاق، قانون و فوايد اجتماعي آن، قدرت درمانها و حالات كلونيگ انساني را بفهمند.
4- تحقيق روي تمام موضوعات وابسته.
ما نياز داريم كه اطلاعات بسياري را به منظور پيشبيني و تصميمگيري در روزي كه ممكن است كلونينگ انسان رخ دهد، جمعآوري كنيم. براي مثال اينكه آيا مطالعة دوقلوها (بعنوان مثالي براي وابستگي ژنتيكي بين يك موضوع و كلونش) ما را قادر به فهم بهتر نتايج مثبت و منفي و وجه اجتماعي بودن يك كلون ميكند يانه؟
به همين نحو ما ميتوانستيم بر روي برخورد انسان متولد شده به روش نيمه مصنوعي با دهندة ناشناساش] دهندة اسپرم و يا تخمك[ مطالعه كنيم. براي اينكه آيا بچه اشتياق به فهم چيزهايي در مورد دهندة اسپرم بينام( بعنوان يك پدر بيولوژيكي) دارد؟ يا اينكه بچه ميان والد يا والدين اجتماعيش تعديل برقرار ميكند؟
لازم به ذكر است كه يك بچة نيمه مصنوعي بوسيلة يك دهندهاي كه در حقيقت ابداً با او روبرو نميشود، همان موقعيت بچة داراي پدر غير بيولوژيكي از كلونينگ بوجود آمده را دارد با اينكه شايد شباهتهاي مهم و غيرقابل انكاري داشته باشد.
سوالات زيادي در مورد فرزند خواندگي، تولد از طريق نيمهمصنوعي و بارورسازي آزمايشگاهي وجود دارند كه نيازمند تحقيق بيشتري ميباشند تا به طور قوي، بلاتكليفيهاي جدي را در مورد كلونينگ انسان مهار كند.
5- مابايد حالتهاي جنين انساني را در اين فرآيند در نظر بگيريم.
ارائه پاسخ به ترديدها در مورد سقط جنين، دشوارترين قضيهايي است كه بايد در نظر گرفته شود و مسئلهاي است كه مطمئناً نميتواند به طور كامل حل شود. با وجود اين، دكترين «وظيفه و استعداد» بيان ميكند كه، خداوند هر يك از ما را در جهان براي يك هدف بوجود آورده و هر زندگي به طور الهي، هدف و ارزشي را دارا است.
6- اگر ما به تحقيق در مورد كلونينگ انساني اقدام كنيم، بايد مراقب كساني باشيم كه به احتمال زياد در
اين امر مورد استفاده قرار ميگيرند و نيز بايد از حقوق افرادي كه از طريق كلونينگ وارد جهان ميشوند، مراقبت كنيم.
تاريخچهاي از آزمايش پزشكي و فقدان دسترسي به منابع پزشكي براي گروههاي معيني از مردم، نشان داده كه مابايد بخصوص نگران زنان، اقليتهاي نژادي و قومي، زندانيان و فقرا باشيم تا براي نتيجهگيري از كلونينگ مورد بهرهبرداري واقع نشوند. بايد بدانيم كه آيا ميخواهيم كلون انساني را براي افزايش يا حذف تركيبات نژادي خاصي و يا جانشيني يك جنسي نسبت به جنس ديگر استفاده كنيم؟ كدام گروه در مراحل آزمايش بيشتر مورد بهرهكشي واقع ميشوند (نظير زندانيان، فقرا…) از طرفي اظهارا ت ديني در مورد ويژگيهاي مقرر شدة الهي در هر فرد، ايجاب ميكند كه ما به حقوق انساني هر فردي كه متولد ميشود، صرفنظر از چگونگي ايجاد آن (چه از طريق طبيعي وچه به صورت نيمه مصنوعي) توجه كنيم. از اين رو، هيچ فردي هرگز نبايد براي كسب يك هدف از قبل پيشبيني شدهايي در جهان، كلون شود. براي مثال ما نميتوانيم از كلون انساني براي توليد مثل نظامي استفاده كنيم يا به انتظار اينكه آنها ورزشكاران بزرگي خواهند شد و يا موسيقيدان و يا دانشمند.
باغ برای پرنده ی در قفس همون قفسه
Hiddden
اعضا
#
: 22 Nov 2007 11:09
يك مرجع تقليد شيعيان تغيير جنسيت و ظاهر ساختن جنسيت واقعى را در صورت استفاده از مقدمات مشروع جايز اعلام كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس، آيتالله مكارم شيرازي در پاسخ به استفتايي مبني بر اينكه تغيير جنسيت چه حكمى دارد؟ نوشت: «تغيير جنسيت و ظاهر ساختن جنسيت واقعى ذاتاً خلاف شرع نيست، ولى بايد از مقدمات مشروع استفاده شود. يعنى نظر و لمس حرام در آن نباشد، مگر اينكه به حد ضرورت برسد.»
بر اساس اين گزارش، آيتالله ناصر مكارم شيرازي همچنين در پاسخ به سوال فردي مبني بر اينكه "همسر اينجانب با توجه به گذراندن طرح اجباري خود در يكي از بيمارستانهاي تهران براي مداواي مريضهاي نامحرم، ناچار به برخورد است و همچنين با توجه به نوع پوشش (مغنعه سفيد) سايهاي از موهايشان پيدا ميباشد، تكليف اين دو مورد چيست؟ ميآورد: «پيدا بودن سايه مو اشكالي ندارد و تماس با بيماران غير همجنس فقط در موارد ضرورت كه دسترسي به همجنس نيست، جايز است.»
وي همچنين در خصوص مراجعه زن به دكتر مرد اگر دكتر حاذق نباشد، نيز معتقد است: «در صورت ضرورت اشكالى ندارد.»
از اين مرجع تقليد شيعيان سوال شده است: لطفاً در مورد شبيه سازي انسان و كلاً شبيه سازي توضيح دهيد و بفرماييد چرا اشكال دارد؟ ادله فقهي چه مي باشد؟ مكارم شيرازي در اين زمينه پاسخ ميدهد: «اين عمل از نظر شرعي خالي از اشكال نيست و مفاسد زيادي بر آن مترتب ميشود. به همين جهت حتي افرادي كه پايبند به دين و شريعتي نيستند، به خاطر مفاسد اجتماعي آن به مخالفت با آن پرداختهاند.»
وي در ادامه و در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه آيا سقط جنين را جايز مىدانيد؟ پاسخ ميدهد: «تنها در صورتى كه يقين يا خوف خطر يا ضرر مهمى براى مادر داشته باشد در مراحل اوليه جايز است.»
اين مرجع تقليد همچنين در مورد اينكه سقط جنين يك ماهه با رضايت شوهر و با استفاده از آمپول چه حكمى دارد؟ معتقد است: «جايز نيست، مگر آن كه خطر مهمى متوجه زن باشد.»
آيتالله مكارم شيرازي در پاسخ به اين سوال كه حكم جلوگيرى از انعقاد نطقه را بيان كنيد؟ مرقوم فرمود: «براى جلوگيرى از انعقاد نطفه هر وسيله مشروعى كه بى ضرر باشد و باعث نقص مرد يا زن به طور دائم نشود، ذاتاً مجاز است. ولى اگر مستلزم نظر و لمس نا مشروع باشد، تنها در صورت ضرورت فردى يا اجتماعى جايز است.»
باغ برای پرنده ی در قفس همون قفسه
Hiddden
اعضا
#
: 22 Nov 2007 11:10
فرآيند شبيه سازى وهنجارهاى نظام دموكراتيك·
اشاره: كميته فرهنگى سازمان ملل اخيراً شبيه سازى انسانى را فرآيندى مذموم و غيرقابل قبول تلقى كرد و انجام آن را ممنوع اعلام نمود. فرآيند شبيه سازى انسانى يا كلونينگ گو اينكه نشان از بلوغ تكنولوژى در عرصه زيست شناسى به شمار مى آيد اما قطعاً چالش هايى در عرصه هاى مختلف از جمله اخلاقى، دين، سياست و انسان شناسى مى آفريند. مطلب حاضر شرح انديشه هاى هابرماس، فيلسوف بزرگ زمانه ما در خصوص اين پديده جديد است.
شالوده مهندسى ژنتيك كه اوج آن شبيه سازى انسان است، به انقلاب ميكروبيولوژى برمى گردد كه با كشف مارپيچ دى ان اى (DNA) يعنى ساختار بنيادين حيات و عامل پيوند و تركيب ژن آغاز شد. كشف علمى مارپيچ دوگانه دى ان اى توسط دودانشمند به نامهاى فرانسيس كريك (۱) و جيمزواتسن (۲) از محققان دانشگاه كمبريج در سال۱۹۵۳ صورت گرفت. با اين حال در دهه۱۹۷۰ بود كه اكتشافات در اين دنياى عظيم به انباشت دانش قابل ملاحظه اى انجاميد و افقهاى تازه اى را نمايان كرد. استنلى كوهن از دانشگاه كاليفرنيا و هربرت بوير (۳) از دانشگاه سانفرانسيسكو توانستند به كشف شبيه سازى ژنها نايل آيند. در سال۱۹۷۵ گروهى از پژوهشگران دانشگاه هاروارد توانستند ژن پستاندار را از هموگلوبين خرگوش جدا كنند و در سال۱۹۷۷ اولين ژن انسان را به طور مصنوعى بسازند. با اين كار علمى چشم انداز شگفت انگيزى در توانايى بالقوه انسان براى مهندسى حيات گشوده شد. از اين پس بسيارى از شركتهاى دارويى به تكاپو افتادند تا تحقيقات در اين زمينه را تأمين مالى كنند تا با پيشبرد اين تكنولوژى راه كاربرد آن در عرصه پزشكى را هموار سازند. سرمايه گذاريهاى زيادى متوجه توسعه اين تكنولوژى و بهره گيرى از آن شد كه بسيارى از آن به لحاظ تجارى به شكست انجاميد و مشخص شد كه از لحاظ علمى و تحقيقاتى هنوز كارهاى زيادى بايد در اين زمينه صورت گيرد؛ كارهايى كه نياز به صرف هزينه هاى كلان دارد. تأمين سرمايه لازم براى پيشبرد پروژه هاى تحقيقاتى در اين زمينه از عهده شركتهاى كوچك خارج بود و سرانجام شركتهاى بزرگ دارويى وارد فعاليت در اين عرصه شدند، اما نه براى سرعت دادن به روند تحقيقات در اين زمينه، بلكه براى مهار شتاب پژوهشها و زير كنترل گرفتن دستاوردهاى آن. اين امر شتاب انقلاب تكنولوژى زيستى را در دهه۱۹۸۰ كند كرد. در اواخر دهه۱۹۸۰ دانشگاه هاروارد بودجه قابل ملاحظه اى براى تحقيقات در تكنولوژى زيستى اختصاص داد تا هم پيشرفت در اين زمينه را شتاب دهد و هم از انحصار آن توسط شركتهاى خصوصى جلوگيرى كند. سرانجام در سال۱۹۸۸ دانشگاه هاروارد تولد يك موش را كه به روش مهندسى ژنتيك توليد شده بود رسماً به ثبت رساند. به اين ترتيب براى نخستين بار بشر به آفرينش حيات موفق شد و تكنولوژى حيات وارد عصر تازه اى شد. به دنبال آن دولت ايالات متحده يك كمك ۳ميليارددلارى در اختيار گروهى از پژوهشگران به رهبرى جيمز واتسن قرار داد تا با تحقيقات گسترده به شناسايى و تعيين موقعيت ۶۰ تا ۸۰هزار ژن، كه در واقع الفباى حيات نوع انسان را تشكيل مى دهد، بپردازند. در قدمهاى بعدى دوتن از دانشمندان با استفاده از ابر كامپيوترها توانستند بخش مهمى از رشته رمزهاى تمامى ژنهاى انسان را استخراج كنند و يك بانك اطلاعاتى غول آسا در اين حيطه فراهم آورند. (۴) با اين گامها شناخت شالوده هاى رمز حيات ميسر شد و شبيه سازى انسان يا در واقع توليد مصنوعى انسان امكانپذير گرديد. نگرانى هاى اخلاقى با مهندسى ژنتيك و شبيه سازى انسان تسلط بشر بر طبيعت وارد مرحله تازه اى شده است. براى نخستين بار انسان موفق شده انسانى مشابه خود را خلق كند. اما اين موفقيت بزرگ در عين حال با بيمهاى بزرگى نيز همراه است. نگرانى اين است كه اين امكان تكنولوژيك مثل بسيارى از امكانات تكنولوژيك ديگر، از جمله امكانات بيوتكنولوژى، مورد سوءاستفاده قرار گيرد. پرسش اين است كه در شرايط سامان كنونى جامعه، كه بر مبناى سلطه طبقاتى، گروهى و ملى قرار دارد، چه تضمينى وجود دارد كه از شبيه سازى انسان به هولناكترين وجهى سوءاستفاده نشود؟ به همين دليل بسيارى معتقدند كه بايد با توسل به ملاحظات اخلاقى تلاش در پيشبرد اين تكنولوژى را محكوم كرد. برخى نيز به خاطر امكاناتى كه اين تكنولوژى به واسطه ژن درمانى در عرصه پزشكى دارد به لحاظ اخلاقى آن را قابل دفاع مى دانند. اما چشم اندازى كه استفاده از اين تكنولوژى در عرصه پزشكى مى گشايد، فقط بخش كوچكى از اين مسأله بغرنج است. بويژه از زمانى كه شبيه سازى انسان به عنوان نقطه اوج تكنولوژى مهندسى ژنتيك مطرح شد، اين مسأله ابعاد تازه اى پيدا كرد. پرسشى كه همراه با چشم انداز توليد مصنوعى انسان مطرح شد اين بود كه آيا توليد انسان به طور مصنوعى يا به تعبير رايج به صورت شبيه سازى شده جايز است يا خير؟ وقتى اين پرسش كه در وهله اول ساده مى نمود، در ميان طيف هاى مختلف فكرى و روشنفكران متعلق به گرايشهاى مختلف مورد بحث همه جانبه قرار گرفت زواياى پيچيده آن عيان شد و معلوم شد كه جامعه بشرى در تصميم گيرى نسبت به روا يا ناروا دانستن توليد مصنوعى انسان با مسأله بغرنجى رو به روست. برخلاف آنچه ممكن است در نگاه نخست به نظر برسد اين موضوع مسأله اى نيست كه تنها به حوزه علم تعلق داشته باشد يا در عالم الهيات محل چون و چرا باشد. اين مسأله در عين حال يك مسأله اى است و در حوزه فلسفه اخلاق نيز موضوع مباحث نكته سنجانه قابل ملاحظه اى است. يورگن هابرماس، يكى از فلاسفه سياسى معاصر، موضوع جايز يا جايز نبودن شبيه سازى انسان را اساساً موضوعى متعلق به حوزه اخلاق مى داند و معتقد است كه پاسخ به اين پرسش را نمى توان در حوزه علم جست وجو كرد. در آنچه از پى مى آيد به استدلال هابرماس در مخالفت با شبيه سازى انسان نگاهى مى اندازيم. هابرماس در مقاله اى با عنوان «احتجاج عليه تكثير مصنوعى انسان» از ديدگاه خاص خود موضوع شبيه سازى انسان را مورد بحث قرار داده و در مخالفت با آن استدلال كرده است. مقاله هابرماس در كتابى حاوى مجموعه مقالات او با عنوان جهانى شدن وآينده دموكراسى ترجمه ومنتشر شده است. (۵) آنچه در اينجا مى آيد در واقع مرور بر مقاله مذكور است.
باغ برای پرنده ی در قفس همون قفسه
Hiddden
اعضا
#
: 22 Nov 2007 11:14
انگلیس به ایجاد رویانهای انسان-حیوان مجوز داد
تحقيقات - همشهری آنلاین:
سازمان قانونی ناظر بر پژوهشهای باروری در انگلیس به طور اصولی موافقت خود را با ایجاد رویانهای دورگه انسان - حیوان برای مقاصد پژوهشی اعلام کرد.
به گزارش خبرگزاری فرانسه "اداره تلقیح و جنینشناسی انسانی" (HFEA) مجوز انجام طرحهای پژوهشی بحثبرانگیز ایجاد رویانهای "سیتوپلاسمی" را صادر کرد که در آنها بخش کوچکی از DNA انسانی با تخمک حیواناتی مانند گوسفند یا خرگوش ممزوج میشود.
دانشمندان میگویند چنین پژوهشهایی میتواند راه را برای درمانهایی برای بیماریهای پارکینسون و آلزایمر بگشاید.
یک سخنگوی HFEA پذیرفت که افکار عمومی در این مورد دچار اختلاف نظر است و گرفتن این تصمیم کار سختی بوده است.او گفت: "این مجوز یک چراغ سبز کامل به تحقیقات بر روی رویانهای دورگه نیست، بلکه تصدیق این امر است که تحقیقات در این زمینه با احتیاط و دقت زیاد مجاز است."
در آمریکا کاربرد و نابود شدن رویانها در پژوهشهای علمی به دلایل سیاسی و مذهبی موضوعی بسیار حساس است. جرج بوش تا به حال دوبار لوایحی را که استفاده از بودجههای فدرال برای پژوهش درباره سلولهای بنیادی را که شامل نابودی رویانهای انسانی میشدند امکانپذیر میکرد، وتو کرده است.واتیکان هم در این مباحثه دخالت کرده و این پژوهشها را "عملی شریرانه بر ضد شرافت انسانی" نامیده است.
لایل آرمسترانگ از دانشگاه نیوکاسل که در تولید اولین رویان انسانی کلونسازیشده در سال 2005 شرکت داشت، در واکنش به نگرانیهای ابرازشده بوسیله مقامات مذهبی و برخی سازمانهای غیردولتی این باره گفت:" هدف ما این نیست که موجودات غریب دورگه گاو-انسان خلق کنیم. هدف ما استفاده از این سلولها برای شناسایی شیوههای بهتر ایجاد سلولهای بنیادی انسانی است."
این پژوهشها شامل انتقال هستههای حاوی DNA از سلولهای انسانی به تخمکهای حیوانی است که هستههای حاوی تقریبا تمام اطلاعات ژنتیکی خود آنها خارج شده است.
بنابراین رویانهای حاصل عمدتا حاوی ژنهای انسانی، با یک بخش کوچک حیوانی خواهند بود. سپس از این رویانها میتوان سلولهای بنیادی را به دست آورد که قابلیت رشد کردن به انواع مختلف بافتها را دارند.
به گفته پژوهشگران به این رویانهای دورگه تنها تا مراحل بسیار ابتدایی به منظور مطالعه بر روی آنها به مقاصد درمانی، امکان ادامه حیات داده خواهد شد و هدف ایجاد حیوانات زنده از آنها نیست.
گفته ميشود این رویانها میتوانند منبع بزرگی از سلولهای بنیادی در اختیار پژوهشگران قرار دهند.تا به حال دانشمندان مجبور بودهاند که بر تخمکهای انسانی باقیمانده از درمان ناباروری افراد تکیه کنند، که هم تعداد آن کم است و هم اغلب کیفیت پایینی دارد
باغ برای پرنده ی در قفس همون قفسه
Hiddden
اعضا
#
: 22 Nov 2007 21:11
چگونه پديده شبيهسازي از كنترل خارج ميشود؟
چكيده:
شبيهسازي انسان، به استناد ضرورت كارهاي تحقيقاتي براي شناخت و درمان بيماريها، نميتواند مانع از خطرات عظيم و بالقوهي اين عمل براي آيندهي جامعهي بشري شود. قانوني شدن اين امر، زمينهي تبديل عمل زاد و ولد انسان به نوعي توليد صنعتي كه در آن كودكان به اشياي دستكاري شده و محصولات مطابق با خواست و ارادهي ما، تبديل خواهند گشت را فراهم ميآورد.
كوتاهيهاي كنگره پيشين آمريكا، در ممنوع ساختن شبيهسازي انسان، توانايي ما را در كنترل استفادههاي غيراخلاقي از بيوتكنولوژي ـ حتي زماني كه اين گونه استفادهها آن مسايل وموضوعاتي را كه براي ما ارزشمند هستند، با تهديد خود مواجه ميسازد ـ مورد ترديد جدي قرار داده و از همين رو است كه كنگره جديد بايستي براي حذف اين سد قانوني، اقدام لازم را به عمل آورد.
تقريباً در آمريكا همه در مخالفت با شبيهسازي، متفقالقولند و اكثريت عظيم مردم با آن مخالفند. عمده دانشمندان و محققين نيز بر اين باورند كه بايستي شبيهسازي به عنواني عملي غيرقانوني معرفي گردد و حتي يكايك اعضاي كنگره نيز آن را محكوم نمودهاند. واقعيت آن است كه شبيهسازي علاوه بر آن كه حامل مخاطرات و آسيبهاي جدي بر بدن كودك شبيهسازي شده است، ارزش و جايگاه توليدمثل بشري را مورد تهديد واقعي خود قرار ميدهد. همچنين، شبيهسازي، امكان كنترل ژنتيكي بيسابقه و بيمانندي را بر نسل بعدي فراهم ميآورد و از همين رو است كه اين عمل، به عنوان اولين گام تحقق دنياي «به نژادي» كه در آن كودكان به اشياي دستكاري شده ومحصولات مطابق با خواست و اراده ما تبديل خواهند گشت، محسوب ميشود.اما به رغم چنين نگرانيهايي، قوانين موردنظري كه ممنوعيت شبيهسازي را به همراه داشت، از تصويب مجلس سنا بازماند كه البته مانع اصلي تحقق چنين خواستي، ابهام پيرامون دو موضوع «تحقيق در مورد سلولهاي غيرجنسي» و «تحقيقات بر روي رويانها» بود كه گرهگشايي از اين دو موضوع، ميتواند راهكار تصويب قوانيني مسوولانه براي ممنوع ساختن شبيهسازي در ايالات متحده به حساب آيد.
در ابتدا ما بايد حقايقي را براي خود روشن سازيم. تمام فرآيندهاي شبيهسازي انسان با يك عمل مشابه آغاز ميشود و آن هم توليد رويان شبيهسازي شده انسان است. توسل به اين شيوه براي توليد نوزاد انسان، مستلزم كاشت رويانهاي شبيهسازي شده در بدن زنان و رشد آن تا هنگام تولد است، اما شبيهسازيهايي كه در راستاي تحقيقهاي زيستي ـ پزشكي صورت ميپذيرد، برخلاف نمونه قبلي، مستلزم تشريح و دستكاري رويانها خارج از بدن و با هدف تسلط بر سلولهاي غيرجنسي است.
امروزه مباحثهها و مجادلههاي موجود، حول ممنوعسازي اولين شيوه و بعضاً حول هر دو شيوه مذكور دور ميزند، اما مسلم آن است كه لحاظ نمودن مسايل اخلاقي و واقعبينانه ايجاب ميكند كه حداقل اگر شبيهسازي بااهداف تحقيقاتي ادامه مييابد، شبيهسازي انسان ممنوع گردد.
نكته مهم ديگر آن است كه مباحث صورت گرفته در اين باره، نه تنها ناكافي بوده، بلكه بر حول موضوعاتي اشتباه و نامرتبط با اصل مطلب، معطوف شده است؛ به طوري كه در چنين فضايي، طرفداران شبيهسازي با اهداف تحقيقاتي، غالباً بر آن بودهاند تا با توسل به اين ادعاي واهي كه اين شيوه، اصلاً شبيهسازي نيست و رويانهاي توليدي اصلاً به معناي واقعي، رويان نيستند، در پي تحريف واقعيت و خلط موضوع برآيند.
از سوي ديگر، مخالفين اين گونه تحقيقات، صرفاً فكر و ذكر خود را به ممنوع ساختن اين شيوه، معطوف ساخته و از اين رو، از اصل مطلب بازماندهاند و نتيجه آن چيزي جز اين نيست كه اين نيروي گسترش يافته براي كنترل و دستكاري بر حيات بشري و شيوههايي كه شبيهسازي را به يك واقعيت مبدل ميسازد، خلق كودكان شبيهسازي شده را به امري رايج تبديل ميكند.
درست است كه اين گونه تحقيقات، ميتواند به ارمغان آورنده اميدي براي شناخت و درمان بيماريها باشد، اما نبايد با توسل به ادعاهايي مبني بر ارزش و يا ضرورت اين گونه تحقيقات، خود را فريب دهيم، چرا كه اصلاً در اين باره، هيچ سابقه و پيشينه قابل قبولي ـ حتي در مورد حيوانات كه عمدتاً در عرصه پزشكي به عنوان توجيهي براي بسط اين تحقيقات بر روي انسان شناخته ميشود ـ در اختيار نداريم.
امروزه گزينشهاي ژنتيكي رويانها در حال تبديل شدن به يك صنعت روبهرشد ميباشد. برخي از كارشناسان، چنين رويكردي را به مثابه شيوهاي براي خلق كودكاني كه از لحاظ ژنتيكي سالم و بينقص هستند، ميستايند، اما مسلم است كه به رغم همه ادعاهاي موجود، توسل به اين ادعا كه شبيهسازي انسان صرفاً به زوجهاي نابارور، شبيهسازيهاي تحقيقاتي فقط به مطالعه درباره بيماريها محدود خواهد شد، نگرشي خام و سادهلوحانه است.
نگاهي عميق به اين مسأله، بيانگر آن است كه توليد رويانهاي شبيهسازي شده با هر هدفي كه صورت پذيرد، جهشي بزرگ در تبديل زاد و ولد انسان به نوعي توليد صنعتي خواهد بود و در حقيقت از همين رو است كه ما نبايد در اين باره خود را اين گونه فريب دهيم؛ چراكه پذيرش رويانهاي شبيهسازي شده حتي در راستاي اهداف تحقيقاتي، حداقل در اصول به معناي پذيرش برتري روبه گسترشِ ژنتيكي نسلي بر نسل بعدي خواهد بود؛ زماني كه رويانهاي شبيهسازي شده بشري در آزمايشگاهها موجوديت يابند، در واقع سنگ بناي
انقلاب بهنژادي گذاشته ميشود.
در مجموع، اين گونه نگرانيها است كه بسياري از كشورها را از جمله آلمان، ژاپن، فرانسه، نروژ، استراليا و … برآن داشته تا هم توليد و هم تحقيق در اين حوزه را ممنوع سازند و پارلمان اروپا نيز در همين راستا است كه هر گونه شبيهسازي انسان را ممنوع ساخته است. مسلم آن است كه آمريكا نيز بايد هيمن رويكرد را اتخاذ كند و حداقل اگر آن را به صورت كامل ممنوع نميسازد، بايستي اين گونه فعاليتها و تحقيقات را براي چند سال به حالت تعليق درآورد. در چنين فرصتي است كه اين سياست، به ما امكان ميدهد تا اهميت واقعي نقض مرزهاي اخلاقي و بنياديني را كه در جريان شبيهسازي شكل ميگيرد، درك نماييم و در ك اين واقعيت است كه ما را به تدبيري ايمن براي مقابله با توليد كودكان شبيهسازي شده، پيش از آنكه به روالي عادي تبديل شود، مجهز ميسازد و در كنار آن، تداوم بحثهاي مرتبط با اين موضوع را به همراه خواهدداشت.
در صورتي كه هماكنون اقدامي در اين راستا انجام ندهيم، آنگاه شبيهسازي انسان به امري عادي تبديل خواهد شد و ديگر بايستي به ورود و حضور اين گونه انسانها در عرصه زندگي خود تن درهيم.
باغ برای پرنده ی در قفس همون قفسه
Hiddden
اعضا
#
: 23 Nov 2007 14:24
كلون موجودی است که با ترکیب ژنتیکی همسان از یک موجود واحد مشتق شده باشد. واژه شبیه سازی توسط J.B.S.Haldane ابداع گردید و در سال 1996 اولین حیوان(گوسفند) که با استفاده از سلولهای حیوانی شبیه سازی شده بود متولد شد.در دسامبر 2002 اولین شبیه سازی انسان نوزادی به نام Eve))حوا توسط شرکت معروف clonaid گزارش گردید.
مفهوم سلول بنیادی:
سلول بنیادی در پستانداران به سلولی گفته میشود که قابلیت تقسیم شدن و تبدیل به سلول های تخصص یافته و تمایز یافته را دارا باشد.تخمک لقاح یافته این توانایی را در حد بالایی داراست، زیرا بالقوه میتواند تقسیم شود وبه صورت یک موجود زنده کامل تکوین یابد.تخمک لقاح یافته چند ظرفیتی است بدین معنی که از هر نظر توانایی رشد و تکامل را دارد..این توانایی پس از تقسیم شدن تخمک به یک یا حتی چهار سلول به قوت خود باقی بوده به گونه ای که هر کدام از سلولها پس از جدا شدن قادر به رشد و تبدیل به یک جنین کامل می باشند، از راه این فرآیند دو قلوها چند قلوها بوجود می آیند ، این چند قلوها موجودات شبیه سازی شده طبیعی هستند که دارای ساختار ژنتیک و سیتوپلاسمی یکسان میباشند پس پدیده شبیه سازی پدیده ای نو و باورنکردنی نیست و از آغاز حیات در سیاره زمین رخ داده است.
سلول های بنیادی یا stem cellدر کودکان وبزرگسالان وجود دارند. سلولهای بنیادی در مغز استخوان وبه تعداد کمتری در جریان خون هر کودک و بزرگسال یافت میشود.
سلولهای بنیادی رویانی انسان میتوانند با لقوه به صورت هر یک از210 نوع سلولی که جسم یک انسان را تشکیل میدهد رشد یابند.
در حال حاضر شبیه سازی به سه شیوه انجام میگیرد:
1. شبیه سازی رویانی 2. شبیه سازی DNA فرد بالغ 3. شبیه سازی درمانی که در این نوع شبیه سازی هدف تولید انسان به صورت کامل نیست بلکه هدف تولید سلولهای بنیادی رویانی است که برای اهداف درمانی به کار می رود .
مراحل شبیه سازی موجود زنده:
1. هسته زدایی از تخمک گیرنده
2. انتقال سلول دهنده به درون تخمک گیرنده توسط میکرومانیپولاتور
3. ایجاد پیوستگی بین سلول دهنده و تخمک گیرنده توسط اتاقک آمیختگی
4. کشت رویان به دست آمده در انکوباتور به مدت 5 -3 روز
5. انتقال رویان در حال رشد به داخل رحم (مادر میزبان)
به منظور تداوم بخشیدن به قابلیت حیات سلول با منجمد کردن و نگهداری آن در دمای بسیار پایین شیوه ای است که دانشمندان از سال 1700 به کار گرفته اند ، این فرآیند قابلیت حیات سلول را تا زمان نا محدودی به حالت تعلیق در می آورد. این فن آوری به طور معمول برای نگهداری semen، رویان وانواع سلول و بافت های انسان و حیوانات کاربرد دارد و سلولها میتوانند بیش از نیم قرن
قابلیت حیات خود را حفظ کنند.
مزایای شبیه سازی :
1. تولید گونه های تراریختی : به این معنی که یک گونه حامل ژنهایی از گونه های دیگر باشد ، مثلا گاوها ،گوسفندان و بزها می توانند به این طریق تولید کننده مواد لبنی دارویی باشند.مثلا آنها میتوانند شیرهایی با ویژگی های زیر تولید کنند :
- شیر حاوی فاکتور انعقاد برای درمان هموفیلی
- شیر حاوی انسولین برای درمان دیابت
2. شبیه سازی رویانی حیوان
3. شبیه سازی رویانی انسان
با پیشرفت چشمگیری که در مورد سلول های بنیادی رویان انسان حاصل شده است میتوان با کشت این سلول ها بافت ها یا اعضای مصدوم را ترمیم یا جایگزین نمود ، میتوان پوست برای قربانیان سوختگی و سلولهای مغزی و طناب نخاعی برای افرادی که از گردن به پایین فلج شده اند تولید نمود.
با استفاده از این فن آوری زوج های نابارور میتوانند بچه دار شوندو پزشکان میتوانند به جای استفاده از موادی که برای بدن جنبه بیگانه دارند ، استخوان ،چربی ، بافت همبند یا غضروف تولید نمایند.
میتوان برای افرادی که دچارسرطان خون هستند مغز استخوان تولید نمود . توصیه میشود برای افرادی که در مراحل وخیم بیماری قلبی هستند و در انتظار دریافت قلب پیوندی به سر میبرند در کنار تجویز داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی از روش پیوند سلولهای بند ناف به عنوان یک روش کمکی استفاده شود.بر این اساس این ایده در دنیا مطرح شده است که نمونه سلولهای بند ناف هر شخص در ابتدای تولد گرفته شود وبرای سالهای بعد برای خود فرد ذخیره شود. با این عمل بیمار شانس بیشتری برای زنده ماندن تا زمان دریافت قلب را خواهد داشت.این روش بویژه در بیماران کهنسال که سلولهای بنیادی مغز استخوان آنها برای پیوند کافی نیست، اهمیت بالاتری دارد که این موارد اشاره جزئی به مزایای این فن آوری است.
منابع :
www.Humancloning.org
باغ برای پرنده ی در قفس همون قفسه
Lustful
اعضا
#
: 28 Nov 2007 13:21
من اطلاعاتم راجع به این موضوع زیاد نیست ولی علاقه زیادی به کلونینگ دارم.
از مطالبتون خیلی استفاده کردم.ممنون و خسته نباشید.
When there is a WILL,there is a WAY
parnia
اعضا
#
: 28 Nov 2007 13:32
Hiddden
تاپیکت مبارک عزیزم....
مطالبت خیلی مفیده....موفق باشی عزیز...
وای بر من , گر تو آن گم کرده ام باشی ....!*خدايا سپاس...*
.
1
.
2
.
>>
جواب شما
»
نام
»
رمز عبور
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از
این قسمت
عضو شوید.
Powered by
MiniBB