| نویسنده |
پیام |
|
|
BMW_M6
عزیز در اصل بازی همینطور هست .ولی اینجا یکمی مشکل میشه ولی امتحان میکنیم 
دیروز
یه شبی بود و شبی لحظه ای بود و تبی قصه ی غم زدگی دردای پرزدگی همه تاریکیه شب هق هقه گریه رو لب .. ◄... خدایا سپاس...►
|
|
|
Quoting: Golden_Eagle امتحان میکنیم منم پایه اینطوری هستم :
دیروز مهسا ....
شادی را علت باش ، نه شریک ... و غم را شریک باش ، نه دلیل (زرتشت) ..... خدایا سپاس.....
|
|
|
دیروز با مهسا توی کمد......
یه شبی بود و شبی لحظه ای بود و تبی قصه ی غم زدگی دردای پرزدگی همه تاریکیه شب هق هقه گریه رو لب .. ◄... خدایا سپاس...►
|
|
|
|
|
دیروز مهسا توی کمد با یودا ....
شادی را علت باش ، نه شریک ... و غم را شریک باش ، نه دلیل (زرتشت) ..... خدایا سپاس.....
|
|
|
Golden_Eagle دوست خوبم ترتیب کلمات رو چجوری بگیم ....؟
شادی را علت باش ، نه شریک ... و غم را شریک باش ، نه دلیل (زرتشت) ..... خدایا سپاس.....
|
|
|
چه وقت...با کی...کجا...چیکار میکردی..
یه شبی بود و شبی لحظه ای بود و تبی قصه ی غم زدگی دردای پرزدگی همه تاریکیه شب هق هقه گریه رو لب .. ◄... خدایا سپاس...►
|
|
|
Quoting: yooda دیروز مهسا توی کمد با یودا ....
الان این جمله غلط شد
مثال: دیروز با مهسا توی کمد دست میزدیم
این شد به ترتیب . چه وقت . با کی . کجا . چیکار میکردی
یه شبی بود و شبی لحظه ای بود و تبی قصه ی غم زدگی دردای پرزدگی همه تاریکیه شب هق هقه گریه رو لب .. ◄... خدایا سپاس...►
|
|
|
چشم عزیز 
پس از اول :
دیشب....
شادی را علت باش ، نه شریک ... و غم را شریک باش ، نه دلیل (زرتشت) ..... خدایا سپاس.....
|
|
|
|
|
دیشب با اقدس خانوم....
یه شبی بود و شبی لحظه ای بود و تبی قصه ی غم زدگی دردای پرزدگی همه تاریکیه شب هق هقه گریه رو لب .. ◄... خدایا سپاس...►
|
|
|
ای وای اینا چه کارایی کردن منم مامورم دیشب جمعشون کردم 
هر کس به طریقی دل ما می شکند/بیگانه جدا دوست جدا می شکند / بیگانه اگر می شکند حرفی نیست/ از دوست بپرس چرا می شکند
|