| نویسنده |
پیام |
|
|
آهان . .اوکی . . من اشتباه خوندم پس . . متن خودمم ویرایش می کنم . .
@@@@@@@@@@@@@
یه بار 5 تا سیاه پوست داشتن توی یه بیابون راه می رفتن که یهویی می بینن یه قولی افتاده وسط بیابون و یه خار درشتی هم رفته توی کمرش و داره زجر میکشه . . خلاصه دلشون میسوزه و خاره رو از کمرش در میارن . . قوله هم میگه به پاس این خدمتی که به من کردید .نفری یه آرزو بکنید تا براتون اجراش کنم . .
سیاه پوست اول میگه من رو سفید کن . . سفیدش مکنه . . سیاه پوست دوم هم میگه من رو سفید کن .. سفیدش می کنه . . سیاه پوست سوم هم میگه من رو سفید کن . . سفیدش می کنه . . سیاه پست چهارم هم میگه من رو سفید کن . . سفیدش می کنه . . سیاه پوست پنجمی میگه همه ی اونهایی رو که سفید کردی رو سیاه کن !
تا کمرت را خم نکنی . . کسی نمی تواند سوارت شود . .! ( مارتین لتر کینگ)
|
|
|
# : 4 Jan 2008 23:19 | ویرایش بوسیله: amir_yazd
artan_eran222
ایول ..
قشنگ بود...
////////////////////////////////////////////
اینم یه جکه دیگه:
مسؤل خوابگاه دخترا همه دخترا رو جمع ميكنه، ميگه: ديشب يه مرد اومده بوده تو خوابگاه. همه ميگن: واااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ميگه: اينطور كه فهميديم اين مرده رفته بوده تو اتاق يكي از دخترا. همه ميگن: واااااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ميگه: تازه، يه كاپوت هم پيدا شده. باز همه ميگن: وااااااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ادامه ميده: ولي گويا اون كاپوت سوراخ بوده. همه ميگن: هه هه هه... يكي ميگه: واااااي!
♥✤♥ سکوتم از رضایت نیست ◊◊ دلم اهل شکایت نیست ◊◊ هزار شاکی خودش داره ◊◊ خودش گیره گرفتاره ♥✤♥ . ◄ خدایا سپاس... ►
|
|
|
# : 5 Jan 2008 00:15 | ویرایش بوسیله: chooghalef
آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد ميزنه درازش ميكنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش ميكنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پيچوندي!
دیگه امضام رو عوض نمیکنم: تا ابد دوستت دارم آویزون
|
|
|
|
|
chooghalef نفهمیدم چی شد !
از یه آمریکاییه و آفریقاییه و ایرانیه می پرسند .. نظرتون راجع به تخم مرغ کوپنی چیه . .؟
آمریکاییه میگه : کوپن چیه . .؟
آفریقاییه میگه : تخم مرغ چیه . .؟
ایرانیه میگه : نظر چیه . .؟
تا کمرت را خم نکنی . . کسی نمی تواند سوارت شود . .! ( مارتین لتر کینگ)
|
|
|
# : 5 Jan 2008 00:24 | ویرایش بوسیله: amir_yazd
ایوووووووووووووووووووووووول
.......................................
واسه سرشماري اومده بودن در خونه رشتيه، يارو از رشتيه ميپرسه: اسم پسر اولت چيه؟ رشتيه ميگه: اصغر. ميپرسه: خوب اسم پسر دومت چيه؟ رشتيه: ميگه اصغر!...سومي، چهارمي، پنجمي، خلاصه همه رو ميگه اصغر! ماموره شاكي ميشه، ميگه: مامور دولت رو سر كار گذاشتي؟! رشتيه ميگه: نه والله، اينها همشون اسمشون اصغره! مرده ميگه: خوب پس چجوري تو خونه صداشون ميكنيد؟ رشتيه ميگه: خوب اصغر اكبرآقا داريم، اصغر علي آقا داريم، اصغر آقا رضاداریم!
♥✤♥ سکوتم از رضایت نیست ◊◊ دلم اهل شکایت نیست ◊◊ هزار شاکی خودش داره ◊◊ خودش گیره گرفتاره ♥✤♥ . ◄ خدایا سپاس... ►
|
|
|
# : 5 Jan 2008 00:36 | ویرایش بوسیله: chooghalef
ميخواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين!
دیگه امضام رو عوض نمیکنم: تا ابد دوستت دارم آویزون
|
|
|
ای بدک نبود.....
//////////////////////////////////////////////
تركه داشته از تو جنگل رد ميشده؛ يهو يك شيره جلوشو ميگيره، ميگه: كوچولو كجا ميري؟! تركه ميگه: خونه مادر بزرگ، بخورم پفك نمكي، چاق بشم چله بشم، بعد ميام كيرمم نميتوني بخوري!
♥✤♥ سکوتم از رضایت نیست ◊◊ دلم اهل شکایت نیست ◊◊ هزار شاکی خودش داره ◊◊ خودش گیره گرفتاره ♥✤♥ . ◄ خدایا سپاس... ►
|
|
|
# : 5 Jan 2008 02:37 | ویرایش بوسیله: amir_yazd
تركه ساعت سه نصفه شب مست و پاتيل ميرسه در خونه، هركار ميكرده نميتونسته كليد رو بكنه تو قفل در. خلاصه اونقدر سر و صدا ميكنه تا زنش بيدار ميشه، ازون بالا داد ميزنه: اصغر اقا كليد بندازم؟! تركه ميگه: نه بابا كليد دارم، سوراخ بنداز! ......................................... تركه با دوتا از رفقاش تو كافه نشسته بودن، هر سه تا هم دستتاً دمق! خلاصه شروع ميكنن به درد دل، اول يكي از رفيقاش ميگه: ديروز تو كيف دخترم يك بسته سيگار پيدا كردم، آي حالم گرفته شد. تاحالا فكرشم نميكردم كه دخترم سيگاري باشه. اون يكي رفيقش ميگه: بابا اين كه چيزي نيست، من پريروز تو كيف دخترم يك بست حشيش پيدا كردم، ازون موقع تاحالا فقط ميخوام بميرم! عمري فكر نميكردم دخترم عملي باشه. تركه يك آه از ته دل ميكشه، ميگه: بابا اينا كه چيزي نيست. من ديروز تو كيف دخترم يك بسته كاپوت پيدا كردم. تا امروز فكرشم نميكردم كه دخترم كير داشته باشه!
♥✤♥ سکوتم از رضایت نیست ◊◊ دلم اهل شکایت نیست ◊◊ هزار شاکی خودش داره ◊◊ خودش گیره گرفتاره ♥✤♥ . ◄ خدایا سپاس... ►
|
|
|
|
|
به تركه ميگن: بچه كجائي؟ ميگه بچه U.S.A.! ملت هم كف ميكنن ميگن آخه چطور ممكنه؟ تركه ميگه: ايلده بچهة يونجهزارهاي سرسبزِ آذر بايجانم! .......................................... تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيهها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟! ......................................... تركه زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!
دیگه امضام رو عوض نمیکنم: تا ابد دوستت دارم آویزون
|
|
|
(((((((((: خدا خفت نکنه پسر مرسی از جوکای خشنگت (;
غم نان هرگز عذری برای فاحشگی هنر نیست
|