| نویسنده |
پیام |
|
|
Quoting: Kaveh87 آره دیگه بقیه اشو به خاطر بالایی کالیبر نزدم با این کالیبر بالا باید بتونی فیل هم بزنی بقیه اش که چیزی نیست
Quoting: Kaveh87 سحرخیز باش تا کامروا باشی به نظر میاد کامروا نباشم بهتره پس سحرخیز باش تا کامران 747 باشی
Quoting: bivezan_mikham سوژه های این تاپیک بکره و البته فکر کنم بتونی بیشتر بسطشون بدی یعنی اعضای زیادتری رو درگیر کنی سریهای قبلی رو هم که خوندم این پتانسیل رو داشتند البته میدونم گرفتاری ولی اگه حوصله و وقتش بود ادامه اش رو زودتر بنویس اگه حسی برای طنازی بود به چشم 
Quoting: estrogen ایستگاه قیصریه.....کسی پیاده نمیشه؟ فندکت رو جا نذاری داداش دیر گفتی الان دیگه تا ایستگاه اخر پیاده نمیشم میخوام به Lost & Found یه سری بزنم 
|
|
|
Quoting: mostafa_74 دیر گفتی الان دیگه تا ایستگاه اخر پیاده نمیشم میخوام به Lost & Found یه سری بزنم پس تا قسطنطنیه تخته گاز برم؟ اون دستمال الان یا دست کاسیو بید یا مچ سیتی زن....
|
|
|
mostafa_74 ای مصطفی خايا لاريم پاتی اله گولوم
بالا تخمام افتاد به قدری خنديدم مخصوصاً مصائب مسيح رو که خوندم ضعف کردم حقا که دهنت سرويس به قولی مهدی عمو خيلی وقت نخنديده بودم ترکيدم دمت نارنجک که سهله خونپاره هم سهله اصلاً بيخيال دم خيلی باحال بود جداً دمت گرم نوکرم ممّد
قال رسول الله (ص) : النکاح سنتی فمن رقب من سنتی فليس منی
|
|
|
|
|
torke به! عمو ممد
دیگه به ما سیر نمی زنی برادر؟
مرد و زن به خاطر این ازدواج می کنند که نمی دانند خودشان باید با خودشان چه کار کنند - آنتوان چخوف
|
|
|
Quoting: mostafa_74 اگر اعضای آویزون به جای هنرپیشه های معروف بودند چه اتفاقی میفتاد؟؟؟ بیست بیست بود  2 تا سوژه قبلی رو هم خوندم نیم ساعت داشتم میخندیدم 

دیگه آب حوض نمی کشیم، دمپایی خشکه هم نمی خریم، پیـره زن هم خفه نمی کنیم، اما کـــس مــــی کنیم!
|
|
|
hornet_32
Quoting: hornet_32 torke به! عمو ممد دیگه به ما سیر نمی زنی برادر؟ نوکرم عمو رضا خرابم به ملا عمويی جون تو سرم خيلی شولوغه اما نوکرم کاماکان که ميام از جکات ميترکم دمت درس عمو
قال رسول الله (ص) : النکاح سنتی فمن رقب من سنتی فليس منی
|
|
|
داشتم دنبال تاپیک در وجود هر ایرانی یک دیکتاتور نهفته است میگشتم رسیدم به این تاپیک دلم نیومد نظر ندم یه تشکر اساسی واسه لبخند و خنده ای که رو لب ما نشوندی
 دمت گرم 
من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است
|