صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / شوخی و سرگرمی / زندگی نامه احمدی نژاد
. 1 . 2 . 3 . >>
نویسنده پیام
# : 25 Jul 2007 00:10


مطلب زیر شوخی و طنز هست! به هیچ وجهی هم سیاسی نیست
لطفا از نظر دادن سیاسی خودداری کنید! (مدیران هم پاک نکنند! چون این فقط یک طنز هست)

# : 25 Jul 2007 00:11


زندگينامه احمدی نژاد







از کودکی علاقه به علم و دانش داشت. در خانواده­ای فقیر، زاده شده بود.



می­شد حدس زد که اعتقادات دینی محکمی دارد.



مردی ناشناس که مشخصن به روحانیت زمان خودش، احترام خاصی می­گذاشت.


جنگ شد با دوستانش به جنگ رفت. دوستانی که بعدها هر کدامشان زنده ماند، به قدرت
رسید.


یک روز ساده که مثل همیشه خواب بود،


کسی صدای­اش کرد و او با روی خوش، از خواب بیدار شد.


صبحانه­اش را خورد،


ورزش روزانه­اش را کرد


و کفش­های­اش را پوشید که به مسجد محل برود.


سر نماز بود که کسی او را صدا زد.


گفت : الان می­آیم و سریعن از مسجد بیرون آمد و کفش­های­اش را پوشید.


با لبخند همیشه­گی پرسید: چه کسی ممکن است با آدمی مثل من کار داشته باشد؟


گفتند: مهم شده­ای و باید بروی و خودت را در رادیو تلویزیون به مردم معرفی کنی.


گفت : هنوز زود است. ببین هنوز ساعت پنج صبح هم نیست!


چون کسی او را نمی­شناخت، مجبور شد وقتی برسد، خودش را با صدای بلند معرفی کند.

وقتی او را شناختند، او را بردند پیش آقای حیاتی.

و کمی که گذشت، توانست با ضرغامی هم دیدار کندو طبق معمول با شوخی و خنده او را
سر ذوق بیاورد.


قرار شده بود که رییس جمهور شود و مشت محکمی به دهان یاوه­گویان شرق و غرب و
مخصوصن اصلاح طلبان بزند.


او در دو مرحله مشت­های­اش را گره کرد.


برای اولین بار که جلوی دوربین و میکروفون خبرنگاران قرار گرفت، کمی گیج شده بود.


و حرکات ضد فرهنگی می­کرد و علامت گروه متالیکا را به مردم نشان می­داد!


مردم از این ساده­گی او لذت می­بردند و به چشم آدمی ساده دل نگاه می­کردند.


که گاهی ابراز احساسات شدیدی می­کند.


و گاهی از در هجوم ابراز احساسات مردم، کارش به جاهای باریک می­کشد!


از خدا کمک خواست و


شناسنامه­اش را برداشت و به پای صندوق رای رفت تا به خودش رای بدهد.


مسیر از اول مشخص بود.


فقط کافی بود او دوباره کفش­های­اش را به پا کند


و لباس رزم بپوشد


و از قوی­ترین مردان جهان کمک بگیرد


تا به حلقه­ی قدرت، وارد شود.


تا بتواند به پشتوانه­ی قدرت نظامی،


و محبوبیتی که در بین نیروی مسلح داشت،


و کمک «هوگو»ی خوبش،


راه امامش را ادامه دهد.


البته در این راه، دعای معلم کلاس اولش هم، بسیار کارساز بود.


توانایی­های خودش نیز به کمکش آمدند


تا با نیرویی الهی و غیبی، در هاله­ای از نور فرو برود.


و در هنگام عبادت، کفش­های­ کذایی را به پا کرد


تا به سمت قدرت، حرکت کند


و شیوخ کوچک منطقه را در تسلط قدرت بگیرد . او چهره­های دوست داشتنی فراوانی
دارد.


گاهی رفتگر شهرداری ست،


گاهی یک بلوچ


گاهی یک لرستانی غیور


گاهی یک تاجیک شش آتشه


گاهی یک روستایی شاد


گاهی یک عرب تمام عیار


و گاهی نمی داند که دیگر کیست؟


اما همیشه کفش­های آهنینش را به پا دارد


و با اتکا به خدا در هرجایی


ولو در خانه­ی خدا


برای رسیدن به حق مسلم مردمش، دل­سوزی می­کند.
او از خودش چنین سیاست­مداری را به تصویر کشیده است:




خدا عاقبت به خیرش کند. ان­شاءالله.

# : 25 Jul 2007 00:13


چه آدمه خوبی بوده من خبر نداشتم ها

سبكباران ساحلها نديدند.... به دوش خستگان باري است دنيا.... مرا در موج حسرتها رها كرد .....عجب يار وفاداري است دنيا
# : 25 Jul 2007 00:31 | ویرایش بوسیله: unbekannt


moin62



خواستم فقط نگاهی کنم وبرم
ولی یه چیزی را بگم بد نیست .....



بالاخره یه کت وشلوار انداره تنش بهش دادن بپوشه ...
.






مــاندانا [img]http://www.avizoon.com/upload/up14/118864_706.gif[/img]
# : 25 Jul 2007 00:34




# : 25 Jul 2007 00:39


moin62
Quoting: moin62
می­شد حدس زد که اعتقادات دینی محکمی دارد.

Quoting: moin62
با لبخند همیشه­گی پرسید: چه کسی ممکن است با آدمی مثل من کار داشته باشد؟

Quoting: moin62
شناسنامه­اش را برداشت و به پای صندوق رای رفت تا به خودش رای بدهد.




# : 25 Jul 2007 00:58


احمدینژاد سگه کی هست؟

اگر بهترین دوستم نیستی لااقل بهترین دشمنم باش اگرغمخوارم نیستی لااقل بزرگترین غمم باش هرچه هستی همیشه بهترین باش چون بهترینه
# : 25 Jul 2007 01:00


dariushagha

راستی آقا داریوش مشکل مهتاب خانومو حل کردین یا نه؟

# : 25 Jul 2007 01:02


Damet Garm




ناامید از عشق
# : 25 Jul 2007 01:04


Quoting: mehran_2
مهتاب خانومو حل کردی

مهتاب خانم؟؟؟؟یکی از نامزدامه؟؟؟

اگر بهترین دوستم نیستی لااقل بهترین دشمنم باش اگرغمخوارم نیستی لااقل بزرگترین غمم باش هرچه هستی همیشه بهترین باش چون بهترینه
. 1 . 2 . 3 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB