صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / شوخی و سرگرمی / اگه با نفر قبليت تو يه اطاق تنها بودي چيکار ميکردي ؟
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 1536 . 1537 . >>
نویسنده پیام
# : 29 Nov 2006 11:37


لنگشو میکشیدم پایین.........

زندگی آنچه زیسته ایم نیست.بلکه آن چیزیست که به یاد می آوریم تا روایت کنیم ((گابریل گارسیا مارکز))
# : 29 Nov 2006 11:41


oonkareh
سلام اقاي كمياب
من صليبشو ميدزديدم

من آن خورشید زر پوشم که با ظلمت نمیجوشم....بجز آغوش دریا را نمیگیرم در آغوشم
# : 29 Nov 2006 11:43


سلام خانم پریاب........
من............

زندگی آنچه زیسته ایم نیست.بلکه آن چیزیست که به یاد می آوریم تا روایت کنیم ((گابریل گارسیا مارکز))
# : 29 Nov 2006 11:46


oonkareh
كجايي تو پسر؟
من دندوناشو ميكندم ببينم صليبو با كجاش نگه ميداره

من آن خورشید زر پوشم که با ظلمت نمیجوشم....بجز آغوش دریا را نمیگیرم در آغوشم
# : 29 Nov 2006 12:32


مي نشستم يك نسكافه باهاش مي خوردم

# : 29 Nov 2006 14:24


منم بد شانس ...ميزدم تو سر خودم ميگفتم بازم بد شانسي اوردي بهتره يه قيچي ور دارم خودمو مشغول كندن برگ گلدونا كنم

قــول میـدم وقتـی که نیسـتی پـای عشـق تو نـسـوزم
# : 29 Nov 2006 14:29


وايييييي

من اول يه دونه محكم از لپش ميكندم به خاطر همه اين شيطونياش..

بعد مي پريديم از پنجره اتاق بيرون و نگاه ميكردم و از اونجا شلوغي و شيطوني مي كرديم.. شكلك در ميارورديم به بقيه و آب ميريختيم رو سر مردم يا
يه عالمه نخود و لوبيا ميريختيم روي مردم و خودمون قائم ميشديم



******* ارزش زندگی به دیدن لبخندهای تو خلاصه میشود ... برای نفس کشیدن من هم شده ، بخنــــــــــــــد *******
# : 29 Nov 2006 17:01


من ميپريدم بقلش ميكردم چون خيلي دوستش دارم بعدم باهم ميرفتيم به يه عروسك نخ ميبستيم هي از پنجره ميفرستاديم پايين ميخنديديم بعد نوار ميزاشتيم ميپريديم بالا پايين اعصاب طبقه پاييني خط خطي بشه بياد بالا خصوصا خوشگل باشه پسرشم بياد بالا واي خيلي خوب ميشه گپ ميزنيم دور هم حسابي ميگيم ميخنديم

قــول میـدم وقتـی که نیسـتی پـای عشـق تو نـسـوزم
# : 29 Nov 2006 19:08


من سعی میکردم چشمامو درویش کنم تا دل و دین و عقل و هوشو نگه دارم

زندگی آنچه زیسته ایم نیست.بلکه آن چیزیست که به یاد می آوریم تا روایت کنیم ((گابریل گارسیا مارکز))
# : 29 Nov 2006 19:16


من سعي ميكردم تو اتاق قائم شم طوري كه منو نبينه ببينم ميخواد چيكار كنه؟؟

******* ارزش زندگی به دیدن لبخندهای تو خلاصه میشود ... برای نفس کشیدن من هم شده ، بخنــــــــــــــد *******
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 1536 . 1537 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB