صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
:سایت های سکسی جدید و دیدنی ، موزیک ، چت ، دانلود ، فیلم ، دوست یابی
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / گفتگوی آزاد / :::::::::: اخبار ايران و جهان ::::::::::
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 250 . 251 . >>
نویسنده پیام
# : 18 Oct 2007 18:56


مي‌خواستم يكه ‌تاز باشم، معتاد شدم

«عشقم اين بود كه گنده‌لات محل باشم، ولي به خاطرهيكل ريزه ميزه‌ام، بچه‌ محل‌ها اصلا قبولم نداشتند؛ براي همين تصميم خودم را گرفتم. اولش براي اين‌كه به چشم بچه‌هاي محل بيايم، بدنم راخالكوبي كردم ولي بازفايده‌اي نداشت و براي همين افتادم تو كار خلاف.»
اين سخنان پسر 22 ساله‌اي به نام سهراب بود كه روز چهارشنبه 25 مهر به اتهام 20 فقره گردنبند قاپي درشعبه دوم دادياري دادسراي جنايي تهران تحت بازجويي قرارگرفت.

سهراب در دفاع از خود به داديار سليماني گفت:« وسوسه بزرگ شدن(!) من را به اين روز انداخت.

بچه‌هاي محل اصلا قبولم نداشتند و براي اين‌كه به حساب بيايم دست به هركاري كه فكرش را بكنيد زدم؛ تا اين‌كه وقتي به خود آمدم كه معتاد به مواد‌مخدرشده بودم. حالا همه من را يك معتاد مفنگي مي‌دانستند و باز هم گنده لات نبودم.

ديگر چاره‌اي نداشتم و همه زندگي‌ام شده بود اين‌كه چطوري پول گير بياورم تا خرج موادم را تأمين كنم.

چون بيكار بودم افتادم توي خط سرقت و گردنبند قاپي ؛ براي همين سواربر موتورسيكلتم درخيابان‌ها تردد مي‌كردم و با شناسايي زناني كه گردنبند گرانقيمت برگردنشان بود با سرعت به آنها نزديك شده وبا ربودن گردنبندشان فرارمي كردم».

برپايه اين گزارش اين پسر جوان كه روي بدنش آثار خالكوبي و جراحات شديدي كه نشانگر شركت وي در دعواهاي بسياري بود ديده مي‌شد، با دستور قاضي سليماني داديار پرونده به اداره آگاهي انتقال يافت تا تحقيقات درخصوص جرائم ارتكابي‌اش صورت گيرد.

اين درحالي است كه متهم وقتي متوجه شد بايد روانه زندان شود با التماس ازقاضي پرونده مي‌خواست به او كمك كند تا راهي زندان نشده و فرصتي براي جبران اشتباهاتش داشته باشد.

همه ویروسی میشن میگی نه نگاه کن
# : 18 Oct 2007 18:56


جنايت در خوابگاه دانشجويي

جوان دانشجو وقتي ديد مالك پانسيون دانشجويي به او اجازه نمي‌دهد در اتاق قليان بكشد، با وي درگير شد و او را با ضربات چاقو از پاي درآورد.
شامگاه چهارشنبه 11 مهر به‌دنبال تماس دانشجويان يكي از پانسيون‌هاي خصوصي مشهد با پليس 110، مأموران در جريان درگيري خونين ميان يكي از دانشجويان و مالك پانسيون قرار گرفتند.

با حضور مأموران كلانتري شهيد فياض بخش در محل حادثه، مسئول پانسيون كه بر اثر اصابت ضربات چاقو به شدت مجروح شده بود به بيمارستان انتقال يافت اما شدت خونريزي به حدي بود كه تلاش پزشكان براي نجات جان او بي‌نتيجه ماند و اين مرد روي تخت بيمارستان جان خود را از دست داد.

به‌دنبال مرگ مسئول پانسيون، گروهي از كارآگاهان جنايي آگاهي مشهد همراه با بازپرس ويژه قتل اين شهر عازم قتلگاه مرد ميانسال شدند و تحقيقات پليسي براي كشف راز اين جنايت آغاز شد.

رهنگ صفوه‌الله امام وردي محمدي رئيس پليس آگاهي خراسان رضوي با بيان اين خبر گفت: يكي از ساكنان پانسيون كه ماجراي درگيري را به پليس اطلاع داده بود در بازجويي‌ها مدعي شد: ساعتي قبل يكي از دانشجويان به نام عليرضا سرگرم كشيدن قليان در اتاق خود بود كه مسئول پانسيون از وي خواست قليان خود را خاموش كند.

عليرضا كه به خاطر تذكر مسئول پانسيون به شدت عصباني شده بود با او شروع به مشاجره كرد و پس از آن به حمام رفت. دقايقي بعد وقتي عليرضا از حمام خارج شد با صداي بلند مسئول پانسيون را صدا زد و پس از آن صداي جروبحث و فحاشي در سالن بلند شد.

در همين هنگام بود كه دعواي آنها به حياط پانسيون كشيده شد و وقتي عليرضا به اتاق برگشت چاقويي خو‌ن‌آلود را در دستش ديدم كه قصد داشت آن را پنهان كند، لحظاتي بعد با شنيدن فرياد‌هاي ديگر دانشجويان متوجه شدم كه او با چاقو مسئول خوابگاه را از پاي درآورده است.

دامه داد: پس از اظهارات شاهدان، مأموران عليرضا را دستگير و به اداره آگاهي انتقال دادند. اين مرد وقتي از مرگ مسئول پانسيون باخبر شد در حالي كه به شدت متاثر و پشيمان شده بود به مأموران گفت: هميشه بر سر كشيدن قليان با مسئول پانسيون اختلاف داشتم.

او اجازه نمي‌داد كسي در اتاق‌ها قليان بكشد ولي من به خاطر اينكه سرگرمي ديگري نداشتم و از طرفي يك روز تعطيل را در پيش داشتم تصميم گرفتم آن شب قليان بكشم.

هنوز دقايقي از اين ماجرا نگذشته بود كه مسئول خوابگاه متوجه بوي قليان شد و خود را به اتاق من رساند.

او از من خواست قليان را خاموش كنم كه بر سر همين مسئله بين ما درگيري به وجود آمد و من كه كنترل خودم را از دست داده بودم، چاقويي برداشته و 2 ضربه به سينه و پهلويش زدم.

همه ویروسی میشن میگی نه نگاه کن
# : 18 Oct 2007 18:57


جدال مرگ با کوسه دو و نيم متري

زن 52 ساله‌ استراليايي از حمله کوسه 2.5 متری جان سالم به‌در برد.
به گزارش رویترز، زن 52 ساله‌ای که در سواحل سیدنی در حال موج سواری بود زمانی که داخل آب افتاد متوجه شد یک موجود بسیار بزرگ سفید رنگ به سمتش می‌آید.

قبل از آنکه او بتواند کار زیادی انجام دهد کوسه بسیار بزرگ به سمت او حمله‌ور شد و دست راست این زن را به شدت مجروح کرد.

این خانم که اصلا دلش نمی‌خواست طعمه یک کوسه شود با وجود دست زخمی‌اش به هر شکلی که بود خود را روی تخته موج سواری‌اش کشاند و توانست خود را به ساحل برساند.

به گفته مسئولان امداد ساحلی آنها اعلام کرده بودند که منطقه مورد نظر بسیار خطرناک است اما این زن بدون توجه به اخطارها در حال موج‌سواری بوده است.

کوسه‌ها در هر اندازه و رنگ در استرالیا حفاظت می‌شوند و کشتن آنها ممنوع است

همه ویروسی میشن میگی نه نگاه کن
# : 18 Oct 2007 18:57


كاركردن سخت بود دوباره دزد شدم!

مرد جوان در فاصله كوتاهي بعد از آزادي از زندان، با 2 همدستش باند سرقتي به راه انداخت و با جعل عنوان مأمور به سرقت از مشتريان بانك‌ها و صرافي‌ها دست زد.
او مدعي است چون پيدا كردن كار براي يك سابقه دار سخت بوده، دوباره سرقت‌هايش را از سر گرفته است.

چندي قبل يك طلافروش به پليس آگاهي كرج رفت وبا طرح شكايتي گفت: ساعتي قبل وقتي با 5 ميليون تومان چك مسافرتي از يك صرافي در چهارراه طالقاني بيرون آمدم، پس از طي مسافتي2 مرد با معرفي خود به‌عنوان مأمور پليس مبارزه با مواد‌مخدر و به بهانه اينكه مواد‌مخدربه همراه دارم دست به بازرسي خودرويم زدند ولي بعد از رفتن آنها متوجه سرقت چك‌هاي مسافرتي‌ام شدم.

در حالي‌كه شكايت‌هاي مشابه ديگري به پليس گزارش شده بود، عمليات ردزني سارقان آغاز شد و با چهره نگاري سارقان، يكي از آنان كه جوان سابقه داري به نام محمد بود و به تازگي از زندان آزاد شده بود شناسايي و در عمليات ضربتي در يكي از پاتوق‌هايش درمحاصره پليس قرار گرفت.

با آغاز بازجويي‌هاي فني و تخصصي، سارق جوان لب به اعتراف گشود و گفت: مدتي قبل از زندان آزاد شدم، اما چون مي‌ديدم كار كردن سخت است و پيدا كردن كار براي من كه سابقه‌دار بودم دشوارتر بود، بنابراين مجددا به فكر سرقت افتادم و با همدستي 2 دوستم شروع به سرقت‌ كرديم.

براي اجراي نقشه سرقت، در ابتدا خودروي مدل بالايي را سرقت كرده و سپس با يك كارت شناسايي جعلي به سرقت از مشتريان بانك‌ها و صرافي‌ها پرداختيم.

محمدياري- رئيس شعبه ششم دادسراي امور جنايي كرج- با اعلام اين خبر گفت: تا كنون 12‌شاكي متهم را شناسايي كرده‌اند و تلاش براي دستگيري 2‌همدستش از سوي كارآگاهان دايره جنايي ادامه دارد.

كساني كه به اين روش مورد سرقت قرار گرفته‌اند مي‌توانند براي شناسايي متهم به اداره آگاهي كرج مراجعه كنند.

همه ویروسی میشن میگی نه نگاه کن
# : 18 Oct 2007 18:58


«الياس» مجبورم كرد دست به قاچاق بزنم!

« آقاي قاضي باور كنيد همه اين ماجرا كار الياس بود. اين شيطان بود كه در جلد الياس به من دستور داد مواد را در كفش خود و همسرم جاسازي كنم.»
اين‌ها اظهارات مردي است كه با جاسازي مواد‌مخدر در كفش‌هاي خود و همسرش قصد قاچاق محموله به لندن را داشت.

ساعت 6 صبح يكشنبه 22 مهر زماني كه مأموران مبارزه با مواد‌مخدر پليس فرودگاه مهرآباد سرگرم بازرسي از مسافران پروازهاي خارجي بودند به يك زوج ميانسال كه قصد سفر به لندن را داشتند مشكوك شدند.

از آنجا كه اين زوج رفتار مرموزي داشتند و كمي دستپاچه به‌نظر مي‌رسيدند، مأموران تصميم به بازرسي از آنها گرفته و آنجا بود كه 700 گرم مواد‌مخدر كه در كفش‌هاي اين زوج ميانسال جاسازي شده بود كشف شد.

با كشف محموله مواد، اين زن و مرد به شبعه اول بازپرسي در دادسراي فرودگاه انتقال يافته و مقابل بازپرس بهروز مهاجري قرار گرفتند.

مرد ميانسال كه چاره‌اي جز اعتراف به قاچاق مواد به لندن نداشت به بازپرس پرونده گفت: فرزندانم سال‌هاست كه در لندن زندگي مي‌كنند و من و همسرم قصد داشتيم براي ديدن آنها به انگليس برويم.

اما نمي‌دانم چطور شد كه چند روز قبل از سفر همان الياسي كه در فيلم اغماء بازي مي‌كرد به سراغم آمد و گفت اين كار را انجام دهم.

باور كنيد من ناخواسته دست به اين كار زدم و وقتي الياس از من خواست با خودم مواد‌مخدر به لندن ببرم همسرم را راضي كردم كه اين كار را انجام دهيم.

به همين خاطر يك روز در اطراف اصفهان مردي را ديديم كه مدعي بود مي‌تواند برايمان مواد تهيه كند.

من هم به دستور الياس از او 700 گرم ترياك خريدم و 300 گرم آن را در كفش‌هاي همسرم و بقيه را در كفش‌هاي خودم جاسازي كردم.

سپس در حالي كه بليت هواپيما براي سفر به انگليس تهيه كرده بوديم به تهران آمديم تا با پرواز تهران – لندن به ديدن بچه‌هايمان در اين شهر برويم كه قبل از سوار شدن به هواپيما از سوي مأموران دستگير شديم.

بازپرس مهاجري پس از شنيدن اظهارات مرد ميانسال براي او و همسرش قرار قانوني صادر كرد و پرونده براي ادامه تحقيقات در اختيار پليس مبارزه با مواد‌مخدر فرودگاه مهرآباد قرار گرفت.

همه ویروسی میشن میگی نه نگاه کن
# : 18 Oct 2007 19:13


Quoting: shaapesar
.... هر چند که خوده جنابش هم یکی از همون " حوادث های " نادره روزگاره واقعا ..... !!!

باید از خداتون هم باشه که من تو جمعتون هستم
Quoting: shaapesar
شما اصلا خودشو ناراحت نکن عزیزم .... راحت باش ، پاتم دراز کن خسته نشی بابا ...

دراز هست اصلا هم خسته نیستم

همه ویروسی میشن میگی نه نگاه کن
# : 18 Oct 2007 20:54


وه تو هم مثل من زدی به سیم قتل و غارت و آزار و اذیت

# : 18 Oct 2007 20:57


Quoting: jizjiz
وه تو هم مثل من زدی به سیم قتل و غارت و آزار و اذیت

دیگه باید واقعیتهای ایران و جهان رو هم بقیه بدونن فکر نکنن خیلی امنیت هست تو دنیا مخصوصا ایران

همه ویروسی میشن میگی نه نگاه کن
# : 18 Oct 2007 22:33


viirusi

بله حتما یه همچین پدیده ای رو نباید دسته کم گرفت !!!



# : 19 Oct 2007 08:40


Quoting: shaapesar
بله حتما یه همچین پدیده ای رو نباید دسته کم گرفت !!!

100% مطمئن باش

بچه ها خسته نباشین خیلی لطف کردین نظر دادین و کمک کردین

همه ویروسی میشن میگی نه نگاه کن
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 250 . 251 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB