صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / گفتگوی آزاد / آخرین 747 به موزه هوانوردی پیوست!! "صفحه 35"
. 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 45 . 46 . >>
نویسنده پیام
# : 9 Aug 2007 18:35 | ویرایش بوسیله: kamran747


سلام
دوستان بسیار عزیزم
اگه تو مدت حضورم بعنوان یه مدیر مجبور شدم بخاطر انجام وظیفه ام کسی رو برنجونم و یا بعنوان یه دوست و یا همکار و یا کاربر خاطر عزیزی رو سهوا آزردم همینجا عذر میخوام
شب و روزهای بیشماری رو در کنار هم گذروندیم..تو شادی و غم هم شریک بودیم..با هم خندیدیم..گاهی هم از هم عصبانی شدیم.و روزی دیگه مجدد دلتنگ هم شدیم..تمام این خاطرات مشترک رو در یه دنیای مجازی ساختیم و یه تجربه ارزشمند دیگه به کوله بارمون اضافه شد
اما سهم من از این محیط خیلی بیشتر بود چون با دوستانی آشنا شدم که هر کدومشون برام یه گنج هستن و از این بابت همیشه خوشحالم و خدا رو شکر میکنم
از همه تون بخاطر تمام این لحظه های زیبا که به من هدیه دادین و تا ابد تو ذهنم میمونه صمیمانه متشکرم
شاید یه روز دیگه .یه زمان دیگه بازم تونستیم کنار هم باشیم
همه رو بخدا میسپارم..
صمیمانه دوستتون دارم
کامران 747


دل گفت وصـالـش بدعـا باز توان یافـت.....عمریست که عمرم همه در کار دعـا رفـت
# : 9 Aug 2007 18:38



چراااااااااااااااااااااااااااا؟

# : 9 Aug 2007 18:38


kamran747
چی شده ؟

# : 9 Aug 2007 18:44




# : 9 Aug 2007 18:46 | ویرایش بوسیله: jako_jonevar


kamran747
کامران عزیز دوست خوب و مدیر لایق
از اینکه داری میری خیلی ناراحتم ناراحتیم از اون جهته که آویزون یکی دیگه از مدیرهای خوبش رو از دست میده و من هم یکی از کسانی که براش خیلی احترام قائل هستم رادیگر ممکنه که نبینم ولی به هر حال هر آغازی یه پایانی هم داره که امیدوارم این پایان برای تو دوست خوب شیرین بوده باشه.
به امید خداوند هرجا که هستی سالم و سرحال و موفق باشی.
یا حق

سبكباران ساحلها نديدند.... به دوش خستگان باري است دنيا.... مرا در موج حسرتها رها كرد .....عجب يار وفاداري است دنيا
# : 9 Aug 2007 18:51



سلام راستش تو اين چند روزي كه اومدم اين جا نديدمت ولي وقتي كسي مي خواد بره اعصابم شديد خورد ميشه. شايد ياد گذشته خودم مي افتم. گذشته اي كه لحظه رفتنش لباسام همه پاره شده بودن و اون رفت. بدون احساس.
آقاي كامران حالمو گرفتي.

انگار از تو آسمونا یه نفر تو رو صدا کرد

تو نگاه تو رضایت با غروری عاشقونه

شوق پرواز توی چشمات انگاری می ری به خونه

گفتی آروم زیر گوشم زندگی یه حرف پوچه

چرا موندن و پوسیدن آخرش رفتنه ، کوچه

حرف هردومون یکی بود تو چه زیبا پر کشیدی

قفسو ساده شکستی چتر گل به سر کشیدی

حالا حتی آسمونهام وسعتش به زیر پاته

می دونستی پر کشیدن بهترین راه نجاته

قدرتت به قدر دنیا ، دل تو مثل یه دریا

این حقارت واسه من بس که تو اونجا و من اینجا

من تو مرداب زمینم ، تو به معبودت رسیده

من توی بهت عمیقم ، تو به مقصودت رسیده

می دونی که تا ابد هم یادت از دلم نمیره

تو عقاب پر غرور و دل ، پرنده ای اسیره

اگه زندونم نباشه من توی دنیا اسیرم

تو می تونستی پریدی ، من می پوسم و میمیرم

طفلك خيلي مظلوم بودي كه مصطفي عينكتو دزديد

خوش باشي و پاينده

# : 9 Aug 2007 18:56


رفتنت مثل یه حادثه برام موندنیه
حالا آواز سفر کردن تو خوندنیه

لحظه ها، ثانیه ها طاقت موندن ندارن
می سوزونن، اما خب فکر سوزوندن ندارن

یه روزی لحظه هامون رنگ بنفشه ها بودن
تو هوای خونه مون عطر آلاله ها بودن

تن من جسم تو یکی نبودن اما یه جون
زیر آفتاب جدا اما یکی سایه هامون

حالا اون اسب بزرگ آهنی منتظره
تا تمومی وجود منو همراش ببره

می بره هر چی رو که بود ونبود
من می شم شناور مسیر رود

بدرقه کلام تلخ رفتنه
واسه من تجربه ی گسستنه...

سبكباران ساحلها نديدند.... به دوش خستگان باري است دنيا.... مرا در موج حسرتها رها كرد .....عجب يار وفاداري است دنيا
# : 9 Aug 2007 19:42


kamran747

کامرااااااااااااااااااااان؟!
کجااااااااااااااا؟
ای خدا هر چی آدم حسابی داشتیم که داره میره

کامران جونم ترو خدا نرو

نمیدونم چرا میری...فقط بدون خیلی دوست داریم و یهترین مدیری بودی که دیدم
شاااااااد باشی تو همه ی مراحل زندگیت

¸.•¨¯`•.¸طلوع بی شمار معرفت باش..به شهری که رسومش بی وفاییست..سرم سرگرم تصویر تو گشته..به ان حدی که اسمش بی نواییست!¸.•¨¯`•.¸
# : 9 Aug 2007 19:42


kamran747

بهترین ارزوها رو برای شما دارم اقا کامران
تو همه این مدتی که تو اویزون بودم همیشه شما رو تحسین می کردم
امیدوارم هر کجا که باشید موفق و سربلند باشین
فقط در اخر یک سوال برای من پیش اومد که امیدوارم اونو جواب بدین! رفتنتون دلیل شخصی داشته و بخاطر زندگی روزمره بوده و یا اینکه تو اویزون یک مشکلی پیش اومده؟
راستی....یک خواهش دیگه...لطفا اگر نمی خواهین جواب صریح و درستی به این سوال من بدین کلا بهش جواب ندین و از روش بگزرین....من درک خواهم کرد موقعیت و قیدهای شمارو
باز بهترین ارزوها را بای شما میکنم دوست خوب من

مهران

# : 9 Aug 2007 19:43



be omide didar

One Orgasm a day,Keeps the doctor away !
. 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 45 . 46 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB