| نویسنده |
پیام |
|
|
Quoting: sara حالا هر چی فکر میکنم اسم کتاب یادم نمیاد پس اینها اسمش نبود
Quoting: omid_a در شراب خفتگان بود فکر کنم . شاید هم خفتگان مست
|
|
|
# : 18 Jul 2008 22:03 | ویرایش بوسیله: sara
نه اسمش باید مزرعه ××××× (اسم مزرعه) یا قلعه ××××× (اسم قلعه) یا چیزی شبیه به این باشه.
Quoting: mmmmmmmmmmina Quoting: omid_a در شراب خفتگان بود فکر کنم . شاید هم خفتگان مست ایشون شوخی کرده بود
آخرش همه چیز درست میشه، اگه همه چیز درست نیست یعنی الان آخرش نیست...
|
|
|
Quoting: sara ایشون شوخی کرده بود من چقدر گیجم 
من هم متاسفانه اسمش رو نمیدونم 
|
|
|
|
|
Quoting: mmmmmmmmmmina من هم متاسفانه اسمش رو نمیدون بالاخره یکی باید این کتاب را خونده باشه برای همین من هر روز تاپیک را بالا میارم
آخرش همه چیز درست میشه، اگه همه چیز درست نیست یعنی الان آخرش نیست...
|
|
|
Quoting: sara بالاخره یکی باید این کتاب را خونده باشه امیدوارم که همه کتابخونها مثل من نباشن که اسم کتاب و نویسنده اش رو هیچ وقت تو یادشون نمیمونه
|
|
|
Quoting: mmmmmmmmmmina امیدوارم که همه کتابخونها مثل من نباشن که اسم کتاب و نویسنده اش رو هیچ وقت تو یادشون نمیمون من در مورد فیلمها این مشکل را دارم و داشتم. مدت خیلی زیادی من طرفدار نیکلاس کیج بودم ولی اسمش را بلد نبودم یک بار با یکی از دوستام در مورد هنر پیشه ها حرف میزدیم هر کاری کردم اسم نیکلاس را نتونستم بگم. 5-6 تا از داستان فیلمهایی را که بازی کرده بود رو خلاصه وار تعریف کردم تا دوستم فهمید چی میگم و بعد اینقدر سر این موضوع من رو پیش بقیه دوستام ضایع کرد که اسم نیکلاس کیج یادم موند
آخرش همه چیز درست میشه، اگه همه چیز درست نیست یعنی الان آخرش نیست...
|
|
|
Quoting: sara بعد اینقدر سر این موضوع من رو پیش بقیه دوستام ضایع کرد که اسم نیکلاس کیج یادم موند
تو فیلم که دیگه من بدترم 
|
|
|
sara حداقل 1 خورده راهنمایی کن . کتاب ماله چه زمانی هستش منظورم حدود ساله انتشارشه ؟؟؟؟ این کتاب ایرانی هست یا خارجی ؟؟؟؟؟ اسم نویسندشم نمیدونی ؟؟؟؟

یا رب دل دوستان پر از غم نکنی , با تیز قضا ما خم نکنی , ای چرخ تو را به حق قرآن سوگند بعد از من یک مو ز تن رفیق ما کم نکنی .
|
|
|
|
|
acrobat کتاب که ایرانی نیست من کتاب را 17-18 سال پیش خوندم بالای 300-400 صفحه بود و جلدش از این جلدهای کلفت که شبیه چرم هست به رنگ سرمه ای بود. تنها خلاصه داستان به همون اندازه که تو پست اول گفتم یادم هست. داستان تخیلی هست و راجع به زندگی یک گروه هست که باقی مونده یک جنگ یا حادثه وحشتناک هستند. چیزه دیگه که یادم میاد در گروه اینها تنها 2 زن بود. و یکی از مشکلات این گروه هم همین بود. قهرمان داستان هم که صاحب یا رئیس مزرعه بود آپاندیست داشت که دردش آزارش میداد چیز دیگه ای یادم نیست.
آخرش همه چیز درست میشه، اگه همه چیز درست نیست یعنی الان آخرش نیست...
|
|
|
sara
قلعه بازماندگان ، كشاورزان قلعه ، شراب سازان بي كس ( كاف با فتحه ) ، زير قلعه نرويد ، باقي موندگان بي شراب ، آپانديس - قلعه و شراب ، جنگ يا قلعه بدون شراب ، طرز تهيه شراب در قلعه ، شراب خواب آور ، بخور ببين چه تيزه ، 2 زن گرفتار در قلعه ، فقط 2 زن در قلعه ، ديگه چيزي يادم نمياد ، 17 - 18 سال اسير قلعه ، اين قلعه ايراني نيست ، صاحب مزرعه در قلعه ،نيكلاس گيج در مزرعه ، وقتي شراب ريخته شد در قلعه ،
ببين از اينا شايد يكيشون باشه.
|