صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / فرهنگ و ادبیات و داستان / ×××××اشعار زیبا×××××
. 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . >>
نویسنده پیام
# : 3 Jul 2008 18:05 | ویرایش بوسیله: jako_jonevar


سلام دوستان

شما هم اگر شعر زیبایی دارید لطفا بذارین اینجا تا همه ازش لذت ببرن.

ممنون .


نیما

با همه لحن خوش آوایی ام........ در به در كوچه تنهایی ام.........
# : 3 Jul 2008 18:06


این شعر به نظر من واقعا زییاست

حالمان بد نيست غم کم مي خوريم
کم که نه هرروز کم کم مي خوريم
آب مي خواهم سرابم مي دهند
عشق مي ورزم عذابم مي دهند
خود نمي دانم کجا رفتم به خواب
از چه بيدارم نکردي آفتاب؟
خنجري بر قلب بيمارم زدند
بيگناهي بودم و دارم زدند
سنگ را بستند و سگ آزاد شد
يک شب داد آمد و بيداد شد
عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام
تيشه زد بر ريشه انديشه ام
عشق اگر اين است مرتد مي شوم
خوب اگر اين است من بد مي شوم
بس کن اي دل نابساماني بس است
کافرم ديگر مسلماني بس است
در عيان خلق سرد ر گم شدم
عاقبت آلوده مردم شدم
بعد از اين با بي کسي خو مي کنم
هر چه در دل داشتم رو مي کنم
من نمي گويم دگر گفتن بس است
گفتن اما هيچ نشنفتن بس است
روزگارت باد شيرين شاد باش
دست کم يک شب تو هم فرهاد باش
نيستم از مردم خنجر به دست
بت برستم بت برستم بت برست
بت برستم بت برستي کار ماست
چشم مستي تحفه بازار ماست
درد مي بارد چون لب تر مي کنم
طالعم شوم است باور مي کنم
من که با دريا تلاطم کرده ام
راه دريا را چرا گم کرده ام
قفل غم بر درب سلولم مزن
من خودم خوش باورم گولم مزن
من نمي گويم که خاموشم مکن
من نمي گويم فراموشم مکن
من نمي گويم که با من يار باش
من نمي گويم مرا غمخوار باش
آه ! در شهر شما ياري نبود
قصه هايم را خريداري نبود
واي ! رسم شهرتان بيداد بود
شهرتان از خون ما آ باد بود
از در و ديوارتان خون مي چکد
خون من فرهاد مجنون مي چکد
خسته ام از قصه هاي شومتان
خسته از همدردي مسمومتان
اين همه خنجر دل کس خون نشد
اين همه ليلي کسي مجنون نشد
آسمان خالي شد از فريادتان
بيستون در حسرت فرهاد تان
کوه کندن گر نباشد بيشه ام
گويي از فرهاد دارد ريشه ام
عشق از من دورو پايم لنگ بود
قيمتش بسيارو دستم تنگ بود
گر نرفتم هر د و پايم خسته بود
تيشه گر افتاد دستم بسته بود
هيچ کس فکر مرا کرد؟ نه
فکر دست تنگ ما را کرد؟ نه
هيچ کس از حال ما پرسيد ؟ نه
هيچ کس اندوه ما را ديد؟ نه
هيچ کس اشکي براي ما نريخت
هر که با ما بود از ما مي گريخت
چندروزي است که حالم ديدني است
حال من از اين و آن پرسيدني است
گاه بر روي زمين زل مي زنم
گاه بر حافظ تفأل مي زنم
حافظ ديوانه فالم را گرفت
:يک غزل آمد که حالم را گرفت
* ما ز یاران چشم ياري داشتيم*
* خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم *



با همه لحن خوش آوایی ام........ در به در كوچه تنهایی ام.........
# : 3 Jul 2008 18:07


jako_jonevar
مرسی از شعر زیبات

منم سعی میکنم شعر بزارم

یه شبی بود و شبی لحظه ای بود و تبی قصه ی غم زدگی دردای پرزدگی همه تاریکیه شب حق حقه گریه رو لب اینه اون غصه غم...............
# : 3 Jul 2008 18:08


Golden_Eagle
ممنون ارشک جان

با همه لحن خوش آوایی ام........ در به در كوچه تنهایی ام.........
# : 3 Jul 2008 18:09


به پندار تو:
جهانم زيباست!
جامه ام ديباست!
ديده ام بيناست!
زيانم گوياست!
قفسم طلاست!
به اين ارزد كه دلم تنهاست؟


رحيم معيني كرمانشاهي

با همه لحن خوش آوایی ام........ در به در كوچه تنهایی ام.........
# : 3 Jul 2008 18:10


عشق در حيطه فهميدن ما نيست‏، بيا برگرديم
آسمان پاسخ پرسيدن ما نيست‏ ، بيا برگرديم
گريه هامان چقدر تلخ، ببين ! رنگ ترحّم دارد
تا زمين دشمن خنديدن ما نيست‏، بيا برگرديم
باغ از فطرت اين جاده پر از بوي شكفتنها، حيف
شمّه اي مهلتِ بوييدن ما نيست، بيا برگرديم
بال سنگين سفر ميشكند واي ملال انگيز است
هيچ كس منتظر ديدن ما نيست، بيا برگرديم
مثل گنجيم گرانسنگ كمي وسوسه آميز ولي
دزد هم مايل دزديدن ما نيست ، بيا برگرديم
خومانيم ببين! ما دلمان را به دو قسمت كرديم
عشق در حيطه فهميدن ما نيست؟! بيا برگرديم

فرهاد صفريان


با همه لحن خوش آوایی ام........ در به در كوچه تنهایی ام.........
# : 3 Jul 2008 18:12


سبز بودم

سبزتر از سرو كنار خانه امان

واي نمي داني چه ناگه

دست غم

سبزي ام را از من ربود

زرد گشتم ، زرد

زردتر از صورت آن كودكي

كز غم مرگ مادرش گشته تباه


یه شبی بود و شبی لحظه ای بود و تبی قصه ی غم زدگی دردای پرزدگی همه تاریکیه شب حق حقه گریه رو لب اینه اون غصه غم...............
# : 3 Jul 2008 18:12


تو اي مرد شبگرد و تنها

بگو از چه كس مي گريزي تو آيا؟

همه شب چه طوفان ، چه آرام

قدم مي زني هم خرامان و هم رام

زماني قدم مي زني زير باران نم نم

و شايد زچشمت اشك مي ريزد كم كم

تو اي مرد شبگرد و تنها

بگو از چه كس مي گريزي تو آيا؟

اگر قصه هايت پر از ماتم و غم

تو تنها نه اي ، نيست چون تو كم

به اطراف خود بنگر تا ديده باشي

تو مردي و بايد كه چون مرد باشي

تو خواهي كه روزي حمايت كني از زنت

همان كس كه روزي شود مونس و همدمت

تو اي مرد شبگرد و تنها

بگو از چه كس مي گريزي تو آيا؟


یه شبی بود و شبی لحظه ای بود و تبی قصه ی غم زدگی دردای پرزدگی همه تاریکیه شب حق حقه گریه رو لب اینه اون غصه غم...............
# : 3 Jul 2008 18:13


شوق پرواز دارم اينك

تا بدانم آن سوي تر چيست؟

تا بدانم آن طرف تر كيست؟

هست جايي كه نيرنگي نباشد

هست جايي كه فريبي از رفيقي هم نباشد

هست جايي كز بلغزد پاي

دستي آيد سوي تو

ليك با دو چشم مضطرب

و نه نگاهي با خشونت

يا لبي اما گزيده

شوق پرواز دارم

تا بياسايم من آنجا


یه شبی بود و شبی لحظه ای بود و تبی قصه ی غم زدگی دردای پرزدگی همه تاریکیه شب حق حقه گریه رو لب اینه اون غصه غم...............
# : 3 Jul 2008 18:17


همه میگن تو منو دوست نداری
همشون پشت سرتوبد میگن
نمیدونن تو از آسمون میای
خودشون اهل یه دنیای دیگن
همه میگن اسمشه تو با منی
توی قلب تو یه کم جا ندارم
روی اسم تو باید خط بکشم
برمو چشماتو تنها بذارم


نمیدونن تو بهونه ی منی
نمیدونن تو بهونه ی منی
نمیدونن تو از آسمون میای
نمیدونن که تو دل نمیشکنی


تو رو با خیلیا دیدن همشون
همه میگن بی وفایی میکنی
به منم میگن داری محبتو
از چشای اون گدایی میکنی
اونا از چشای تو بی خبرن
نمیدونن که نگات نفس داره
اونا غافلن که چشم روشنت
توی نور ماه نقره دست داره


همه میخوان که ازت دست بکشم
همشون بهم میگن دیوونه ای
نمیدونن تو بهونه ی منی
معنی شعرای عاشقونه ای


نمیدونن تو بهونه ی منی
نمیدونن تو بهونه ی منی
نمیدونن تو از آسمون میای
نمیدونن که تو دل نمیشکنی


یه شبی بود و شبی لحظه ای بود و تبی قصه ی غم زدگی دردای پرزدگی همه تاریکیه شب حق حقه گریه رو لب اینه اون غصه غم...............
. 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB