صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / فرهنگ و ادبیات و داستان / داستانهای کوتاه
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 72 . 73 . >>
نویسنده پیام
# : 4 Jun 2008 02:12


Quoting: captivity
عشق ناکام . عرفان ضایع شده


Quoting: seranza
کوفت دیوونه

جیگرتو

♥♥♥  هیچوقت نگو میخوام مثل این یا اون باشم... همیشه سعی کن خودت باشی و بهترین  ♥♥♥
# : 4 Jun 2008 03:22


seranza
سما جون این تایپیک و موضوعتم مثه بقیه عالیه

خیلی خیلی موفق باشی گلم

♥ هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری ◊◊ من اون ماهو دادم به تو یادگاری ♥ . ◄خدایا سپاس...►
# : 4 Jun 2008 03:27


may25
Quoting: may25
بوی بد کینه

خیلی خیلی عالی بود

♥ هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری ◊◊ من اون ماهو دادم به تو یادگاری ♥ . ◄خدایا سپاس...►
# : 4 Jun 2008 04:19


seranza
Quoting: seranza
خیلی هم خوشحال میشم اینجا میبینمت خانوم گل
ممنونم عزیزم


مرسی سما جون

خواهش می کنم عزیزم

و آمدیم که عاشق شویم و درگذریم که بی شک راز زندگی و مرگ آدمی این بود.
# : 4 Jun 2008 04:21


amir_yazd
Quoting: amir_yazd
خیلی خیلی عالی بود



خواهش می کنم. قابلی نداشت

و آمدیم که عاشق شویم و درگذریم که بی شک راز زندگی و مرگ آدمی این بود.
# : 4 Jun 2008 10:48


Quoting: iranxiran
جیگرتو

از شدت هیزی مثل چوب خشک میشی میمونی رو دستما

زانو نمی زنم! حتی اگر سقف آسمان كوتاهتر از قد من باشد!!!
# : 4 Jun 2008 10:49


amir_yazd
Quoting: amir_yazd

seranza
سما جون این تایپیک و موضوعتم مثه بقیه عالیه

خیلی خیلی موفق باشی گلم

مرسی امیر جون
خیلی بهم لطف کردی عزیزم
خوشحال میشم اگه داستان کوتاهی داری برامون بگی
برای شما هم آرزوی سلامتی و موفقیت دارم

زانو نمی زنم! حتی اگر سقف آسمان كوتاهتر از قد من باشد!!!
# : 4 Jun 2008 10:50


may25
Quoting: may25
مرسی سما جون

خواهش می کنم عزیزم

جگرتو قربون خانومی با معرفت

زانو نمی زنم! حتی اگر سقف آسمان كوتاهتر از قد من باشد!!!
# : 4 Jun 2008 11:09


داستان شماره 19

(فرار )


پول که نداشت ، هرچی هم نامه نوشته بود به سازمان و دانشگاه پولی برای تحقیقاتش ندادن .
تو خوابگاه روی تختش دراز کشیده بود که از بلندگو صداش کردن !!
رفت دم در .....
یه مرد شیک با یک دسته گل به استقبالش اومد و بدون اینکه حرفی بزنه گل و یک پاکت رو به دستش داد و رفت !!
طاقت نداشت که برسه توی اطاقش ، همون جا پاکت رو باز کرد !!
یه چک بود به مبلغ 6 میلیون ...
یه نامه هم بود ؟!
شروع کرد به خوندن نامه :
بدین وسیله از شما دعوت می شود تا با سفر به کشور ما ....
درجا خشکش زد ، دسته گل از دستش افتاد ، فکر می کرد خواب می بینه !

زانو نمی زنم! حتی اگر سقف آسمان كوتاهتر از قد من باشد!!!
# : 4 Jun 2008 11:11


داستان شماره 20

(جنون عشق)


ماشین رو زد کنار اتوبان و موبایل رو درآورد و شماره گرفت !

الو ... الو ... حمید ! تورو خدا قطع نکن ، فقط گوش کن ، منو ببخش ! از این حرفی که زدم منظوری نداشتم ، نمیتونم حتی تصور کنم که بدون تو زندگی می کنم ،

الو .... ( قطع تلفن )

اشک تو چشای قشنگ دختر جمع شده بود .

حرکت کرد !

60 ....80....100....120....140... و ....

چشم هاشو بست

160 و .....

موبایل دخترک زنگ زد ! ولی کسی نبود که جواب بده !

(پیغام گیر گوشی فعال شد)

--- الو ، سلام نازنینم ، چرا جواب نمیدی ؟

از دستم ناراحتی ؟ می دونم که تند رفتم ، منم نمی تونم بدون تو زندگی کنم !

الو... !

چرا جواب نمیدی ! الو ...

زانو نمی زنم! حتی اگر سقف آسمان كوتاهتر از قد من باشد!!!
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 72 . 73 . >>
این تاپیک بسته شده. شما نمی توانید چیزی در اینجا ارسال نمایید.
 

Powered by MiniBB