صفحه اصلی
|
صفحه اصلی انجمن
|
عکس سکسی ایرانی
|
داستانهای سکسی
فیلم سکسی
|
سکسولوژی
|
خنده بازار
|
داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها
|
وضعیت
|
ثبت نام
|
جستجو
|
قوانین
|
آخرین ارسالها
|
انجمن آویزون
/
فرهنگ و ادبیات و داستان
/
داستانهای کوتاه
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
...
72
.
73
.
>>
نویسنده
پیام
may25
اعضا
#
: 2 Jun 2008 01:32
Quoting: seranza
مرسی صبا خانومی . مخصوصا داستان شماره 15 خیلی قشنگ و پر محتوا بود
Quoting: seranza
مرسی از همکاریت
بازم خواهش می کنم
Quoting: seranza
خواستم بگما ولی گفتم چون دقیق یادم نیست نگم بهتره
خوشبختم صبا جون . من رو هم که میشناسی سما هستم
منم خوشبختم سما جون
و آمدیم که عاشق شویم و درگذریم که بی شک راز زندگی و مرگ آدمی این بود.
iranxiran
اعضا
#
: 2 Jun 2008 01:34
Quoting: seranza
یه هفته اس داری وقت میگیری
یه چندتاییش رو خوندم...جالبه...ادامه بده
♥♥♥ هیچوقت نگو میخوام مثل این یا اون باشم... همیشه سعی کن خودت باشی و بهترین ♥♥♥
seranza
اعضا
#
: 2 Jun 2008 19:07
may25
Quoting: may25
بازم خواهش می کنم
Quoting: may25
منم خوشبختم سما جون
جگرتو قربون صبا جون
زانو نمی زنم! حتی اگر سقف آسمان كوتاهتر از قد من باشد!!!
seranza
اعضا
#
: 2 Jun 2008 19:08
Quoting: iranxiran
یه چندتاییش رو خوندم...جالبه...ادامه بده
مرسی . شما هم یکم به خودت فشار بیار داستان بگو
زانو نمی زنم! حتی اگر سقف آسمان كوتاهتر از قد من باشد!!!
seranza
اعضا
#
: 2 Jun 2008 19:17
داستان شماره 16
(سر درگمی )
از ساعت 4 صبح دم در بیمارستان همراه مادر پیرش صف واستاده بود تا نفر اول باشه !
البته باید اینکار رو می کرد ، ناراحتی قلب مادرش رو باید درمان می کرد ...
ساعت 8 صبح شده بود و صدای داد و بیداد مردم ...
تازه فهمید خیلی ها هم مثل خودش تو صف هستن !
وقتی در باز شد آدم هایی رفتن تو که اصلا تو صف نبودن ، با یه یادداشت و ....
طفلک جایی رو نداشت که مادرش رو ببره ، همون جا خوابید تا فردا دوباره اول صف باشه !
زانو نمی زنم! حتی اگر سقف آسمان كوتاهتر از قد من باشد!!!
may25
اعضا
#
: 3 Jun 2008 13:43
Quoting: seranza
جگرتو قربون صبا جون
و آمدیم که عاشق شویم و درگذریم که بی شک راز زندگی و مرگ آدمی این بود.
may25
اعضا
#
: 3 Jun 2008 13:44
داستان شماره 17
پول و شرف
یکی از دیپلمات های خارجی به ناپلؤن گفت : ما برای کسب شرف جنگ می کنیم و فرانسوی ها برای کسب پول .
ناپلؤن گفت : بله ، انسان همیشه طالب چیزی است که ندارد .
و آمدیم که عاشق شویم و درگذریم که بی شک راز زندگی و مرگ آدمی این بود.
seranza
اعضا
#
: 3 Jun 2008 15:12
may25
Quoting: may25
پول و شرف
این یکی واقعا محشر بود
زانو نمی زنم! حتی اگر سقف آسمان كوتاهتر از قد من باشد!!!
may25
اعضا
#
: 3 Jun 2008 22:01 | ویرایش بوسیله: may25
Quoting: seranza
این یکی واقعا محشر بود
لطف داری دوست عزیز
اینم یه داستان دیگه. امیدوارم تاپیکت رو خیلی شلوغ نکرده باشم
داستان شماره 18
بوی بد کینه
معلّم یک کودکستان به بچههاى کلاس گفت که میخواهد با آنها بازى کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکى بردارند و درون آن، به تعداد آدمهایى که از آنها بدشان میآید، سیبزمینى بریزند و با خود به کودکستان بیاورند. فردا بچهها با کیسههاى پلاستیکى به کودکستان آمدند. در کیسه بعضیها ٢، بعضیها ٣، بعضیها تا ٥ سیبزمینى بود. معلّم به بچهها گفت تا یک هفته هر کجا که میروند کیسه پلاستیکى را با خود ببرند. روزها به همین ترتیب گذشت و کمکم بچهها شروع کردن به شکایت از بوى ناخوش سیبزمینیهاى گندیده. به علاوه، آنهایى که سیبزمینى بیشترى در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته، بازى بالاخره تمام شد و بچهها راحت شدند. معلّم از بچهها پرسید: «از این که سیبزمینیها را با خود یک هفته حمل میکردید چه احساسى داشتید؟» بچهها از این که مجبور بودند سیبزمینیهاى بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند. آنگاه معلّم منظور اصلى خود از این بازى را این چنین توضیح داد: «این درست شبیه وضعیتى است که شما کینه آدمهایى که دوستشان ندارید را در دل خود نگاه میدارید و همه جا با خود میبرید. بوى بد کینه و نفرت، قلب شما را فاسد میکند و شما آن را همه جا همراه خود حمل میکنید. حالا که شما بوى بد سیبزمینیها را فقط براى یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور میخواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟»
چطور میخواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟
و آمدیم که عاشق شویم و درگذریم که بی شک راز زندگی و مرگ آدمی این بود.
seranza
اعضا
#
: 4 Jun 2008 00:49
may25
Quoting: may25
لطف داری دوست عزیز
اینم یه داستان دیگه. امیدوارم تاپیکت رو خیلی شلوغ نکرده باشم
خیلی هم خوشحال میشم اینجا میبینمت خانوم گل
ممنونم عزیزم
زانو نمی زنم! حتی اگر سقف آسمان كوتاهتر از قد من باشد!!!
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
...
72
.
73
.
>>
این تاپیک بسته شده. شما نمی توانید چیزی در اینجا ارسال نمایید.
Powered by
MiniBB