صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / فرهنگ و ادبیات و داستان / داستانهای کوتاه
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 72 . 73 . >>
نویسنده پیام
# : 31 May 2008 02:49 | ویرایش بوسیله: may25


seranza


سلام. داستانهای زیبایی گذاشتی . با اجازت منم 2 تا داستان اینجا میذارم


کوچولوی دوست داشتنی

سوسک غمگین به خدا گفت : کسی دوستم ندارد . می دانی که چه قدر سخت است ، این که کسی دوستت نداشته باشد ؟ تو برای دوست داشتن بود که جهان را ساختی . حتی تو هم بدون دوست داشتن …
خدا هیچ نگفت .
گفت : به پاهایم نگاه کن ! ببین چقدر چندش آور است . چشم ها را آزار می دهم . دنیا را کثیف می کنم . آدم هایت از من می ترسند . مرا می کشند . برای این که زشتم . زشتی جرم من است .
خدا هیچ نگفت .
گفت : این دنیا فقط مال قشنگ هاست . مال گل ها و پروانه ها . مال قاصدک ها . مال من نیست .
خدا گفت : چرا ، مال تو هم هست .
خدا گفت : دوست داشتن یک گل ، دوست داشتن یک پروانه یا قاصدک کار چندانی نیست . اما دوست داشتن یک سوسک ، دوست داشتن " تو " کاری دشوار است .
دوست داشتن ، کاری ست آموختنی و همه کس ، رنج آموختن را نمی برد .
ببخش ، کسی را که تو را دوست ندارد ، زیرا که هنوز مومن نیست ، زیرا که هنوز دوست داشتن را نیاموخته ، او ابتدای راه است .
مومن دوست می دارد . همه را دوست می دارد . زیرا همه از من است و من زیبایم ، چشم های مومن جز زیبا نمی بیند . زشتی در چشم هاست . در این دایره ، هر چه که هست ، نیکوست .
آن که بین آفریده های من خط کشید شیطان بود . شیطان مسئول فاصله هاست .
حالا قشنگ کوچکم ! نزدیک تر بیا و غمگین نباش .
قشنگ کوچک نزد خدا رفت و دیگر هیچ گاه نیندیشید که نازیباست .

و آمدیم که عاشق شویم و درگذریم که بی شک راز زندگی و مرگ آدمی این بود.
# : 31 May 2008 02:51


زیبا فکر کن، تا زیبا ببینی...


روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو نوشته شده بود: من کور هستم لطفا کمک کنید. روزنامه نگارخلاقی از کنار او می گذشت، نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کردعصر آنروز، روز نامه نگار به آن محل برگشت، و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدم های او، خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته، بگوید که بر روی آن چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد:امروز بهار است، ولی من نمی توانم آنرا ببینم !!!!!

وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید، استراتژی خود را تغییر بدهید. خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد. باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است. حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید.

و آمدیم که عاشق شویم و درگذریم که بی شک راز زندگی و مرگ آدمی این بود.
# : 31 May 2008 19:28


Quoting: iranxiran
الان حوصله ندارم...فردا یا پس فردا میگم نظرمو

فردا پس فردا حس داری یعنی ؟

زانو نمی زنم! حتی اگر سقف آسمان كوتاهتر از قد من باشد!!!
# : 31 May 2008 19:29


Quoting: seranza
فردا پس فردا حس داری یعنی ؟

آره فردا یا پس فردا نظرمو میگم

♥♥♥  هیچوقت نگو میخوام مثل این یا اون باشم... همیشه سعی کن خودت باشی و بهترین  ♥♥♥
# : 31 May 2008 19:31


may25
Quoting: may25

seranza


سلام. داستانهای زیبایی گذاشتی . با اجازت منم 2 تا داستان اینجا میذارم

سلام عزیزم
هم خوش اومدی به این تاپیک هم محبت کردی که داستانهای زیباتو برامون گذاشتی

فقط یه زحمتی بکش و شماره داستانو بالاش ذکر کن (ادامه آخرین شماره داستان)
چون میخوام آمار تعداد کل داستانها رو داشته باشم
ممنونم عزیزم
اسمتونم فراموش کردم

زانو نمی زنم! حتی اگر سقف آسمان كوتاهتر از قد من باشد!!!
# : 31 May 2008 19:32


Quoting: iranxiran
آره فردا یا پس فردا نظرمو میگم

فردات که امروز بید
پس فرداتم فرداست
بجنب که تا فردا وقت داری

زانو نمی زنم! حتی اگر سقف آسمان كوتاهتر از قد من باشد!!!
# : 31 May 2008 19:33


may25
Quoting: may25
کوچولوی دوست داشتنی

خیلی قشنگ بود گلم
مرسی

زانو نمی زنم! حتی اگر سقف آسمان كوتاهتر از قد من باشد!!!
# : 31 May 2008 19:38


Quoting: seranza

فردات که امروز بید
پس فرداتم فرداست
بجنب که تا فردا وقت داری

اوکی...بابا وقت ندارم...بهم وقت بده

♥♥♥  هیچوقت نگو میخوام مثل این یا اون باشم... همیشه سعی کن خودت باشی و بهترین  ♥♥♥
# : 31 May 2008 19:49


Quoting: iranxiran
اوکی...بابا وقت ندارم...بهم وقت بده

یه هفته اس داری وقت میگیری

زانو نمی زنم! حتی اگر سقف آسمان كوتاهتر از قد من باشد!!!
# : 31 May 2008 19:50


Quoting: seranza
یه هفته اس داری وقت میگیری

دورزم نشده که

♥♥♥  هیچوقت نگو میخوام مثل این یا اون باشم... همیشه سعی کن خودت باشی و بهترین  ♥♥♥
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 72 . 73 . >>
این تاپیک بسته شده. شما نمی توانید چیزی در اینجا ارسال نمایید.
 

Powered by MiniBB