صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / فرهنگ و ادبیات و داستان / عشق غیر زمینی
<< . 1 . 2 . 3 . 4 .
نویسنده پیام
# : 2 Jun 2008 23:05 | ویرایش بوسیله: afrodit3000


قسمت ششم..................................................



/upload/th19/222111-51I4o.jpg


دیگه کاملا مطمعا بودم و به وضوح میدیدم که اسب سفیدیه که به سمتمون میتازه و نزدیکو نزدیکتر میشد ...............................................

/upload/th19/222118-29F9g.jpg

خیلی قشنگو موزون میتازید
وقتی به ما رسید دقیقا جلوی پاهای من ایستاد ...

/upload/th19/222122-94r3A.jpg
صدای نفسای گرمش تو گوشم میپیچید
از چیزی که میدیدم داشتم دیوونه میشدم
نمیدونم چه حسی داشتم فقط داشتم از خوشالی ...
از تعجب........ از هیجان ...... از ناباوری ...میمردم.........دیوونه میشدم
خدایا من این چشمارو میشناسم ...........
من این چشمای سیاهو درشتو خوب میشناسم
اره میشناسم .................................
فقط بغض کردم اشکام خیلی زود تو چشام دوویدن
دیگه توان ایستادن نداشتم
زانوهام سست سست شدن
نمیتونستم رو پاهام وای سم
روی دو زانو جلوی پاهاش رو زمین افتادم........................
خیلی راحت اشکام بیرون غلتیدن انگار سالهاس گریه نکردم از ته دل و با تمام وجودم اشک میریختم طوری که از درون حق حق میکردم
اره خودش بود اتلتیک بود...................
اسبی که عاشقش بودم اسبی که سالها همه زندگیه من بود
اسبی که از بچگی فقط تو خوابام میدیدمشو بالاخره مال من شد

/upload/th19/222127-92Z1B.jpg

ما هر دو قهرمان شدیم بارها وبارها با هم
گاهی هم شکست خوردیم با هم

چه روزای خوبو بدیو با هم گذروندیم
تو اون شرایط بد زندگیم که هیچ امیدی نداشتم تنها امیدم بود وقتی سوارش میشدم تمام بدیا و غمامو فراموش میکردم وقتی باهاش میتازیدم سبکه سبک میشدم

/upload/th19/222131-87d8E.jpg
همیشه بی توقع بودو وفادار
در ازاش هیچی نمیخواست هیچی....
جز.. فقط یکم نوازش یخورده محبت که براش جون میداد
هیچ وقت بهم خیانت نکرد.. هیچ وقت دروغ نگفت..
هیچ وقت دورو نبود.. هیچ وقت ترکم نکرد...
در عوض نجیب بود خیلی نجیب بود
خیلی تو زندگیمون برکت داشت
وقتی تو باکسش میرفتم اول تمام صورتمو بو میکرد و بم خیره میشد منم

/upload/th19/222141-21j6r.jpg
گوشاشو میکشیدمو از گردنش اویزون میشدم
...................................................
یادمه یه روز به اجبار مربیم چطور بش شلاق کشیدم
با هر ضربه ای که به بدنش میزدم تمام وجودم
خالی میشدو گریه میکردم
انگار به روح خودم شلاق می کشیدم
چقدر صبور بود اتلتیک................
وقتی تمرین تموم شد جای رد شلاقو رو بدن سفیدش میدیدم
اما اون حتی یه اعتراض کوچیکم نکرد
حتی باهام قهر نکرد حتی نگاهش هم عوض نشد انگار حق خودش میدونست
مث همیشه فقط دستامو بو میکردو منو نگاه میکرد چقدر دوس داشتم زبون داشتو یه چیزی بم میگفت

بهم اعتراض میکرد ........
اما اون نجابت داشت گذشت داشت که هیچ ادمی تو زندگیم نداشت
در اخرم این من بودم که ترکش کردمو اون بازم هیچی نگفت وصبور بود
فقط با التماس بم نگاه کرد
باید میفروختمش داشتم از ایران میرفتم
حتی تا اخرین لحظه تا زمانی که با اسب کش از در باشگاه بیرون میبردنش کاملا برگشته بودو به من نگاه میکرد تمام مدت ......

/upload/th19/222148-86w6q.jpg

باورم نمیشد یه اسب چطور میتونه اون همه وقت کاملا برگرده و با تکونای اسب کش هنوز به من خیره بمونه توی عمر سواریم که 12میشه هرگز از هیچ اسبی این حرکتو ندیدم و چه بی معرفت بودم من.......................و چه سنگدل
اما حالا خودشه جلوی من دقیقا روبروم
سرمو بلند کردمو بش خیره شدم
هر چی توان داشتم جمع کردم از جام پا شدم میخواستم لمسش کنم بوش کنم یالای بلندشو نوازش کنم باورم نمیشد میتونم این کارو کنم
اروم دستمو جلو بردم ............................
جلو تر اومد ........................................
دستمو جلو بردمو پیشونیه مخملی و بلندشو نوازش کردم .....خدایا چه حس خوبی
بازم دستمو بو کرد .................صورتمو بو کرد
مث همیشه.............................................
با این که بش بد کردم ترکش کردم به بدترین باشگاهه ممکن فروختمش توی یه شهر دور
بازم دوسم داشت و نجیب بود
مث اون موقها گوشاشو کشیدم .....................
با پشت انگشتام صورت بلندو سفیدشو نوازش کردم
هنوز اشک تو چشمام بود اما میخندیدم
خیلی اروم گردن محکمو عضولیشو بغل کردم
خدایا ...........تمام حسای خوب دنیا اینجاس
میتونستم بوش کنم حسش کنم...............................................
....................................................
...................................................

/upload/th19/222165-11l77.jpg

اتلتیک خیلی اروم کمی عقب رفت...........
سمشو چند بار به زمین کوبید ................
اره این صدارو خوب میشناختم
خیلی خوب......................
باید میرفت ......................
دلم میخواست فریاد بزنم .........خواهش کنم
که نره فقط نره منو تنها نذاره دوس داشتم بازم سوارش شمو تا اخره این دنیا باش برم
تا بیشتر حسش کنم.....................
اما انگار دهنم قفل شده بود
باید میرفت مث اون روزی که من رفتم
فقط نگاش کردم فقط.......................
دور شد رفت این دفعه اون منو ترک کرد................

/upload/th19/222166-86Q4D.jpg
به انتهای مسیری که رفته بود خیره مونده بودم ارومو بی صدا
نسیم خنکو خوش بوی که همیشه جریان داشت به صورتم میخوردو حالا اشکامو خشک کرده بود
زیره لب این اهنگو که همیشه براش میخوندم وفقط مال اون بود زمزمه کردم به امید روزی که بازم ببینمش
زخمی تر از همیشه
از درد دل سپردن
سرخورده بودم از عشق در انتظاره مردن
با قامتی شکسته از کوله باره غربت
در جستجوی مرحم راهی شدم زیارت
رفتم برای گریه رفتم برای فریاد
مرحم مراد من بود کعبه تورو به من داد
ای از خدا رسیده ای که تمامه عشقی در جسم خالیه من روحه کلام عشقی
ای که همه صفایی در عین بی ریایی
پیش تو مثل کاهم تو مثل که ربایی
هر ذره از دلم رو با حوصله زدی بند
این چینیی شکسته از تو گرفته پیوند
ای تکیه گاهه گریه ای هم صدای فریاد
ای اسمه تازه من کعبه تورو به من داد
من ذورقی شکستم اما هنوز طلایی
طوفان حریفه من نیست وقتی تو ناخدایی
بالا تر از شفایی از هر چه بد رهایی
(ای شکله تازه عشق تو هدیه خدایی)
با تو نفس کشیدن یعنی غزل شنیدن
رفتن به اوجه قصه بی بالو پرپریدن

/upload/th19/222152-73Q9l.jpg
........................................
........................................
.......................................
کم کم همه چیزو درک میکردم
همه چی یادم میومد ..............
دیگه مث اون شاگرد خنگه کلاس اول نبودم
داشتم یاد میگرفتم
اره یاد میگرفتم
درک میکردم
...............................................
هنوز کنارم بودو با دقت منو زیره نظر داشت
دیگه نگاه کردن به چشاش برام سخت نبود
خوب میدونستم چی میخوام
باید میگفتم
گرچه اونم خوب میدونست من چی میخوام
به چشای زلالش نگاه کردم
حس همیشگی.................................
گفتم-...........................................
میخوام بمونم..................................

/upload/th19/222168-98v8z.jpg





ادامه.................................................

# : 3 Jun 2008 15:21


afrodit3000
آره اینجوری بهتر شد .

« « در این درگه که گه گه که که که که شود ناگه . به امروزت مشو غره که از فردا نه ای آگه » »
# : 4 Jun 2008 12:19


......؟؟؟؟

« « در این درگه که گه گه که که که که شود ناگه . به امروزت مشو غره که از فردا نه ای آگه » »
# : 4 Jun 2008 16:53


Emaجان چرا ؟؟؟؟......؟؟؟؟
اگه چیزیو متوجه نمیشی بکو توضیح بدم

# : 5 Jun 2008 22:06


afrodit3000
به به.مصور کار میکنیو خبر ندارم...آفرین...
Quoting: afrodit3000
البته چشم همین امشب حدود 12ایران میفرستم اخه تایپ فارسی خیلی سخته طول می کشه.

تایپ فارسی سخته؟
واقعا که

به كوروش چه خواهيم گفت؟forum/19_57882_0.html
# : 5 Jun 2008 22:50


Quoting: rahamatt
مرسی که خوندین یعنی واقعا خوب بود ؟شوما هم میگین کم مینویسم؟
چشم این بار بیشتر مینویسم؟


# : 11 Jun 2008 19:43


زیبا است و نجیب

"خال مهرویان سیاه و دانه فلفل سیاه ----- هردو جانسوزند اما این کجا و آن کجا؟"
# : 22 Jul 2008 21:59


sagevelgard
خوشالم که دوست داشتین

# : 22 Jul 2008 22:16 | ویرایش بوسیله: afrodit3000


قسمت هفتم
[
میخوام بمونم....
همینطور که نگاهش ثابت بود روی انتهای دشت بی کران
/upload/th20/243253-19165.jpg
گفت-تو برمیگردی ..............باید برگردی
سعی کن
یاد بگیری................ببخشی..................
صبور باشی................. به مردم کمک کنی
همه اونا نیاز به کمک دارن
همشون خستن...............
زندگی ادما خیلی سخته اینو خوب میدونی
اما اینا فرصتاس که به روحشون میدن تا بزرگ شه وسیع شه زلال شه
اونا خودشون انتخاب میکنن که برگردن
که چطور برگردن
باید اشتباهاشونو جبران کنن
باید بی نقص شن
باز هم و باز هم روحشون در کالبدی دمیده میشه و باز هم و باز هم ....................................
اینقدر تا پاک و زلال شه...............................
مثل وجود خودش پاكو زلال
پس سعي كن ياد بگيري صبوريو بخششو مهربونيو تا بزرگوارشي تا بتوني صداشو بشنوي بشنوي كه هميشه فرياد ميزنه دوسمون داره و تعجب ميكنه كه ما صداشو نميشنويم
بايد برگرديو كامل شي
و يادت باشه همه نياز به كمك دارن به اونا كمك كن تا زودتر بش نزديك شي
با ترديد بش نگاه ميكردم :اما من مي خوام بمونم مگه خودت نگفتي اجباري در كار نيست؟
پس منم اينو انتخاب ميكنم ميمونم
خنده كوتاهي كردو سرشو پاين انداخت
از خونسرديش اعصابم خورد ميشد فرياد زدم من متعلق به اينجام فقط اين جاست كه من ارامش دارم
و ميدونم كه اينجا بش نزديك ترم
چرا بايد دوباره برگردم
پس چرا ساكتي؟گريه ام گرفته بود بد جوري بهم ريخته و اشفته شدم
به ارومي گفتم: ميخوام پيشه تو باشم نميخوام بازم تركت كنم
اروم به طرفم برگشت و با هیجان خاصی گفت:خوب منو پيدا كن دوباره و دوباره عاشقم شو از نو شروع كن مهم نيست من تو چه كالبدي هستم مهم روحه منه كه تو بش نياز داري تا بش عشق بورزي و من به تو عشق بورزم
ميدوني افرو من جسمن اين شكلي نيستم .......
بازم شروع كن بدون كه خيليها بهت نياز دارن پس كمكشون كن منم در كنارتم تو صداش صداقت محضو ميشد حس كرد كلماتشوطوري محكم ادا ميكرد كه نميشد رو حرفش حرف زد
ديگه كاملا تسليم شدم
/upload/th20/243250-65J1E.jpg
فقط بش خيره شدم كه اروم اروم دور ميشد .........

انگار تمامه وجودمو با خودش برد
باد سردي ميومد
تمامه بدنم يخ كرد يه سنگينيه شديديو رو سينم حس ميكردم
خدا چقدر نفس كشيدن برام سخته انگار مسموم شدم...........
واي چقدر درد تمام بدنم درد داره ....
چقد سنگين شدم ........كم كم همه جا تاريك شد ديگه از اون روشنايه محض خبري نبود /upload/th20/243266-30J3Q.jpg

........
.................................................................................................... ..................
...........................................................

/upload/th20/243262-64n5S.jpg
با هر بد بختي بود پلكامو كه انگار روشون يه جفت سنگ گذاشتن باز كردم
اولين چيزي كه ديدم صورته ملتهب و ورم كرده مامانم بود نيكلم كنارش بود
يكم دورو برمو نگا كردم
تمام بدنم كوفته بود انگار يه كاميون از روم رد شده صداها برام نامفهوم بودن دلم نميخواس هيچ كسو ببينم بد جوري حالت تهووع داشتم
چشمامو بستم........................................
يه هفته بعد مرخص شدم و فهميدم كه حدود يه ماهو نيم تو كما بودم..........
ادامه............................................................

<< . 1 . 2 . 3 . 4 .
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB