صفحه اصلی
|
صفحه اصلی انجمن
|
عکس سکسی ایرانی
|
داستانهای سکسی
فیلم سکسی
|
سکسولوژی
|
خنده بازار
|
داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها
|
پاسخ
|
وضعیت
|
ثبت نام
|
جستجو
|
قوانین
|
آخرین ارسالها
|
انجمن آویزون
/
فرهنگ و ادبیات و داستان
/
▪●ღ▪●ღ▪●ღ▪●ღ ترانه های استاد سیاوش قمیشی___ فهرست آلبوم ها در صفحه ی اول ▪●ღ▪●ღ▪●ღ▪●ღ
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
...
16
.
17
.
>>
نویسنده
پیام
royale_korosh
اعضا
#
: 3 Apr 2008 18:29
فردا
يه عمری بد آوردي و از چشم دنيا ديدی
هر چي بدی كشيدی
تقصير اين دل تو و تقصير سادگیته
اما اين شب تار عاقبتش سفيده
نگو كه تنها موندی و تو اين شهر غريبه
يه همصدا نديدی هر چي بدی كشيدی
تقصير سادگیته
تقصير اين دل تو و تقصير سادگيته
يه همصدا نديدی هر چي بدی كشيدی
تقصير اين دل تو و تقصير سادگيته
ولي فردا شروع تازه باقي زندگیته
اون قهرها و بهونههات اشكاي روي گونههات
كه از چشات چكيدنو بارون شدن تو لحظههات
يه غريبه تو اون چشا كه سرده و نه آشنا
نداره حرف تازهای تا بشكنه مهر لبات
يه همصدا نديدی هر چي بدی كشيدی
تقصير اين دل تو و تقصير سادگیته
ولي فردا شروع تازه باقي زندگيته
يه عمري بد آوردی و از چشم دنيا ديدی
هر چي بدی كشيدی
تقصير اين دل تو و تقصير سادگيته
اما اين شب تار عاقبتش سفيده
يه همصدا نديدي هر چي بدی كشيدی
تقصير اين دل تو و تقصير سادگيته
ولي فردا شروع تازه باقي زندگيته
آره فردا شروع تازه باقي زندگيته
يه همصدا نديدي هر چي بدی كشيدی
تقصير اين دل تو و تقصير سادگيته
فردا شروع تازه باقي زندگيته
royale_korosh
اعضا
#
: 4 Apr 2008 13:21
باغ بارون زده
من از صداي گريه تو
به غربت بارون رسيدم
تو چشات باغ بارون زده ديدم...
چشم تو همرنگ يه باغه
تو غربت غروب پاييز
مثل من از يه درد کهنه لبريز...
با تو بوي کاهگل و خاک
عطر کوچه باغ نمناک
زنده ميشه...
با تو بوي خاک و بارون
عطر ترمه و گلابدون
زنده ميشه...
تو مثل شهر کوچيک من
هنوز برام خاطره سازي
هنوزم قبله معصوم نمازه...
تو مثل ياد بازي من
تو کوچه هاي پير و خاکي
هنوزم براي من عزيز و پاکي...
royale_korosh
اعضا
#
: 4 Apr 2008 20:27
چشم انتظار
ای كه سياهه چشمات همرنگ روزگارم
از دست تو چه روز و چه روزگاري دارم
هزار تا وعده دادي نيومدي مارو كاشتي
اين دل مهربونو چشمانتظار گذاشتي
براي بيوفايي هزار بهونه داري
هزار و يك شكايت از اين زمونه داري
ای كه سياهه چشمات همرنگ روزگارم
از دست تو چه روز و چه روزگاري دارم
هزار تا وعده دادي نيومدي مارو كاشتي
اين دل مهربونو چشمانتظار گذاشتي
براي بيوفايي هزار بهونه داري
هزار و يك شكايت از اين زمونه داري
چشمانتظارم نذار تاريك و تارم نذار
بيشتر از اين غصه رو رو كولهبارم نذار
چه روز و روزگاريه واي چه شباي تاريه
دل پي بيقراري و عاشق ما فراريه
اون روز و روزگاري بود زمستون و بهاري بود
تو شادي و تو غصهمون حال و هواي ياري بود
براي بيوفايي هزار بهونه داري
هزار و يك شكايت از اين زمونه داري
چشمانتظارم نذار تاريك و تارم نذار
بيشتر از اين غصه رو رو كولهبارم نذار
چشمانتظارم نذار تاريك و تارم نذار
بيشتر از اين غصه رو رو كولهبارم نذار
براي بيوفايي هزار بهونه داري
هزار و يك شكايت از اين زمونه داري
چشمانتظارم نذار تاريك و تارم نذار
بيشتر از اين غصه رو رو كولهبارم نذار
royale_korosh
اعضا
#
: 4 Apr 2008 20:31
گره ی گم
با هر كه سخن گفتم
در خود گره اي گم بود
چون كرم شبانتابان
مي تابي و مي تابم
بر هر كه نظر كردم
گريان و پريشان بود
چون ابر سبكباران
مي باري و مي بارم
من درد محبت را
هرگز به تو نسپردم
اين عقده ي ديرين را
مي داني و مي دانم
بر مرثيه ام بنگر
نقش رخ خود بيني
اين قصه ي غمگين را
مي خواني و مي خوانم
با هر كه سخن گفتم
در خود گره اي گم بود
چون كرم شبانتابان
مي تابي و مي تابم
بر هر كه نظر كردم
گريان و پريشان بود
چون ابر سبكباران
مي باري و مي بارم
royale_korosh
اعضا
#
: 4 Apr 2008 20:43
ستاره
مثل یه نور کوچولو اومدی ستاره شدیو
مثل یه قطره بارون اومدی سیل شدیو
مثل ستاره بی تو شبام تیره و تاره
حتی ستاره برق نگاهتو نداره
مثل یه تپه کوچولو بودی و کوه شدیو
مثل یه جوی باریکی بودی که رودخونه شدیو
مثل یه نور کوچولو اومدی ستاره شدیو
مثل یه قطره بارون اومدی و سیل شدیو
مثل ستاره بی تو شبام تیره و تاره
حتی ستاره برق نگاهتو نداره
مثل یه تپه کوچولو بودی و کوه شدیو
مثل یه جوی باریکی بودی که رودخونه شدیو
مثل ستاره بی تو شبام تیره و تاره
حتی ستاره برق نگاهتو نداره
royale_korosh
اعضا
#
: 4 Apr 2008 21:20 | ویرایش بوسیله: royale_korosh
آلبوم قصه ی گل وتگرگ
غروب
چشماي منتظر به پيچ جاده
دلهره هاي دل پاک و ساده
پنجره ي باز و غروب پاييز
نم نم بارون تو خيابون خيس
ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده
برام يه يادگاريه جز اون چيزي نمونده
چشماي منتظر به پيچ جاده
دلهره هاي دل پاک وساده
پنجره ي باز و غروب پاييز
نم نم بارون تو خيابون خيس
ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده
برام يه يادگاريه جز اون چيزي نمونده
تو ذهن کوچه هاي آشنايي
پر شده از پاييز تن طلائي
تو نيستي و وجودم و گرفته
شاخه ی خشک پيچک تنهایی
ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده
برام يه يادگاريه جز اون چيزي نمونده
royale_korosh
اعضا
#
: 6 Apr 2008 21:26 | ویرایش بوسیله: royale_korosh
فصل پاییزی
فصل پاییزی من که میرسه
فصل اندوه سفر سرمیرسه
تو سکوت خسته باور من
سایه ام فکر جدایی میکنه
شاخه سرد وجودم نمیخواد
رگ بیداری لحضه هام باشه
نفسم در نمیاد
به چشم خواب نمیاد
دل من تو رو میخواد
چشم من گریه میخواد
نفسم در نمیاد
به چشم خواب نمیاد
دل من تو رو میخواد
چشم من گریه میخواد
تو عبور از پل خواب جاده ها
روح من عشقی به رفتن نداره
تو سکوت خالیه این دل من
دیگه هیچی جز تو جایی نداره
مثل شبنم که میخواد گریه کنه
فصل بارون تو چشم در میزنه
فصل پاییزیه من که میرسه
نفسم به عشق تو پر میزنه
نفسم در نمیاد
به چشم خواب نمیاد
دل من تو رو میخواد
چشم من گریه میخواد
نفسم در نمیاد
به چشم خواب نمیاد
دل من تو رو میخواد
چشم من گریه میخواد
تو عبور از پل خواب جاده ها
روح من عشقی به رفتن نداره
تو سکوت خالیه این دل من
دیگه هیچی جز تو جایی نداره
مثل شبنم که میخواد گریه کنه
فصل بارون تو چشم در میزنه
فصل پاییزیه من که میرسه
نفسم به عشق تو پر میزنه
نفسم در نمیاد
به چشم خواب نمیاد
دل من تو رو میخواد
چشم من گریه میخواد
نفسم در نمیاد
به چشم خواب نمیاد
دل من تو رو میخواد
چشم من گریه میخواد
نفسم در نمیاد
به چشم خواب نمیاد
دل من تو رو میخواد
چشم من گریه میخواد
royale_korosh
اعضا
#
: 6 Apr 2008 21:54
روز برفی
تو چشام اشکي نمونده
تو دلم حرفي ندارم
ديگه وقت رفتنمه
سفر دور و درازه
انتظار روز برفي
تو دلم داغ زده سرما
انتظار آفتاب گرم
تو دلم يخ زده اما
برف و بوران ، ابر و بارون
چيکه چيکه توي ناودون
روز ابري، روز سرما
انتظار روز برفي ...
royale_korosh
اعضا
#
: 7 Apr 2008 14:14
فاصله
من میگم منو شکستن
چشم فانوسم و بستن
تو میگی خدا بزرگه
ماهو میده به شب من
من میگم اخه دلم بود
اونکه افتاده به خاکه
تو میگی سرت سلامت
اینه ها زلال و پاکه
اینه ها زلال و پاکه
اینکه فاصله ها رو
نمیشه با گریه پر کرد
یکیمون بهار سرخوش
یکیمون پاییزه پر درد
من میگم فاصله مرگه
بین دستای تو تا من
تو میگی زندگی اینه
حاصل عشق تو با من
من میگم حالا بسوزم
یا که با غصه بسازم
تو میگی فرقی نداره
من که چیزی نمیبازم
من میگم اینجا رو باختی
عمری که رفته نمیاد
تو میگی قصه همین بود
تو یک برگی توی این باد
royale_korosh
اعضا
#
: 7 Apr 2008 21:15
چه دردیست
چه دردیست در ميان جمع بودن
ولی درگوشه اي تنها نشستن
برای ديگران چون کوه بودن
ولی در چشم خود آرام شکستن
برای هر لبي شعری سرودن
ولي لبهای خود همواره بستن
چه دردي است در ميان جمع بودن
ولي درگوشه اي تنها نشستن
به رسم دوستی دستی فشردن
ولي با هر سخن قلبی شکستن
به نزد عاشقان چون سنگ خاموش
ولي در بطن خود غوغا نشستن
به غربت دوستان بر خاک سپردن
ولي در دل اميد به خانه بستن
به من هر دم نواي دل زند بانگ
چه خوش باشد از اين غمخانه رستن
چه دردیست در ميان جمع بودن
ولي درگوشه ای تنها نشستن
برای ديگران چون کوه بودن
ولي در چشم خود آرام شکستن
به رسم دوستی دستی فشردن
ولي با هر سخن قلبی شکستن
به نزد عاشقان چون سنگ خاموش
ولي در بطن خود غوغا نشستن
به غربت دوستان بر خاک سپردن
ولي در دل اميد به خانه بستن
به من هر دم نواي دل زند بانگ
چه خوش باشد از اين غمخانه رستن
چه دردیست در ميان جمع بودن
ولي درگوشه ای تنها نشستن
براي ديگران چون کوه بودن
ولی در چشم خود آرام شکستن
چه دردیست در ميان جمع بودن
ولی درگوشه ای تنها نشستن
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
...
16
.
17
.
>>
جواب شما
»
نام
»
رمز عبور
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از
این قسمت
عضو شوید.
Powered by
MiniBB