صفحه اصلی
|
صفحه اصلی انجمن
|
عکس سکسی ایرانی
|
داستانهای سکسی
فیلم سکسی
|
سکسولوژی
|
خنده بازار
|
داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها
|
پاسخ
|
وضعیت
|
ثبت نام
|
جستجو
|
قوانین
|
آخرین ارسالها
|
انجمن آویزون
/
فرهنگ و ادبیات و داستان
/
▪●ღ▪●ღ▪●ღ▪●ღ ترانه های استاد سیاوش قمیشی___ فهرست آلبوم ها در صفحه ی اول ▪●ღ▪●ღ▪●ღ▪●ღ
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
...
16
.
17
.
>>
نویسنده
پیام
royale_korosh
اعضا
#
: 1 Apr 2008 15:45 | ویرایش بوسیله: royale_korosh
فرنگیس
شب ، شب كه ميشه تو كوچه غم
اشك من ميشه ستاره
من چشمامو به ابرا ميدم
آسمون بارون ميباره
ميخونم آخ كه ديگه فرنگيس
عشق تو داغونم كرد
به كي بگم كه چشمات تو غصه زندونم كرد
دلم شده ديوونه
خدا خودش ميدونه
كوچه دلش ميگيره سكوتشو ميسكونه(پنجره ها با فرياد ميگن كي باز ميخونه
من روي هر ديوار غمگين اسمتو
با اشك ميشونم
من توي هر كوچه خاموش ديوونه اي بي آشيونه م
ميخونم آخ كه ديگه فرنگيس
عشق تو داغونم كرد
به كي بگم كه چشمات تو غصه زندونم كرد
دلم شده ديوونه
خدا خودش ميدونه
كوچه دلش ميگيره سكوتشو ميشكونه
پنجره ها با فرياد ميگن كي باز ميخونه
ميگن كي باز ميخونه ...
بهار من گذشته شاید...
royale_korosh
اعضا
#
: 1 Apr 2008 15:49
آلبوم حکایت
حکایت
با تو، حكايتي دگراين دل ما بسر كند
شب سياه قصه ، را هواي تو سحر كند
باور ما نميشود ، در سر ما نميرود
از گذر سينه ما يار دگر گذر كند
شكوه بسي شنيده ام از دل درد كشيده ام
كور شوم جز تو اگر زمزمه اي دگر كند
چاره كار ما تويي ، ياور و يار ما تويي
توبه نميكند اثر ، مرگ مگر اثر كند
مجرم آزاده منم ، تن به جزا داده منم
قاضي درگاه تويي ، حكم سحر گاه تويي
با تو حكايتي دگر ، اين دل ما بسر كند
شب سياه قصه را ، هواي تو سحر كند
باور ما نميشود ، در سر ما نميرود
از گذر سينه ما يار دگر گذر كند
شكوه بسي شنيده ام از دل درد كشيده ام
كور شوم جز تو اگر زمزمه اي دگر كند
مقصد و مقصودم تويي ، عشقم و معبودم تويي
از تو حذر نميكنم ، سايه مگر سفر كند
چاره كار ما تويي ، ياور و يار ما تويي
توبه نميكند اثر ، مرگ مگر اثر كند
بهار من گذشته شاید...
laleh23
اعضا
#
: 1 Apr 2008 16:39
Quoting: royale_korosh
زمزمه
عالیه دستت درد نکنه
لاله
royale_korosh
اعضا
#
: 1 Apr 2008 16:51 | ویرایش بوسیله: royale_korosh
laleh23
Quoting: laleh23
عالیه دستت درد نکنه
مرسی عزیز
بهار من گذشته شاید...
royale_korosh
اعضا
#
: 1 Apr 2008 16:56
پرنده های قفسی
پرنده هاي قفسي عادت دارن به بيکسي
عمرشون بي هم نفس کز ميکنن کنج قفس
نميدونن سفر چيه
عاشق دربه در کيه
هر کي بريزه شادونه فکر ميکنن خداشونه
يه عمره بي حبيبن
با آسمون غريبن
اين همه نعمت اما هميشه بي نصيبن
چميدونن به چي ميگن ستاره
چميدونن دنيا کيا بهاره
چميدونن عاشق ميشه چه آسون پرنده زير بارون
تو آسمون نديدن خورشيد چه نوري داره
چشمه ي کوه مشرق چه راه دوري داره
قفس به اين بزرگي کاشکي پرنده بودم
مهم نبود پريدن ولي برنده بودم
فرقي نداره وقتي ندوني و نبيني
غصت ميگيره وقتي ميدوني و ميبيني
غصت ميگيره وقتي ميدوني و ميبيني
چميدونن به چي ميگن ستاره
چميدونن دنيا کيا بهاره
چميدونن عاشق ميشه چه آسون پرنده زير بارون
پرنده هاي قفسي عادت دارن به بيکسي
عمرشون بي هم نفس کز ميکنن کنج قفس
نميدونن سفر چيه
عاشق دربه در کيه
هر کي بريزه شادونه فکر ميکنن خداشونه
يه عمره بي حبيبن
با آسمون غريبن
اين همه نعمت اما هميشه بي نصيبن
چميدونن به چي ميگن ستاره
چميدونن دنيا کيا بهاره
چميدونن عاشق ميشه چه آسون پرنده زير بارون
بهار من گذشته شاید...
royale_korosh
اعضا
#
: 1 Apr 2008 16:57 | ویرایش بوسیله: royale_korosh
از عشق تو
اگه از عشق ميشه قصه نوشت
ميشه از عشق تو گفت
ميشه با ستاره هاي چشم تو
مغرب نو مشرق نو برپا کرد
ميشه از برق نگات
خورشيد و خاکستر کرد
ميشه از گندمياي سر زلفت
يه عالم شعر نوشت
آره
از عشق تو ديوونگي هم عالميه
آره از عشق تو مردن داره
ميشه از عشق تو مرد و
ديگه از دست همه راحت شد
ميشه از عشق تو مرد و
ديگه از دست تو هم راحت شد
آره
از عشق تو ديوونگي هم عالميه
اگر از عشق ميشه قصه نوشت
ميشه از عشق تو گفت
بهار من گذشته شاید...
royale_korosh
اعضا
#
: 1 Apr 2008 16:58
هر دوی ما
گر حال تو هم چون
منه آشفته خراب است
گر خواهش دلهای منو تو
بی حساب است
ای وای به حال هر دوی ما
ای وای به حال هر دوی ما
بهار من گذشته شاید...
royale_korosh
اعضا
#
: 1 Apr 2008 16:59
شکایت
سکوتم از رضایت نیست
دلم اهل شکایت نیست
هزار شاکی خودش داره
خودش گیر گرفتار
همون بهتر که ساکت باشه این دل
جدا از این ضوابط باشه این دل
از این بد تر نشه رسوایی ما
که تنها تر نشه تنهایی ما
که کاره ما گذشته از شکایت
هنوز هم بایبندیم در رفاقت
میریزه تو خودش دل غصه هاشو
آخه هیچ کس نمیخواد قصه ها شو
کسی جرمی نکرده گر بما این روز ها عشقی نمیورزه
بها یی داشت این دل بیشتر ها که در این روزا نمی ارزه
سکوتم از رضایت نیست
دلم اهل شکایت نیست
هزار شاکی خودش داره
بهار من گذشته شاید...
royale_korosh
اعضا
#
: 1 Apr 2008 17:00
بچه ها
و چه این جمله به فکر همگی افتاده
بچه ها را چه کنیم
بچه ها می رقصند
بچه ها می خوانند
این طرقیست که در خاطرشان می ماند
ای فلانی دو سه خطی بنویس
ساده تر رنگی تر در پی قافیه و وازه نباش
سوزه ی امروزی بگذر از دل سوزی
ل له ها یی همه دل سوزتر از مادرشان
بیخیال از غم فردایی و از عاقبت و اخرشان
من هنوز معتقدم میشود عشق به انها اموخت
میشود در بدر وازه بازار نبود
میتوان تقدیم کرد
و پشیزی به پشیزی نفروخت
میتوان عشق به انها اموخت
بهار من گذشته شاید...
royale_korosh
اعضا
#
: 1 Apr 2008 17:00
اون روزها
اون روزا ما دلی داشتیم
واسه بردن جونی داشتیم
واسه مردن کسی بودیم
کاری داشتیم
پاییز و بهاری داشتیم
تو سرا ما سری داشتیم
عشقی و دلبری داشتیم
اون روزا ما دلی داشتیم
واسه بردن جونی داشتیم
واسه مردن کسی بودیم
کاری داشتیم
پاییز و بهاری داشتیم
تو سرا ما سری داشتیم
عشقی و دلبری داشتیم
کسی آمد که حرف عشق را با ما زد
دل ترسوی ما هم دل به دریا زد
به یک دریای توفانی
دل ما رفته مهمانی
چه دور ساحلش
از دور پیدا نیست
یک عمری راه و در قدرت ما نیست
باید پارو نزد وا داد
باید دل رو به دریا داد
خودش میبردت هرجا دلش خواست
به هرجا برد بدون ساحل همونجاست
به امیدی که ساحل داره این دریا
به امیدی که آروم میشه تا فردا
به امیدی که این دریا فقط شاه ماهی داره
به عشقی که نمیبینی شباشو بی ستاره
دل ما رفته مهمانی
به یک دریای طوفانی
باید پارو نزد وا داد
باید دل رو به دریا داد
خودش میبردت هرجا دلش خواست
به هرجا برد بدون ساحل همونجاست
بهار من گذشته شاید...
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
...
16
.
17
.
>>
جواب شما
»
نام
»
رمز عبور
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از
این قسمت
عضو شوید.
Powered by
MiniBB