صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / فرهنگ و ادبیات و داستان / ▪●ღ▪●ღ▪●ღ▪●ღ ترانه های استاد سیاوش قمیشی___ فهرست آلبوم ها در صفحه ی اول ▪●ღ▪●ღ▪●ღ▪●ღ
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 16 . 17 . >>
نویسنده پیام
# : 31 Mar 2008 14:21


غربت


دل هیشکی مثل من، غربت اینجا رو نداره
دیگه حرفای علاقه، همه مردن تو دلم
مثل گنجيشکای بی، لونه و بی جای محله
دیگه هیجا تو درختا، جای من نیست که برم
با تو بودن خیلی وقته که گذشته
بی تو بودن مثل مهر سرنوشته
دیگه اسم تو رو هی، زمزمه کردن
واسه من نه تو میشه، نه فرقی داره
بارونه، از سر شب همش میباره
تو گوشم داد میزنه، همش میناله
میگه هیشکی مثل من، غربت اینجارو نداره
زندگی، ارزش این، همه اشکا رو نداره

دل هیشکی مثل من، غربت اینجا رو نداره
دیگه حرفای علاقه، همه مردن تو دلم
مثل گنجيشکای بی، لونه و بی جای محله
دیگه هیجا تو درختا، جای من نیست که برم
با تو بودن، خیلی وقته که گذشته
بی تو بودن، مثل مهر سرنوشته
دیگه اسم تو رو هی، زمزمه کردن
واسه من نه تو میشه، نه فرقی داره
بارونه، از سر شب همش میباره
تو گوشم داد میزنه، همش میناله
میگه هیشکی مثل من، غربت اینجارو نداره
زندگی، ارزش این، همه اشکا رو نداره

بهار من گذشته شاید...
# : 31 Mar 2008 14:23


روزبرفي

تو چشام اشکي نمونده
تو دلم حرفي ندارم
ديگه وقت رفتنمه
سفر دور و درازه
انتظار روز برفي
تو دلم داغ زده سرما
انتظار آفتاب گرم
تو دلم يخ زده اما
برف و بوران ، ابر و بارون
چيکه چيکه توي ناودون
روز ابري، روز سرما
انتظار روز برفي


بهار من گذشته شاید...
# : 31 Mar 2008 14:25


زمزمه



این دیگه فکر نداره
وقتی میشنوی میگم
تو برو باهام نمون
حتی اسممو نیار
اگه یک شب دیگه
زیر بارونا قدم زدی بدون
که تمام فکر من پیش تو بود
که تمام زندگیم دست تو بود
میدونی حرفی ندارم
اگه زمزمه هامون
شده یخ تو دلامون
میدونی جایی ندارم
جز امشب زیر بارون
برم پیش خدامون
میدونی حرفی ندارم
اگه زمزمه هامون
شده یخ تو دلامون
میدونی جایی ندارم
جز امشب زیر بارون
برم پیش خدامون

بهار من گذشته شاید...
# : 31 Mar 2008 14:26


آواره



خيلی وقته تو دلم يه حرفی مونده نميگم
خيلی وقته تو غما غمی بزرگ و ميبينم
سر به زير آواره تک و تنها کی ميشه
قصه يه کوير برشته تو قطره های بارون گم بشه
مثه برگای خيابون مثه ديروز کی ميشه
تو تمامی و وجودت تو زلال شب چشمات گم بشه


بهار من گذشته شاید...
# : 31 Mar 2008 14:26


عمر دو روزه




عمر دوروزه همین عمر منه
پر از درد و همواره غمه
عمر دوروزه عمر همه ماست
حاصلش حسرت چندروزه ماست

بیا تا باهم باشیم
بیا تا کنار هم
از غصه ها دل ببریم

بهار من گذشته شاید...
# : 31 Mar 2008 14:27


صداي قديما


صدای قدیما تو گوشمه، انگاری جار میزنه
غمهای قدیما وجودمه، داره فریاد میزنه
هر سایه ای روزی داره، هر شبی یه ستاره ای
تنها منم تنها منم، بی روز و بی ستاره، بی روز و بی ستاره

این منم غمخور ساکت،غمخور چشمهای ماتت
این غمه که سرزمینش وسعت چشماتو داره
نه تو هم فرقی نداری،این تفاوت نگاته
این فقط چشماته اما وسعت غمها رو داره


بهار من گذشته شاید...
# : 31 Mar 2008 14:28


گل و تگرگ



قصه منو غم تو
قصه گل و تگرگه
ترس بی تو زنده بودن
ترس لحظه های مرگه
ای برای با تو بودن
باید از بودن گذشتن
سر به بیداری گرفته
ذهن خواب آلوده من

همیشه میون قاب خالی درهای بسته
طرح اندام قشنگت
پاک و رویایی نشسته
کاش میشد چشام ببینن
طرح اندام تو داره
زنده میشه جون میگیره
پا توی اتاق میزاره

کاش میشد صدای پاهات
بپیچه تو گوش دالون
طرف دالون بگرده
سر آفتاب گردونامون
کاش میشد دوباره باغچه
پر گلهای تو باشه
غنچه سفید مریم
با نوازش تو واشه

کاش میشد اما نمیشه
نمیشه بیای دوباره
نمیشه دستات تو گلدون
گلای مریم بزاره
کاش میشد اما نمیشه
این مرام روزگاره
رفتنت همیشگی بود
دیگه برگشتن نداره

بهار من گذشته شاید...
# : 31 Mar 2008 14:28


فايده نداره


وقتی بخوای از هم بدونی
دیره خیلی دیره دیگه وقتی نداری
وقتی دیگه حرفی نمونده
رفتن دیگه برگشتن دیگه فایده نداره

دیگه فایده نداره، دیگه قلب تو پیشم جا نداره
حالا زندگی درده که درده

دیگه فایده نداره، دیگه قلب تو پیشم جا نداره
حالا زندگی درده که درده


بهار من گذشته شاید...
# : 31 Mar 2008 14:29


پيدا نميشه



سرتاسر عالم یکی پیدا نمیشه
دیگه توی قلبم کسی پیدا نمیشه
که مثل تو، توی دلم، مهرش بشینه
که مثل تو، برام بگه، پیشم بشینه

سرتاسر عالم یکی پیدا نمیشه
دیگه توی قلبم کسی پیدا نمیشه
که مثل تو توی دلم، مهرش بشینه
که مثل تو برام بگه، پیشم بشینه

بهار من گذشته شاید...
# : 31 Mar 2008 14:31


معبد شهيد



مانده ام در پس دیوار
توی این شام دل آزار
یاریم ده ای پناور
فانوس شبو نگه دار
که راهم تاریک و دوره
پاره پاره بی عبوره
آخه تو خودت می دونی
که چشمات دنیای نوره

من برای با تو بودن
هر مترسکو شکستم
وقتی چشمامو می بستم
دل به یاری تو بستم
ولی تو تنهاتر از من
دل به تنهایی سپردی
واسه رهایی از شب
منو با خودت نبردی

من از این زندگی سیرم
پوست تن مثل کویرم
همراه کوچ پرستو
میذارم از اینجا میرم
میرم اونجایی که عاشق
راوی غصه نباشه
واژه ای به اسم غربت
توی هیچ قصه نباشه

نه من از اینجا نمیرم
اینجا معبد شهیده
سایه های ناامیدی
رو تن زمین خزیده
سایه از وحشت ایام
گونه اش زرد و سکیده
نعش این سایه رو سنگفرش
خبر از حادثه میده


بهار من گذشته شاید...
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 16 . 17 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB