صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / فرهنگ و ادبیات و داستان / ▪●ღ▪●ღ▪●ღ▪●ღ ترانه های استاد سیاوش قمیشی___ فهرست آلبوم ها در صفحه ی اول ▪●ღ▪●ღ▪●ღ▪●ღ
<< 1 ... 9 . 10 . 11 . 12 . 13 . 14 . 15 . 16 . 17 . >>
نویسنده پیام
# : 16 Apr 2008 00:51 | ویرایش بوسیله: royale_korosh


باز آ




باز آ كه برويد باز، دل گل خزانش را
باز آ كه ببويد باز، عشق جاودانش را

باز آ كه بگويد باز، دل درد نهانش را
باز آ كه بجويد باز، دل جا و مكانش را

...


بهار من گذشته شاید...
# : 16 Apr 2008 00:52


مرد خدا




خرسند شديم از اين كه امروز
رنگي دگر است، نه رنگ ديروز
تا شب نشده، رنگ دگر شد
گفتند از اين نكته، هزار نكته بياموز

فرياد زديم كه چرخ گردون
ليلا تو را نداده اي به مجنون
فرياد بر آمد آن كه، خاموش
كم داد اگر، نگيرد افزون
خاموش شديم و در خموشي
رفتيم سراغ مي فروشي
فرياد زديم دواي ما كو
گويند دواست، باده نوشي
هشيار نشد مگر كه مدهوش
اين بار گران بگيرم از دوش
آرام كنار گوش ما گفت
اين بار گران تو مفت مفروش
از خود به كجا شوي تو پنهان
از خود به كجا شوي گريزان
بيداري دل چنين مخوابان
سخت امده است
مبخش آسان

هشيار شديم از اين كه هستيم
رفتيم و در ميكده بستيم
با خود به سخن چنين نشستيم
ما باده نخورده ايم و مستيم
مسجد، سر راه از آن گذشتيم
بر روي درش چنين نوشتيم

در ميكده هم خداي بيني
با مرد خدا اگر نشيني




بهار من گذشته شاید...
# : 16 Apr 2008 00:59


آلبوم نقاب



نقاب







هي بازيگر گريه نکن ماهمه مون مثل هميم
صبحا که از خواب پا ميشيم نقاب به صورت مي زنيم
يکي معلم ميشه و يکي ميشه خونه بدوش
يکي ترانه ساز ميشه يکي ميشه غزل فروش
کهنه نقاب زندگي تا شب رو صورتاي ماس
گريه هاي پشت نقاب مثل هميشه بي صداس

هر کسي هستي يه دفه قد بکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رها شو از پيله خواب
نقش يک دريچه رُ رو ميله قفس بکش
براي يک بار که شده جاي خودت نفس بکش

کاشکی مي شد تو زندگي ما خودمون باشيم و بس
تنها براي يک نگاه، حتي براي يک نفس
تا کي به جاي خود ما نقابه ما حرف بزنه؟
تا کي سکوتو رج زدن نقش نمايش منه؟

هر کسي هستي يه دفه قد بکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رها شو از پيله خواب
نقش يک دريچه رُ رو ميله قفس بکش
براي يک بار که شده جاي خودت نفس بکش

مي خوام همين ترانه رُ رو صحنه فرياد بزنم
نقابمو پاره کنم، جاي خودم داد بزنم




بهار من گذشته شاید...
# : 16 Apr 2008 16:56


Quoting: royale_korosh
نگاهی میکنی ما رو ، مگه عاشق ندیدی تو ، یا شاید دیدی و رسواترین عاشق ندیدی تو...




نمی دونم که چى شد*یهو شدى عزیزم*تا به خودم اومدم*دیدم برات میمیرم
# : 16 Apr 2008 16:57


آخرین نامه

خوابيدي بدون لالايي و قصه
بگير آسوده بخواب بي درد و غصه
ديگه كابوس زمستون نمي بيني
توي خواب گلهاي حسرت نمي چيني

ديگه خورشيد چهرتو نمي سوزونه
جاي سيلي يا يه باد روش نمي مونه
ديگه بيدار نمي شي با نگروني
يا با ترديد كه بري يا كه بموني

رفتي و آدمكا رو جا گذاشتي
قانون جنگل رو زير پا گذاشتي
اينجا قهرن سينه ها با مهربوني
تو تو جنگل نمي تونستي بموني
دلتو بردي با خود به جاي ديگه
اونجا كه خدا برات لالايي ميگه
ميدونم ميبينمت يه روز دوباره
توي دنيايي كه آدمك نداره





نمی دونم که چى شد*یهو شدى عزیزم*تا به خودم اومدم*دیدم برات میمیرم
# : 16 Apr 2008 16:58


برگ

مثله برگي خشك و تنها رويه شاخه موندم اينجا مي ترسم
تويه چنگ وحشي باد برم از خاطر و از ياد بپوسم
همه ي روزاي من ‍‍‌، قصه ي بودن من ،
تويه آينه ي دلم
مثله شب سياه و سرده ، مثله ابرا رنگِ درده

تو شتاب لحظه ها من ، با خودم يكه و تنها مي دونم
تو سراب اين افق تا سفر نهايت اينجا مي مونم
همه ي روزاي من ‍‍‌، قصه ي بودن من ،
تويه آينه ي دلم
مثله شب سياه و سرده ، مثله ابرا رنگِ درده

مثله يه غروب تنها ، كه ميشينه پشت ابرا
كه سكوت بي پناهم
تويه اين بيهودگي ها لحظه ها رو مي شمارم
انتظار هر نگاهم

مثله برگي خشك و تنها رويه شاخه موندم اينجا مي ترسم
تويه چنگ وحشي باد برم از خاطر و از ياد بپوسم




نمی دونم که چى شد*یهو شدى عزیزم*تا به خودم اومدم*دیدم برات میمیرم
# : 17 Apr 2008 03:51


alone_lover


بهار من گذشته شاید...
# : 17 Apr 2008 18:20


خاطره


ميرم از شهر تو با يه کوله بار از خاطره
دل من مونده پيشت گرچه پاهام مسافره
ميگذره همراه جاده ياد تو از تو خيالم
توي راه دریغ از ابری که بباره واسه حالم

توي هر گوشه اين شهر دارم از عشق تو يادي
مي سوزونه منو ياده دلي که به من ندادي

راه ميوفتم بي هدف مقصد راهو نمي دونم
کاش مي شد آروم بگيرم ولي افسوس نمي تونم
کو یه قاصدک تو جاده که بشه همسفر من
من یه قصهم که جدایی شده فصل آخر من

توي هر گوشه اين شهر دارم از عشق تو يادي
مي سوزونه منو ياده دلي که به من ندادي
توي هر گوشه اين شهر دارم از عشق تو يادي
مي سوزونه منو ياده دلي که به من ندادي



توي هر گوشه اين شهر دارم از عشق تو يادي
مي سوزونه منو ياده دلي که به من ندادي
توي هر گوشه اين شهر دارم از عشق تو يادي
مي سوزونه منو ياده دلي که به من ندادي


ميرمو گم ميشم اخر تو غروب دشت غربت
نمي تونم که بمونم توي شهر بي محبت
توي هر گوشه اين شهر دارم از عشق تو يادي
مي سوزونه منو ياده دلي که به من ندادي
توي هر گوشه اين شهر دارم از عشق تو يادي
مي سوزونه منو ياده دلي که به من ندادي


نمی دونم که چى شد*یهو شدى عزیزم*تا به خودم اومدم*دیدم برات میمیرم
# : 20 Apr 2008 17:04


فاصله





فاصله يه حرف سادس، بين ديدن و نديدن
بگو صرفه با کدومه، شنيدن يا نشنيدن ؟

ما مي‌خواستيم از درختا کاغذ و قلم بسازيم
بنويسيم تا بمونيم پشت سايه جون نبازيم
آينه ها اونجا نبودن تا ببينيم که چه زشتيم
رو درخت با نوک خنجر «زنده باد درخت» نوشتيم
زنگ خوش صداي تفريح واسمون زنگ خطر شد
همه چوباي جنگل، دسته تيغ تبر شد

فاصله يه حرف سادس، بين ديدن و نديدن
بگو صرفه با کدومه، شنيدن يا نشنيدن ؟

اگه حرفمو شنيدي جنگل رو نده به پاييز
کاري کن درخت باغچه تن نده به خنجر تيز
با جونه ها يکي شو قد بکش نگو که سخته
جنگل تازه به پا کن هر يه آدم يه درخته

فاصله يه حرف سادس، بين ديدن و نديدن
بگو صرفه با کدومه، شنيدن يا نشنيدن ؟
فاصله يه حرف سادس، بين ديدن و نديدن
بگو صرفه با کدومه، شنيدن يا نشنيدن ؟


ما مي‌خواستيم از درختا کاغذ و قلم بسازيم
بنويسيم تا بمونيم پشت سايه جون نبازيم
آينه ها اونجا نبودن تا ببينيم که چه زشتيم
رو درخت با نوک خنجر «زنده باد درخت» نوشتيم
زنگ خوش صداي تفريح واسمون زنگ خطر شد
همه چوباي جنگل، دسته تيغ تبر شد

فاصله يه حرف سادس، بين ديدن و نديدن
بگو صرفه با کدومه، شنيدن يا نشنيدن ؟
فاصله يه حرف سادس، بين ديدن و نديدن
بگو صرفه با کدومه، شنيدن يا نشنيدن ؟




بهار من گذشته شاید...
# : 20 Apr 2008 17:05


خسته شدم





خسته شدم بس که دلم
دنبال يک بهونه گشت
بس که ترانه خوندمو
برگ زمونه برنگشت

بازم کلاغ غصه ها
رفت و به خونش نرسيد
يکه سوار عاشقو
هيشکی تو آينه ها نديد

حادثه عزيز من
تنها تو موندنی شدی
بين همه ترانه هام
تنها تو خوندنی شدی
دستای سردمو بگير
سقف ما ديوار نداره
يه روز تو قحطی غزل
دنيا ما رو کم مياره


من آخرين رهگذرم
تو اين خيابون بلند
دير اومدم که زود برم
دل به صدای من نبند

يه روز توی برق چشات
خورشيد رو پيدا مي کنم
آی شب تار و سوت و کور
به آروزی من نخند

خسته شدم بس که
دلم دنبال يک بهونه گشت
بس که ترانه خوندمو
برگ زمونه برنگشت

بازم کلاغ غصه ها
رفتو به خونش نرسيد
يکه سوار عاشقو
هيشکی تو آينه ها نديد

حادثه عزيز من
تنها تو موندنی شدی
بين همه ترانه هام
تنها تو خوندنی شدی
دستای سردمو بگير
سقف ما ديوار نداره
يه روز تو قحطی غزل
دنيا ما رو کم مياره


من آخرين رهگذرم
تو اين خيابون بلند
دير اومدم که زود برم
دل به صدای من نبند

يه روز توی برق چشات
خورشيد رو پيدا مي کنم
آی شب تار و سوت و کور
به آروزی من نخند

خسته شدم بس که دلم
دنبال يک بهونه گشت
بس که ترانه خوندمو
برگ زمونه برنگشت

بازم کلاغ غصه ها
رفتو به خونش نرسيد
يکه سوار عاشقو
هيشکی تو آينه ها نديد


بهار من گذشته شاید...
<< 1 ... 9 . 10 . 11 . 12 . 13 . 14 . 15 . 16 . 17 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB