Quoting: mmmmmmmmmmina
از خدا خواستم[u][/u]
از خدا خواستم عادت بد مرا از من بگيرد
فرمود : گرفتن عادت ها کار من نيست تو خود بايد آنها را از خود دور کنی
از خدا خواستم به فرزندانم همه چيز عطا کند
فرمود : روح او همه چيز است و جسمش خاکی است وگذرا
ازخدا خواستم به من صبرعنايت کند
فرمود : صبر زاييده دردورنج است صبربخشيده نمی شود ، آموخته می شود
از خدا خواستم به من خوشبختی عطا کند
فرمود : من به تو برکت می دهم ، خوشبختی برعهده خودت است
ازخدا خواستم درد و رنج را از من دور کن
فرمود : درد ورنج ، تو را به من نزديک تر می کند
از خدا خواستم روح مرا شکوفا کند
فرمود : تو خود بايداز درونت شکوفا شوی من تنها می توانم شاخ وبرگ هایت را هرس کنم تا پر
بارتر شوی
از خدا خواستم تمامی چیزهايی را که سبب می شوند ، از زندگی لذت ببرم ، به من بدهد
فرمود : من به تو زندگی مي دهم تا بتوانی از همه چيز لذت ببری
از خدا خواستم کمکم کند ،همه را دوست بدارم ، به همان اندازه که ديگران مرادوست دارند
فرمودند : بالاخره آنچه را که بايد ، از من خواستی ، برای دنيا شايد تنها يک باشی
اما برای من يک نفرشايد يک دنيا باشی