صفحه اصلی
|
صفحه اصلی انجمن
|
عکس سکسی ایرانی
|
داستانهای سکسی
فیلم سکسی
|
سکسولوژی
|
خنده بازار
|
داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها
|
پاسخ
|
وضعیت
|
ثبت نام
|
جستجو
|
قوانین
|
آخرین ارسالها
|
انجمن آویزون
/
فرهنگ و ادبیات و داستان
/
▪●ღ▪●ღ▪●ღ▪●ღترانه های ابی __فهرست در صفحه اول▪●▪●ღ▪●ღ▪●ღ▪●ღ
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
...
28
.
29
.
>>
نویسنده
پیام
royale_korosh
اعضا
#
: 5 Feb 2008 23:41 | ویرایش بوسیله: royale_korosh
گل سرخ
شکفته چون گل سرخ
بر سینه های یاران
عشقی به نام مردم قلبی به شکل ایران
ای هم عزای خسته ای هم تبار زخمی
مایوس و دل شکسته آه ای سوار زخمی
هنوزم در رگ ما خون امید جاریست
با عاشقان فردا ، نه غم نه سوگواریست
هرچند که عاشقان را شب است و تیرباران
اگر چه سهم یاران شکنجه است و زندان
شکفته چون گل سرخ
بر سینه های یاران
عشقی به نام مردم قلبی به شکل ایران
بی وحشت از بد و درد در شامهای ممتد
این شیر آسیا را بخوان که سر فرازد
آنک قیام خورشید با دستهای مردم
از موجهای دریا تا دشت و کوه و گندم
شکفته چون گل سرخ
بر سینه های یاران
عشقی به نام مردم قلبی به شکل ایران
آلوده گر چه دست جلادهای دشمن
به خون همسر تو به خون کودک من
اگر چه مانده خیل نعش شهید بر خاک
کاوه هنوزم با ماست بگو بگو به ضحاک
شکفته چون گل سرخ
بر سینه های یاران
عشقی به نام مردم قلبی به شکل ایران
بهار من گذشته شاید...
royale_korosh
اعضا
#
: 5 Feb 2008 23:45
سوته دلان
من هنوز خواب می بينم
كه دوره دوره ی وفاست
كه اعتبار عشق به جاست
دنيا به كام آدماست
من هنوزم خواب می بينم
من هنوز خواب می بينم
كه اين خودش غنيمته
برای ديگرون يه خواب
برای من حقيقته
من هنوزم خواب می بينم
سوته دلان يكی يكی تموم شدن
سوته دلی نمونده غير از خود من
كسی كه عشق و غم و فرياد بزنه
حقيقت آدمو فرياد بزنه
هنوز تو قصه های من
رنگ و ريا جا نداره
دروغ نمی گن آدما
دشمنی معنا نداره
هنوز تو قصه های من
هيچ كسی تنها نمیشه
كسی به جرم عاشقی
خسته وتنها نمی شه
هنوز تو ی دنيای من
هر آدمی يه عالمه
گل و نمی فروشن به هم
گل مثل قلب آدمه
سوته دلان يكی يكی تموم شدن
سوته دلی نمونده غير از خود من
كسی كه عشق و غم و فرياد بزنه
حقيقت آدمو فرياد بزنه
بهار من گذشته شاید...
royale_korosh
اعضا
#
: 5 Feb 2008 23:47 | ویرایش بوسیله: royale_korosh
وقتشه
وقتشه ، وقتشه رفتن ، وقتشه
وقتشه ،از تو گذشتن وقتشه
مهلت تولد دوباره نیست
مردن دوباره ی من وقتشه
دیگه دیره واسه گفتن ، این کلام آخرینه
فرصت ضجه نمونده ، لحظه های واپسینه
دیگه با عاطفه دشمن ، واسه دلتنگی رفیقم
توی شط رخ نفرت
بی صداترین غریقم
من عروسک کدوم بازی وحشت
من صدای قحطی کدوم تبارم
که مثل تولد فاجعه سردم
که مثل حادثه ، آرامش ندارم
سرد و ساده و شکسته
آینه ی قدیمی ام من
با چراغ و گل غریبه
با غبار صمیمی ام من
می مونم زیر هجوم سنگی آوار کینه
واسه بازیچه نبودن
آخرین بازی همینه...
بهار من گذشته شاید...
royale_korosh
اعضا
#
: 5 Feb 2008 23:54
با تو
با تو اين تن شکسته
داره کم کم جون ميگيره
آخرين ذرات موندن
تو رگهام نميميره
با تو انگار تو بهشتم
با تو پرسعادتم من
ديگه از مرگ نميترسم
عاشق شهامتم من
اگه رو حصير بشينم
اگه هيچ نداشته باشم
با تو من مالک دنيام
با تو در نهايتم من
با تو انگار تو بهشتم
با تو پر سعادتم من
ديگه از مرگ نميترسم
عاشق شهامتم من
با تو شاه ماهي دريا
بي تو مرگ موج تو ساحل
با شکل يک حماسه
بي تو يک کلام باطل
بي تو من هيچي نميخوام
از اين عمري که دو روزه
در اتاقم واسه قلبم
پيرهن عزا بدوزه
با تو انگار تو بهشتم
با تو پر سعادتم من
ديگه از مرگ نميترسم
عاشق شهامتم من
با تو انگار تو بهشتم
با تو پر سعادتم من
ديگه از مرگ نميترسم
عاشق شهامتم من
بهار من گذشته شاید...
royale_korosh
اعضا
#
: 5 Feb 2008 23:56
سبد سبد
دوست دارم سبد سبد
باز گل عشق جوونه زد
دوست دارم يه عالمه
هر چی بگم بازم كمه
دوست دارم يه آسمون
كجايی ای نا مهربون ...
دوست دارم قطار قطار
خزونمو كردی بهار
دوست دارم ديوونه وار
باور نداری از قرار
فرقی برام نمی كنه
چه با خوشی چه حال زار ..
دوست دارم به اون خدا به اون خدای عاشقا
دوست دارم تاپای جون
می خوای بمون می خوای نمون
چونكه گرفتار شدی عاقبت كار بدون
عاقبت كار منم هرچی كه هستی بمون
دوست دارم ...
بهار من گذشته شاید...
royale_korosh
اعضا
#
: 5 Feb 2008 23:57
هموطن
دلم گرفته هموطن
هوای موندن ندارم
نشسته غصه تو قلب من
نوای خوندن ندارم
گذشت وقت جوونی
سفر رفت مهربونی
شدم زندونی غم
تو با من همزبونی
ز غربت خيلی خسته م
تو دردمو ميدونی
تويی همخون و جون من
تو با غم آشنايی
وطن خون و غرور من
برام مرگه جدايی
ای وای بر دل من
طلسم مشکل من
اگه وطن نباشه
کجا آب و گل من
از اين بهار پر گل
خزون شد حاصل من
اگه يه روزی غم بره
خنده بياد ماتم بره
دوباره اين دل پر می گيره
زندگی رو از سر می گيره
اگه تنم رها بشه
درای بسته وا بشه
دوباره این دل پر می گيره
زندگی رو از سر می گيره
بهار من گذشته شاید...
royale_korosh
اعضا
#
: 5 Feb 2008 23:59
زبانم را نمی فهمی
زبانم را نمي فهمي
تو خطم را نمي خواني
چنان بيگانه اي حتي
که نامم را نمي داني
تو آنقدر گيج و گنگي
در پليدي هاي اين غربت
که بيداري و قلب عاشق ما را نمي بيني
دل تو رفته در خواب و
خيالت مست اين رويا
سراسيمه رهايي در پي
پس کوچه هاي سرد اين دنيا
نگاه خسته ي ما را نمي بيني
شتاب ثانيه ها را نمي بيني
اميد و آرزوهاي ز هم بگسسته ي فرداي دنيا را نمي بيني
من از بيگانگي هاي عجيب و پوچ اين ملت ندارم انتظاري
از اين ماتم که همچون من تو هم
غربت نشيني و زبانم را نمي فهمي
چنان بيگانه اي حتي
که نامم را نمي داني
بهار من گذشته شاید...
royale_korosh
اعضا
#
: 6 Feb 2008 00:00
خونه
می خوام برم به خونه به جايی كه صفا هس
تو گوشه و كنارش يه عالمه وفا هس
توی نگاه مادر يه عالمه دعا هس
اگه تنها بمونی يه دنيا تكيه گاه هس
می خوام برم به خونه جايی كه مال منه
دليل زنده بودن از عشق زنده بودنه
می خوام برم به خونه كه سقفش يه پناهه
تمام گفتنی ها جاشون توی نگاهه
می خوام برم به خونه به جايی كه صفا هس
تو گوشه و كنارش يه عالمه وفا هس
توی نگاه مادر يه عالمه دعا هس
اگه تنها بمونی يه دنيا تكيه گاه هس
دعای خير مادر باشه پشت وپناهم
بگم عزيزترينه نه با حرف ، با نگاهم
دم مغرب تو خونه سر سفره بشينيم
محبت رو بشه تو چشم مادر ببينيم
می خوام برم به خونه به جايی كه صفا هس
تو گوشه و كنارش يه عالمه وفا هس
توی نگاه مادر يه عالمه دعا هس
اگه تنها بمونی يه دنيا تكيه گاه هس
هدف رفتن به خونه س پياده يا سواره
خستگی تو جاده ها ديگه معنی نداره
همه دوريم می دونم ، دور از گهواره هامون
الهی من بميرم واسه درد دلامون
می خوام برم به خونه به جايی كه صفا هس
تو گوشه و كنارش يه عالمه وفا هس
توی نگاه مادر يه عالمه دعا هس
اگه تنها بمونی يه دنيا تكيه گاه هس ..
بهار من گذشته شاید...
royale_korosh
اعضا
#
: 6 Feb 2008 00:01
منزل به منزل
به دنبال توام منزل به منزل
پريشان ميروم ساحل به ساحل
به خوابت ديده ام رويا به رويا
به يادت بوده ام فردا به فردا
پس از تو روح سرگردان موجم
هنوزم تشنه ام دريا به دريا
تو را تنهاي تنها ميشناسم
تو را هر جاي دنيا ميشناسم
به دنبال توام منزل به منزل
پريشان ميروم ساحل به ساحل
به خوابت ديده ام رويا به رويا
به يادت بوده ام فردا به فردا
در به در دربه در تو بي تو و هم سفر تو
هر چه گفتم تا به امروز از تصدق سر تو
از همين روز تا به فردا حتي تا آخر دنيا
هر چه هستم يا که باشم از تو ام تنهاي تنها
خاکم و خاک در تو سايه ي پشت سر تو
همه ي زندگي من يک غزل از دفتر تو
به دنبال توام منزل به منزل
پريشان ميروم ساحل به ساحل
به خوابت ديده ام رويا به رويا
به يادت بوده ام فردا به فردا
پس از تو روح سرگردان موجم
هنوزم تشنه ام دريا به دريا
تو را تنهاي تنها ميشناسم
تو را هر جاي دنيا ميشناسم
به دنبال توام منزل به منزل
پريشان ميروم ساحل به ساحل
به خوابت ديده ام رويا به رويا
به يادت بوده ام فردا به فردا
بهار من گذشته شاید...
royale_korosh
اعضا
#
: 6 Feb 2008 00:02
نگو با من
نگو با من حكایت گل و سبزه ی دیروز
نگو با من شكایت دل از قصه ی امروز
نگو با من كه مث خشكی یك شاخه شكستی
كه تو از دنیا بریدی حالا یه گوشه نشستی
شكسته ها شكست بگذر نذار كه بشكنی امروز
گذشته ها گذشت بگذر گذشته هرچی بود دیروز
بلند شو دلتو زغم رها كن
منو تو شهر عشق بازم صدا كن
بخون با خوندنت شهر و تو پر كن
همه بی خبرا رو تو خبر كن
بگو كه زندگی همین دو روزه
نذار بیشتر از این دلت بسوزه
بهار من گذشته شاید...
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
...
28
.
29
.
>>
جواب شما
»
نام
»
رمز عبور
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از
این قسمت
عضو شوید.
Powered by
MiniBB