صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / فرهنگ و ادبیات و داستان / ▪●ღ▪●ღ▪●ღ▪●ღترانه های ابی __فهرست در صفحه اول▪●▪●ღ▪●ღ▪●ღ▪●ღ
<< 1 ... 18 . 19 . 20 . 21 . 22 . 23 . 24 . 25 . 26 . 27 . 28 ... 29 . >>
نویسنده پیام
# : 11 Apr 2008 03:01


Quoting: Amir_ho
دست گلت درد نکنه



قابلی نداشت

نمی دونم که چى شد*یهو شدى عزیزم*تا به خودم اومدم*دیدم برات میمیرم
# : 13 Apr 2008 01:28


دیگه اینجا کسی نمیاد؟

تعطیل شده؟

نمی دونم که چى شد*یهو شدى عزیزم*تا به خودم اومدم*دیدم برات میمیرم
# : 13 Apr 2008 14:42


Quoting: alone_lover
دیگه اینجا کسی نمیاد؟

تعطیل شده؟

من خیلی سرم شلوغه الان...
حتما تا آخر این هفته میام با اشعار جدید دمت گرم

بهار من گذشته شاید...
# : 14 Apr 2008 14:23


طپش




بين اين همه غريبه
تو به آشنا می مونی
حرفهای تلخی که دارم
من نگفته تو می دونی
من پر از حرفهای تازه
عاشق گفتن و گفتن
تو با درد من غريبه
اما تشنه ی شنفتن
صدای ترد شکستن
مثل گريه با صدامه
تلخی هق هق گريه
طعم تلخ خنده هامه

گرمی دست نوازشگر تو
مرهم زخمای کهنه ی منه
تپش چشمه ی خون تو رگ من
تشنه ی هميشه با تو بودنه

مل مل ابری دستات
پر رحمت مثل بارون
ساکت نجيب چشمات
پر غربت بيابون
واسه اين تن برهنه
ناز دست تو لباسه
حس گرم با تو بودن
مثل رويا ناشناسه
مثل حس کردن و ديدن
عاشق منظره هايی
دشمن ساده و پاک
پرده ی پنجره هايی



:fl

بهار من گذشته شاید...
# : 14 Apr 2008 14:24


اسیر




كوهي تن سنگم
كه همدم ابري سياهم
سرد و بي رنگم
كه اسير تب نگاهم
رها تر از يك آغوش سرد
صداتر از يك فرياد درد
براي اين تن سير و تنها
تو گرميه خورشيده زيبا
هواي تو پاك و بي غباره
صداي من بي تو غم زاره
قله ي سنگيه كبودم
بستر سرد و بي سرودم
يك طرف طلوع نور
يك طرف يه غروبم
بي تو از جنس شب
با تو يك خاك خوبم




بهار من گذشته شاید...
# : 14 Apr 2008 14:25


چشمه




چشمه ام زلال و پاکم
دل بی قرار خاکم
خنک زمين داغم
خون ريشه های باغم
چشمه ام زاده بارون
چشم اميد بيابون

هر لب تشنه رو سيراب
دورم از وسعت مرداب
واسه پونه های صحرا
گلای وحشی تنها
ريشه های خشک و مرده
زندگی ساز و گوارا

من غرور دشت و کوهم
واسه خشکی مثل روحم
واسه آخرين دقايق
کشتی نجات نوحم
همه نورم پاک و روشن
واسه هر تاريکی روزن
بتم اما واژگونم
رنگ تنهايی تو خونم

ترسم از تنهايی موندن
تن و توی خاک پوسوندن
ديگه بارون نديدن
تن به تنهايی کشيدن




بهار من گذشته شاید...
# : 14 Apr 2008 14:26


این هم یه آهنگ انگلیسی که ابی خونده


پاپا:


Everyday my papa walked to
Work to make ends meet
To see that we would eat
Keep those shoes upon my feet

Every night my papa take
And tuck me in my bed
Kiss me on my head
After all the prayers were said

Growing up with him was easy
The time just flew on by
The years began to fly
He aged and so did I

I could tell
mama wasn't well
Papa knew deep down so did she
So did she

When she died
Papa broke down and cried
All he said was, "God, Why not take me!"


Every night he sat there
sleeping in his rocking chair
He never went upstairs
All because she wasn't there

Then one day my Papa said," Son,
I'm proud you've grown"
Make it on your own
Oh, I'll be O.K. alone

Every time I kiss my children
Papa's words ring true
"Your Children live through you.
They grow and leave you, too"

I remember every word
my Papa used to say
I live them everyday
He taught me well that way

Every night my papa take
and tuck me in my bed
Kiss me on my head
after all the prayers were said

every night my papa take
and tuck me in my bed
Kiss me on my head
after all the prayers were said




بهار من گذشته شاید...
# : 14 Apr 2008 15:53


royale_korosh

Quoting: royale_korosh
چشمه


خیلی قشنگ بود

alone_lover

دیگه ترانه نداری بذاری؟

بمیرد آنکه میخواهد تو را گریان ببیند...
# : 14 Apr 2008 15:59


Amir_ho
Quoting: Amir_ho
خیلی قشنگ بود

مرسی قابل شما رو نداره

بهار من گذشته شاید...
# : 16 Apr 2008 16:48


Quoting: Amir_ho
دیگه ترانه نداری بذاری؟



اینم ترانه ی جدید

تو را نگاه می کنم

تورا نگاه مي‌كنم كه خفته‌اي كنار من
پس از تمام اضطراب ، عذاب و انتظار من

تورا نگاه مي‌كنم كه ديدني ترين تويي
و از تو حرف مي‌زنم كه گفتني ترين تويي

من از تو حرف مي‌زنم شب عاشقانه مي‌شود
تو را ادامه مي‌دهم ، همين ترانه ميشود

كاش به شهر خوب تو مرا هميشه راه بود
راه به تو رسيدنم ، همين پل نگاه بود

مرا ببر به خواب خود كه خسته‌ام از همه كس
كه خواب و بيداري من هر دو شكنجه بود و بس

من از تو حرف ميزنم شب عاشقانه ميشود
تو را ادامه ميدهم ، همين ترانه مي‌شود

تو را نگاه مي‌كنم كه خفته‌اي كنار من
پس از تمام اضطراب ، عذاب و انتظار من

تو را نگاه مي‌كنم كه ديدني ترين تويي
و از تو حرف مي‌زنم كه گفتني ترين تــــــــويي


نمی دونم که چى شد*یهو شدى عزیزم*تا به خودم اومدم*دیدم برات میمیرم
<< 1 ... 18 . 19 . 20 . 21 . 22 . 23 . 24 . 25 . 26 . 27 . 28 ... 29 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB