| نویسنده |
پیام |
|
|
Quoting: red_neck ميروم دلمردگيها را ز سر بيــــرون كنم گر فلك با مــــن نسازد چرخ را وارون كنم بر كلام ناهمــاهنگ جدايـــــي خط كشم در سرود آفرينش نغمــــهاي موزون كن م
میارم ماهو تو خونه می گیرم بادو نشونه همه خاک زمینو می شمارم دونه به دونه 
عاقبت از غصه تو ، نقش تو قصه ها مي شم . مي رم و پيدام نمي شه ، تنها مثل خدا مي شم
|
|
|
هر چی دریا رو زمین داره خدا با تموم ابرای آسمونا کاشکی میداد همه رو به چشم من تا چشام به حال من گریه کنن
(¯`*•.ای کاش سرنوشت چیزی جز این مینوشت.•*´¯)
|
|
|
ناجي عاطفه ي من ، شعرم از تو جون گرفته رگ خشك بودن من ، از تن تو خون گرفته اگه مديون تو باشم اگه از تو باشه جونم قدر اون لحظه نداره ، كه منو دادي نشوم
|
|
|
|
|
شمالی بوی بارون میده کوزت بزار مکتب بره طفل رفوزت نرو خوش باش و قلک خالی بفروش بزار پا رو زمین برداره شلتوک
کاوه
|
|
|
royale_korosh آواتور جدید مبارکه از تو خط کاکا اومدی بیرون؟؟
کاوه
|
|
|
هميشه خواب تو ديدن دليل بودن من بود چراغ راه بيداري اگر بود از تو روشن بود
هميشه خواب تو ديدن دليل بودن من بود...
|
|
|
no_matter
Quoting: no_matter آواتور جدید مبارکه از تو خط کاکا اومدی بیرون؟؟
مرسی. بالاخره یه تنوعی دادیم دیگه.در ضمن نامردا به گردنبند کاکا گیر داده بودن کم مونده بود بنمون کنن
|
|
|
وطن پرنده ی پر در خون
وطن شکفته گل در خون
وطن فلات شهید و شمع
وطن پا تا به سر خون
وطن ترانه ی زندانی
وطن غصیده ی ویرانی
ستارهها اعدامیان ظلمت
به خاک اگرچه میریزند
سحر دوباره بر میخیزند
بخوان که دوباره بخواند
این عشیره ی زندانی
گل سرود شکفتن را
بگو که به خون بسراید
این قبیله ی قربانی
حرف آخر رفتن را
|
|
|
|
|
رازقی پرپر شد باغ در چله نشت تو به خاک افتادی کمر عشق شکست ما نشستیم و تماشا کردیم
کاوه
|
|
|
Quoting: royale_korosh در ضمن نامردا به گردنبند کاکا گیر داده بودن کم مونده بود بنمون کنن

کاوه
|