| نویسنده |
پیام |
|
|
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری من اون ماهو دادم به تو یادگاری
من آن خورشید زر پوشم که با ظلمت نمیجوشم....بجز آغوش دریا را نمیگیرم در آغوشم
|
|
|
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود لخت و عور تنگ غروب سه پری نشسته بود زارو زار گریه میکردند پریا مثل ابرهای بهار گریه میکردند پریا

|
|
|
ای پرنده مهاجر ای پر از شهوت رفتن فاصله قده یه دنیاست بین دنیای تو با من
کاوه
|
|
|
|
|
نمیدونی برادر جان برادر جان چه دلتنگم
آدم ها فقط در يك چيز مشتركند : متفاوت بودن .
|
|
|
مرا در اوج می خواهی تماشا کن، تماشا کن. دروغین بودم از دیروز مرا امروز حاشا کن
بهار من گذشته شاید...
|
|
|
نگفتمت تنها مرو شب در کمین نشسته سیمای آن آزاده را غم بر جبین نشسته نگفتمت با من بیا تا سرزمین خورشید که رنگ غم بر قامت این سرزمین نشسته
کاوه
|
|
|
هر چه را که ساختم عاقبت شکست شکست شکست من همیشه باختم باختم باختم هر چه بود از تو بود هر چه بود از تو بود. از تو بود از تو بود از تو بود از تو بود .. . . . . . . . . .
پاینده باد ایــــــــــــــران
|
|
|
در این دنیا که حتی ابر نمیگرید به حال ما....... همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها
دانلود بهترين آنتي ويروس دنيا به همراه آپديت ديتابيس اون ... صفحه 467 ........
|
|
|
|
|
ای ابر مرد مشرقی ای کوه ای نگهبان قدسی خورشید روشنای آتش زرتشت یادگار صداقت جمشید
بهار من گذشته شاید...
|
|
|
دنیا کوچیکتر از اونه که ما تصور میکنیم فقط با یک اشک کوچیک چشمامونو پر میکنیم
من آن خورشید زر پوشم که با ظلمت نمیجوشم....بجز آغوش دریا را نمیگیرم در آغوشم
|