| نویسنده |
پیام |
|
|
# : 23 Dec 2007 17:28 | ویرایش بوسیله: no_matter
من خودم با این شروع میکنم: یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت غم من نخور که دوری واسه من شده عادت
کاوه
|
|
|
تو اون شام مهتاب کنارم نشستی عجب شاخه گلوار به پایم شکستی
کاوه
|
|
|
تو اون شام مهتاب کنارم نشستی عجب شاخه گلوار به پایم شکستی
بهار من گذشته شاید...
|
|
|
|
|
همزمان شد
کاوه
|
|
|
# : 23 Dec 2007 17:40 | ویرایش بوسیله: no_matter
یکی بود یکی نبود لخت و عور تن غروب سه پری نشسته بود.
کاوه
|
|
|
دلم مثل دلت خونه شقایق چشام دریای بارونه شقایق مثل مردن میمونه دل بریدن ولی دل بستن آسونه شقایق
بهار من گذشته شاید...
|
|
|
# : 23 Dec 2007 19:52 | ویرایش بوسیله: no_matter
قایق رو با هم میرونیم اونجا تا ابد میمونیم جائی که نه آسمونش نه صدای مردمونش نه غمش نه جنب و جوشش نه گلهای گل فروشش مثل اینجا آهنی نیست
کاوه
|
|
|
# : 24 Dec 2007 02:32 | ویرایش بوسیله: ParniaFarhang
تو غربتی که سرده تمام روز و شبهاش غریبه از من و ما . عشق من عاشقم باش عشق من عاشقم باش. که تن به شب نبازم با غربت من بساز .تا با خودم بسازم

|
|
|
|
|
# : 24 Dec 2007 02:37 | ویرایش بوسیله: no_matter
محبس خویشتن منم از این حصار خسته ام من همه تن انا الحقم کجاست دار خسته ام
کاوه
|
|
|
منم این خسته دل درمانده ............ به تو بیگانه پناه آورده منم آن از همه دنیا رانده .........در رهت هستی خود گم کرده
دانلود بهترين آنتي ويروس دنيا به همراه آپديت ديتابيس اون ... صفحه 467 ........
|