صفحه اصلی
|
صفحه اصلی انجمن
|
عکس سکسی ایرانی
|
داستانهای سکسی
فیلم سکسی
|
سکسولوژی
|
خنده بازار
|
داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها
|
پاسخ
|
وضعیت
|
ثبت نام
|
جستجو
|
قوانین
|
آخرین ارسالها
|
انجمن آویزون
/
فرهنگ و ادبیات و داستان
/
20 مهر _ روز جهانی بزرگداشت شمس الدين محمد ملقب به لسان الغيب حافظ شیرازی::::::::::::
<<
.
1
.
2
.
نویسنده
پیام
brave_heart
اعضا
#
: 12 Oct 2007 10:54
sexnasa2008
ممنون سامان جان
ارزش زندگی به برد يا باخت آن نيست. بلکه به نفس جنگيدن برای زندگی ست
sexnasa2008
اعضا
#
: 12 Oct 2007 10:55
kyan_khan
قربونت عزیز
اختیار داری صاحب اختیاری
sexnasa2008
اعضا
#
: 12 Oct 2007 10:55
brave_heart
خواهش عزیز دل
sexnasa2008
اعضا
#
: 12 Oct 2007 13:09
حافظیه
پس از وفات حافظ ( در 792 يا 791 ه.ق ) در خاك باغ مصلي كه مأوا و محل گشت و تفرج او بود ، در زير سايه سرو رواني به خاك سپرده شد .
. 65 سال پس از وفات او يعني در سال 856 ه.ق. در زمان حكمراني ميرزا ابوالقاسم گوركاني ، شمس الدين محمد يغمايي كه استاد و وزير حكمران نام برده بود ، بر فراز قبر حافظ عمارت گنبدي بنا كرد و جلوي آن حوض بزرگي ساخت كه از آب ركن آباد پر مي شد .
اين بنا در اوايل قرن يازدهم هجري در زمان سلطنت شاه عباس تعمير گرديد . در زمان نادر شاه افشار نيز تعميراتي بر آرامگاه انجام گرفت . اما بنيادي ترين كار در زمان كريمخان زند بر روي آرامگاه انجام گرفت. او در سال 1189 ه.ق. ساختماني اساسي بر روي آرامگاه حافظ ساخت . ساختمان او به شيوه ي بناهاي زمان زنديه داراي تالاري با چهار ستون سنگي يك پارچه بود كه از طرف شمال و جنوب گشاده و در دو طرف چپ و راست آن دو اتاق ساخته شده بود به گونه اي كه مقبره ي حافظ در شمال تالار قرار مي گرفت و در جنوب آن باغي بزرگ نمايان بود . اين چهارستون با ارتفاع 5 متر هنوز هم در وسط تالار مقابل پله ها با نقوش رنگ باخته اما زيبا خودنمايي مي كنند . همچنين كريمخان دستور داد تا سنگي از جنس مرمر براي قبر خواجه بتراشند و پس از آماده شدن سنگ دو غزل از غزل هاي حافظ را به خط نستعليق كه توسط حاج آقاسي بيگ افشار آذربايجاني نوشته شده بود ، بر روي آن حجاري كردند كه اين سنگ هنوز هم بر روي قبر قرار دارد . ابعاد اين سنگ 40 *80*266 سانتي متر است .
در بالاي كتيبه ي سنگي و در ميان ترنجي اين جمله نوشته شده است :
" انت الباقي و كل شي هالك ".
در زير آن غزلي زيبا از حافظ در 12 سطر با مطلع :
مژده ي وصل تو كو كز سر جان بر خيزم
طاير قدسم و از دام جهان برخيزم
و دور آن نيز غزلي ديگر با مطلع :
اي دل غلام شاه جهان باش و شاه باش
پيوسته در حمايت لطف اله باش
همچنين در دو گوشه ي بالاي سنگ ، اين دو مصرع نوشته شده است :
بر سر تربت ما چون گذري همت خواه
كه زيارتگه رندان جهان خواهد بود
و در گوشه پائيني سنگ دو مصرع زير نوشته شده است :
چراغ اهل معني خواجه حافظ
بجو تاريخش از خاك مصلي
كه خاك مصلي به حساب ابجد بيانگر تاريخ وفات حافظ است .
sexnasa2008
اعضا
#
: 12 Oct 2007 13:13
پس از حكومت زنديه نيز افراد زيادي آرامگاه را تعمير و مرمت كردند كه برخي از آنان عبارتند از :
- در سال 1273 ه.ق. تهماسب ميرزا ( مؤيد ) حكمران فارس آرامگاه را تعمير و مرمت كرد .
- در سال 1295 ه.ق. مرحوم فرهاد ميرزا ( معتمدالدوله ) فرمانفرماي فارس معجري چوبي بر آرامگاه خواجه نصب كرد
- در سال 1317 ه.ق. ملا شاه جهان زرتشتي ( اردشير ) ساكن تهران بخاطر علاقه اي كه به حافظ داشت بر مزار او رفته و تفألي به ديوان حافظ مي زند كه شعر زير مي آيد :
اي صبا با ساكنان شهر يزد از ما بگو
كاي سر حق ناشناسان گوي ميدان شما
وي از اين شعر خوشش آمده و تصميم مي گيرد بقعه و بارگاه مجللي بر روي قبر حافظ بسازد . به همين منظور مشغول به كار مي شود و معجري بر فراز قبر مي سازد ولي يكي از سادات متظاهر وقت به جرم آن كه چرا يك شخص زرتشتي ( گبر ) مي خواهد قبر حافظ را بسازد ، آن بنا را خراب كرد و شخص باني را از اين كار باز داشت . ( گفته شده است در آخر عصايش را به قبر حافظ مي زند و خطاب به او مي گويد : درويش مي خواستند تو را نجس كنند ، نگذاشتم !)
هنوز آثار افتادن چوب بست ها بر روي سنگ قبر به صورت شكستگي در سنگ به چشم مي خورد .
- در سال 1319 ه.ق. شاهزاده ملك منصور ( ملقب به شعاع السلطنه ) والي فارس معجري آهنين بر قبر حافظ ساخت و كتيبه اي را نيز بر بالاي آن قرار داد .
- در سال 1310 خورشيدي فردي به نام دبير اعظم بهاري که استاندار فارس بود ، سردر حياط جنوبي و نارنجستان ان را سروسامان داد ، همچنين خياباني در جلو آرامگاه احداث کرد و نام آن را« خرابات» گذاشت که بعدها به گلستان تغيير نام پيداکرد
sexnasa2008
اعضا
#
: 12 Oct 2007 13:16
- در سال 1314 خورشيدي به کوشش مرحوم علي اصغر حکمت شيرازي (وزير فرهنگ وقت) وعلي رياضي (رئيس فرهنگ وقت) طرح نقشه ي آرامگاه حافظ ، به شکل کنوني آن با طراحي و نظارت مهندس « آندره گدار» شرق شناس و ايران شناس بزرگ فرانسوي تهيه شد و به مرحله ي اجرا درآمد و در سال 1316 به اتمام رسيد.
طبق اين نقشه در تالار ، چهار ستون وسط که در زمان زنديه احداث شده بود ، از دوطرف امتداد يافت و حافظيه به دو محوطه ،شامل باغ در جنوب، تالار و آرامگاه در شمال آن تبديل شد.
در اين ساختمان عمارت قديمي کريم خان زند به صورت تالاري درآمد که 56 متر طول دارد و به وسيله ي 20 ستون سنگي بلند نگه داشته مي شود که چهارستون يک پارچه ي کريم خاني در ميان اين ستون ها قرار دارد و 16 ستون ديگر دوتکه است که در سال 1315 شمسي ساخته و نصب گرديده است.
brave_heart
اعضا
#
: 12 Oct 2007 16:05
ویژگی های شعر حافظ
برخی از مهم ترین ابعاد هنری در شعر حافظ عبارتند از:
1- رمز پردازی و حضور سمبولیسم غنی
رمز پردازی و حضور سمبولیسم شعر حافظ را خانه راز کرده است و بدان وجوه گوناگون بخشیده است. شعر وی بیش از هر چیز به آینه ای می ماند که صورت مخاطبانش را در خود می نمایاند، و این موضوع به دلیل حضور سرشار نمادها و سمبول هایی است که حافظ در اشعارش آفریده است و یا به سمبولهای موجود در سنت شعر فارسی روحی حافظانه دمیده است.
چنان که در بیت زیر "شب تاریک" و "گرداب هایل" و . . . را می توان به وجوه گوناگون عرفانی، اجتماعی و شخصی تفسیر و تأویل کرد:
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
2-رعایت دقیق و ظریف تناسبات هنری در فضای کلی ادبیات
این تناسبات که در لفظ قدما (البته در معنایی محدودتر) "مراعات النظیر" نامیده می شد، در شعر حافظ از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.
به روابط حاکم بر اجزاء این ادبیات دقت کنید:
ز شوق نرگس مست بلند بالایی
چو لاله با قدح افتاده بر لب جویم
شدم فسانه به سرگشتگی که ابروی دوست
کشیده در خم چوگان خویش، چون گویم
3-لحن مناسب و شور افکن شاعر در آغاز شعرها
ادبیات شروع هر غزل قابل تأمل و درنگ است. به اقتضای موضوع و مضمون، شاعر بزرگ لحنی خاص را برای شروع غزلهای خود در نظر می گیرد، این لحنها گاه حماسی و شورآفرین است و گاه رندانه و طنزآمیز و زمانی نیز حسرتبار و اندوهگین.
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
***
من و انکار شراب این چه حکابت باشد
غالباً این قدرم عقل و کفایت باشد
***
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
باید برون کشید از این ورطه رخت خویش
4- طنز
زبان رندانه شعر حافظ به طنز تکیه کرده است. طنز ظرفیت بیانی شعر او را تا سر حد امکان گسترش داده و بدان شور و حیاتی عمیق بخشیده است. حافظ به مدد طنز، به بیان ناگفته ها در عین ظرافت و گزندگی پرداخته و نوش و نیش را در کنار هم گرد آورده است.
پادشاه و محتسب و زاهد ریاکار، و حتی خود شاعر در آماج طعن و طنز شعرهای او هستند:
فقیه مدرسه دی مست بود و فتوا داد
که می حرام، ولی به ز مال او قافست
باده با محتسب شهر ننوشی زنهار
بخورد باده ات و سنگ به جام اندازد
5- ایهام و ابهام
شعر حافظ، شعر ایهام و ابهام است، ابهام شعر حافظ لذت بخش و رازناک است.
نقش موثر ایهام در شعر حافظ را می توان از چند نظر تفسیر کرد:
اول، آن که حافظ به اقتضای هنرمندی و شاعریش می کوشیده است تا شعر خود را به ناب ترین حالت ممکن صورت بخشد و از آنجا که ابهام جزء لاینفک شعر ناب محسوب می شود، حافظ از بیشترین سود و بهره را از آن برده است.
دوم آن که زمان پرفتنه حافظ، از ظاهر معترض زبانی خاص طلب می کرد؛ زبانی که قابل تفسیر به مواضع مختلف باشد و شاعر با رویکردی که به ایهام و سمبول و طنز داشت، توانست چنین زبان شگفت انگیزی را ابداع کند؛ زبانی که هم قابلیت بیان ناگفته ها را داشت و هم سراینده اش را از فتنه های زمان در امان می داشت.
سوم آن که در سنن عرفانی آشکار کردن اسرار ناپسند شمرده می شود و شاعر و عارف متفکر، مجبور به آموختن زبان رمز است و راز آموزی عارفانه زبانی خاص دارد. از آن جا که حافظ شاعری با تعلقات عمیق عرفانی است، بی ربط نیست که از ایهام به عالیترین شکلش بهره بگیرد:
دی می شد و گفتم صنما عهد به جای آر
گفتا غلطی خواجه، در این عهد وفا نیست
ایهام در کلمه "عهد" به معنای "زمانه" و "پیمان"
دل دادمش به مژده و خجلت همی برم
زبن نقد قلب خویش که کردم نثار دوست
ایهام در ترکیب "نقد قلب" به معنای "نقد دل" و "سکه قلابی"
عمرتان باد و مرادهای ساقیان بزم جم
گر چه جام ما نشد پر می به دوران شما
ایهام در کلمه "دوران" به معنای "عهد و دوره" و "دورگردانی ساغر"
تفکر حافظ عمیق و زنده پویا و ریشه دار و در خروشی حماسی است. شعر حافظ بیت الغزل معرفت است.
ارزش زندگی به برد يا باخت آن نيست. بلکه به نفس جنگيدن برای زندگی ست
torke
اعضا
#
: 12 Oct 2007 18:58 | ویرایش بوسیله: torke
نوکرم سامان جان
1 عيدت مبارک
2- بنازم به این شست
من با این شعرش خيلی حال ميکنم
در دير مغان آمد يارم قدحی در دست مست از می و می خواران از نرگس مستش مست
در نعل سمد او شکل مه نو پيداس وز قد بلند او بالای صنوبر پست
اخر به چه گويم هست از خود خبرم چون نيست وز بهر چه گويم نيست با وی نظرم چون هست
شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست و افغان ز نظر بازان برخاست چو او بنشست
گر غاليه خوش بو شد در گيسوی او پيچيد ور وسمه کمانکش گشت در ابرويه او پيوست
باز آی که باز آيد عمر شده حافظ هر چند که فايد باز تيری که بشد از شست
قال رسول الله (ص) : النکاح سنتی فمن رقب من سنتی فليس منی
sexnasa2008
اعضا
#
: 13 Oct 2007 14:48
brave_heart
مرسی بریو عزیز دل
خیلی عالی بود
torke
قربونت ممد جون
عید شما هم مبارک
Quoting: torke
من با این شعرش خيلی حال ميکنم
brave_heart
اعضا
#
: 13 Oct 2007 15:30
دانلود ديوان حافظ
http://parsaspace.com/aryanman/pdf/haafez.pdf
sexnasa2008
Quoting: sexnasa2008
مرسی بریو عزیز دل
خیلی عالی بود
مخلصيم داش سامان
ارزش زندگی به برد يا باخت آن نيست. بلکه به نفس جنگيدن برای زندگی ست
<<
.
1
.
2
.
جواب شما
»
نام
»
رمز عبور
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از
این قسمت
عضو شوید.
Powered by
MiniBB