صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / فرهنگ و ادبیات و داستان / عاشقانه های یک دیوانه
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . >>
نویسنده پیام
# : 12 Oct 2007 23:48


وای باران باران
شیشه پنجره را باران شست...
ولی لیک اما
چه کسی یاد تو را از دل من
خواهد شست

یک خاطره با من باش**** یک گریه مرورم کن!
# : 13 Oct 2007 14:34


وای باران باران
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست........

# : 28 Oct 2007 18:12


از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم
نازنینم یا تو یا من
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم نفس
خدا نگهدار

یک خاطره با من باش**** یک گریه مرورم کن!
# : 28 Oct 2007 18:14


mehrnooooosh aziz az tazakoret mamnon

یک خاطره با من باش**** یک گریه مرورم کن!
# : 7 Dec 2007 00:29


××××××××××××××××××××××××
_________________________________________
تبلیغ سایت بدون اجازه آدمین ممنوع است
سوگلی

یک خاطره با من باش**** یک گریه مرورم کن!
# : 7 Dec 2007 17:16


دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم

تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه

رحم کن دست تو پرپر شدن و می فهمه

رحم کن دست تو ایثار منو می فهمه

*****

قفل هر در را کلیدی محرم است

من ولی نامحرمم با راز تو

هر کس از بازار تو شعری خرید

من نباید می خریدم ناز تو ..

****

می نویسم، می نویسم از تو

تا تن کاغذ من جان دارد

با تو از حادثه ها خواهم گفت

گریه این گریه اگر بگذارد...

شهیار قنبری

یک خاطره با من باش**** یک گریه مرورم کن!
# : 7 Dec 2007 17:19


دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم

تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه

رحم کن دست تو پرپر شدن و می فهمه

رحم کن دست تو ایثار منو می فهمه

*****

قفل هر در را کلیدی محرم است

من ولی نامحرمم با راز تو

هر کس از بازار تو شعری خرید

من نباید می خریدم ناز تو ..

****

می نویسم، می نویسم از تو

تا تن کاغذ من جان دارد

با تو از حادثه ها خواهم گفت

گریه این گریه اگر بگذارد...

شهیار قنبری

یک خاطره با من باش**** یک گریه مرورم کن!
# : 16 Dec 2007 16:27


من که ز پا نشسته ام ، مرغک پر شکسته ام
زود بیا که خسته ام ، زین همه خسته تر مکن
هرچه که ناله می کنم گوش به من نمی کنی
یا که مرا ز دل ببر یا ز برم سفر مکن


نمی دانم آخر این دیوانگی تا کجاست ... و باز خنده ایی مستانه سر می دهم شاید به جنس نیاز ...
# : 16 Dec 2007 16:27


Quoting: M2Z
می نویسم، می نویسم از تو

تا تن کاغذ من جان دارد

با تو از حادثه ها خواهم گفت

گریه این گریه اگر بگذارد...

شهیار قنبری



نمی دانم آخر این دیوانگی تا کجاست ... و باز خنده ایی مستانه سر می دهم شاید به جنس نیاز ...
# : 23 Dec 2007 01:42


چه شعرای قشنگی




در سکوت خود خرابم
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB