| نویسنده |
پیام |
|
|
اولین عاشقانه از جبران خلیل جبران هنوز بدرود نگفته ای دلم برایت تنگ شده است چه بر من خواهد گذشت اگر زمانی از من دور باشی؟ تنها به من بیندیش من در رویای تو شعر خواهم گفت شعری درباره چشمهایت و دلتنگی....... .
یک خاطره با من باش**** یک گریه مرورم کن!
|
|
|
دومین عاشقانه از خودم ( زندگی)
هی فلانی زندگی شاید همین باشد...( اخوان) زندگی شاید نگاهی گرم باشد یا غمی جانکاه که می سوزاند تمام تار پودم را زندگی شاید همین باشد دیداری ، سلامی و دلی را جا نهادن پیش او زندگی شاید وداعی تلخ باشد با تمام خاطراتی که داشتم من از او
یک خاطره با من باش**** یک گریه مرورم کن!
|
|
|
عاشق نامه سلام سلامی به وسعت درد سلامی به غمگینی دوری همان دردی که چون خوره به جانم افتاده و مرا رها نمی کند. سلامی به وسعت فاصله هایی که میان من و توست و من هرچه تلاش می کنم این فاصله ها بیشتر می شودو تلخی این جدایی مرا زجر می دهد. سلامی به امید دیدار تو گر فراقت مرا نکشت که جای خالی تو هر کجا که می نگرم با من است کاش این فاصله ها کم می شد کاش .....
یک خاطره با من باش**** یک گریه مرورم کن!
|
|
|
|
|
نامه دوم
عادت تا می آیم به هم عادت کنیم وقت ، وقت رفتن می شود و این از بازی های روزگار است که هر روز تکرار می شود . کاش روزگار از این بازی بی مزه خود خسته می شد و از این بازی دست می کشید تا شاید وقت رفتن کمی به تاخیر بیافتد...
یک خاطره با من باش**** یک گریه مرورم کن!
|
|
|
M2Z امیدوارم عاشقانه هات تمومی نداشته باشه ایشالا از فردا همراهیت می کنم( البته اگه قابل باشیم)
تولدت مبارک آبجی گلم http://www.avizoon.com/forum/1_74078_0.html
|
|
|
شاهدان در كيسه و من شرمسار كيسهام بار عشق و مفلسي صعب است ميبايست كشيد قحط جود است آبروي خود نميبايد فروخت باده و گل از بهاي خرقه ميبايد خريد
تولدت مبارک آبجی گلم http://www.avizoon.com/forum/1_74078_0.html
|
|
|
نامه ای عاشقانه از نيما یوشیج به همسرش -------------------------------------------------------------------------------- عاليه ي عزيزم ميل داشتم پيش تو باشم . چه فايده يك شمع افسرده خانه ات را روشن نخواهد كرد ، بلكه حالت حزن انگيزي به آشيانه ي توخواهد داد به من بگو از چه راه قلبم را فريب بدهم ؟ زندگاني يعني غفلت چه چيز جز مرور زمان اين غفلت را به قلب شكسته ياد بدهد عاليه ! چه وقت مهتاب مي تابد . كي فرزندش را در اين شب تاريك صدا مي زند ؟ افسوس ! همه جا سياه است . ولي تو نبايد سياه بپوشي . راضي نيستم در حال حزن به اينجا بيايي . خوب نيست . خواهي گفت به موهومات معتقدم . بله ، بدبختي شخص را اين طور مي كند . درد آدم را به خدا مي رساند ديشب تا صبح از وحشت نخوابيده ام . كي مرا ديده بود آن قدر ترسو باشم و مثل بيد بلرزم يك شعله ي نيم مرده ، يك كتاب آسماني و يك پاره ي خشت ، گوشه ي اتاق پدرم ، جاي پدرم را گرفته بود . مگر روح با اين وسايل حاضر مي شود ، شايد ! پدرم ! پدرم ديشب دست سياهي متثل به سينه ام فشار مي داد . چرا ديوانه را در وسط شب هم آسوده نمي گذاشتند ؟ از ترس به مادرم پناه بردم . عجب پناهي . به راه افتادم . پاهايم مي لرزيد . سايه ي يك درخت شمشاد مرا به وحشت مي انداخت . عاليه ! پس با من مهربان و وفادار باش . عمر گل كوتاه است نيما
یک خاطره با من باش**** یک گریه مرورم کن!
|
|
|
نامه ای عاشقانه از نيما یوشیج به همسرش -------------------------------------------------------------------------------- عاليه ي عزيزم ميل داشتم پيش تو باشم . چه فايده يك شمع افسرده خانه ات را روشن نخواهد كرد ، بلكه حالت حزن انگيزي به آشيانه ي توخواهد داد به من بگو از چه راه قلبم را فريب بدهم ؟ زندگاني يعني غفلت چه چيز جز مرور زمان اين غفلت را به قلب شكسته ياد بدهد عاليه ! چه وقت مهتاب مي تابد . كي فرزندش را در اين شب تاريك صدا مي زند ؟ افسوس ! همه جا سياه است . ولي تو نبايد سياه بپوشي . راضي نيستم در حال حزن به اينجا بيايي . خوب نيست . خواهي گفت به موهومات معتقدم . بله ، بدبختي شخص را اين طور مي كند . درد آدم را به خدا مي رساند ديشب تا صبح از وحشت نخوابيده ام . كي مرا ديده بود آن قدر ترسو باشم و مثل بيد بلرزم يك شعله ي نيم مرده ، يك كتاب آسماني و يك پاره ي خشت ، گوشه ي اتاق پدرم ، جاي پدرم را گرفته بود . مگر روح با اين وسايل حاضر مي شود ، شايد ! پدرم ! پدرم ديشب دست سياهي متثل به سينه ام فشار مي داد . چرا ديوانه را در وسط شب هم آسوده نمي گذاشتند ؟ از ترس به مادرم پناه بردم . عجب پناهي . به راه افتادم . پاهايم مي لرزيد . سايه ي يك درخت شمشاد مرا به وحشت مي انداخت . عاليه ! پس با من مهربان و وفادار باش . عمر گل كوتاه است نيما
یک خاطره با من باش**** یک گریه مرورم کن!
|
|
|
|
|
esi_mdk عزیز باعث خوشحالی من میشه خیلی لطف داری دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم گفت کو زنجیر تا تدبیر این مجنون کنم( حافظ)
یک خاطره با من باش**** یک گریه مرورم کن!
|
|
|
دل من در قفس عشق هوای تو کند چشم من ارزوی خدمت پای تو کند بین در این شهر کسی مشک فروشی نکند گر کند شانه به زلفان دو تای تو کند
تولدت مبارک آبجی گلم http://www.avizoon.com/forum/1_74078_0.html
|