صفحه اصلی
|
صفحه اصلی انجمن
|
عکس سکسی ایرانی
|
داستانهای سکسی
فیلم سکسی
|
سکسولوژی
|
خنده بازار
|
داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها
|
پاسخ
|
وضعیت
|
ثبت نام
|
جستجو
|
قوانین
|
آخرین ارسالها
|
انجمن آویزون
/
فرهنگ و ادبیات و داستان
/
انجمن آویزون / فرهنگ و ادبیات / معرفی کتاب : ( این هفته داستان دو شهر _ شاهکار چارلز دیکنز ) از صفحه 8 ( moso )
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
نویسنده
پیام
moso
اعضا
#
: 23 Oct 2007 14:17
Quoting: Gipsy Girl
moso
shookhie dooste aziz
.
اوکی.می دونم.
منم ناراحت نشدم.
وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
moso
اعضا
#
: 11 Jul 2008 13:58
بعد از مدت زیادی باز این تایپیک فعال شد.
راستش تو این مدت من کتاب های زیادی رو خوندم ولی زیاد حوصله ژست زدن رو نداشتم تا بالاخره داستان دو شهر رو خوندم . شاهکاری از دیکنز که منو مجبور کرد ژست جدیدی رو داشته باشم.
امیدوارم بتونم تایپیک رو ادامه بدم _ البته به کمک شما دوستان .
سعید/
وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
moso
اعضا
#
: 11 Jul 2008 14:00
چارلز جان هوفام دیکنز
Charles John Huffam Dickens
فوریه ۱۸۱۲ - ۹ ژوئن، ۱۸۷۰)، برجستهترین رماننویس انگلیسی عصر ویکتوریا و یک فعال اجتماعی نیرومند بود.
در مقام یکی از برترین نویسندگان انگلیسی زبان، از او برای داستانسرایی و نثر توانگرش و خلق شخصیتهای به یادماندنی، بسیار تحسین به عمل آمده و در طول زندگیاش محبوبیت جهانی بسیاری کسب کردهاست. از آثارش میتوان، «دیوید کاپرفیلد»، «آرزوهای بزرگ»، الیور تویست و
«داستان دو شهر»
را نام برد.
_________________________________________
چارلز دیکنز در منطقهای به نام لندپورت از شهر پورتسموت در بخش همپشایر انگلستان، در خانوادهای پرجمعیت به دنیا آمد. پدرش جان دیکنز کارمند سادهٔ دفتر امور مالی نیروی دریایی بود و با وجود حقوق خوبی که دریافت میکرد به سبب ولخرجی، همیشه در تهیدستی زندگی میکرد. چارلز دو سال بیشتر نداشت که خانوادهٔ او به لندن نقل مکان کرد و او تحصیلات مقدماتی را در آنجا گذراند.
در ۱۸۲۴ چارلز دوازده ساله، هنگامی که پدر به خاطر نپرداختن اقساط وامهایش به زندان نامدار «مارشال سی» لندن افتاد، مجبور به ترک تحصیل شد. او ناچار بود در یک کارگاه رنگرزی کفش کار کند و روی بطریها برچسپ بزند. مدتی بعد مادرش را از دست داد و با ۴۰ پوندی که از مادر به ارث برد، بدهی پدر را داد و او را آزاد کرد.
دیکنز تحصیلات خود را در آکادمی «ولینگتون» و مدرسهٔ «داوسون» ادامه داد و از سال ۱۸۲۷ در دفتر وکالت مشغول به کار شد و تندنویسی را آموخت و به سرعت در کار خود پیشرفت کرد. وی در دههٔ ۳۰ با نشریات اجتماعی مختلفی همکاری میکرد که موجب آشنایی بیشتر او با معضلات اجتماعی شد. او نویسندگی را با نوشتن داستانهای کوتاه در هفتهنامهها آغاز کرد.
در سال ۱۸۳۶ با «کاترین هوگارت» سردبیر هفتهنامهٔ «ایونیگ کرونیکل» ازدواج کرد و از او دارای ده فرزند شد. او از این زندگی مشترک، ناملایمتهای بسیاری دید که در سال ۱۸۵۸ به جدایی منتهی گردید.
دیکنز در ۹ ژوئن ۱۸۷۰ بر اثر سکته قلبی درگذشت. بنابر وصیتش «مراسم تدفینی کمخرج و بسیار معمولی» برایش برگزار کردند.
سعید/
وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
moso
اعضا
#
: 11 Jul 2008 14:02
آثار دیکنز
دیکنز آثار بسیاری به صورت رمان و داستانهای کوتاه دارد. او بیشتر داستانهای معروفش مانند الیور تویست را به صورت داستانهای سریالی در روزنامهها و هفتهنامهها منتشر میکرد که بعدها به صورت کتاب جمعآوری شدند.
رمانهای برجسته دیکنز:
آقای پیکویک (The Pickwick Papers) ۱۸۳۷
الیور تویست، (The Adventures of Oliver Twist)۱۸۳۸
نیکلاس نیکلبی، (The Life and Adventures of Nicholas Nickleby)۱۸۳۹
دکان کهنه شگفت، (The Old Curiosity Shop)۱۸۴۰
بارنابی روج، (Barnaby Rudge)۱۸۴۱
سرود کریسمس، (A Christmas Carol) ۱۸۴۳
مارتین چوزلویت، (The Life and Adventures of Martin Chuzzlewit)۱۸۴۴
دامبی و پسر، (Dombey and Son)۱۸۴۸
دیوید کاپرفیلد، (David Copperfield) ۱۸۵۳
[/b]
خانه غمزده، (Bleak House) ۱۸۵۳
دوران مشقت، (Hard Times: For These Times)۱۸۵۴
دوریت کوچک، (Little Dorrit)۱۸۵۷
[b]داستان دوشهر، (A Tale of Two Cities)۱۸۵۹
آرزوهای بزرگ، (Great Expectations)۱۸۶۱
دوست مشترکمان، (Our Mutual Friend) ۱۸۶۵
عبور ممنوع، (No Thoroughfare) ۱۸۶۷ (به همراه ویلکی کالینز)
اسرار ادوین درود، (The Mystery of Edwin Drood) ۱۸۷۰
سعید/
وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
moso
اعضا
#
: 11 Jul 2008 14:05
« کاراکترها »
شخصیت های خلق شده توسط چارلز دیکنز از معروف ترین کاراکتر ها در ادبیات انگلیس زبان می باشد که به وضوح در ذهن باقی می مانند علی الخصوص نام هایشان .به مانند
ابنزر اسکروج (8) ، میسیز گمپ (9) چارلز دارنی (10) ، الیور تویست (11) ، آبل مگویچ (12) ،
و بسیاری دیگر که به اندازه ای مشهور هستند که حتی می توان باور کرد که آن ها در دنیای بیرون از داستان زندگی می کنند و داستان هایشان می تواند توسط نویسندگان دیگر ادامه پیدا کند.
«داستان های اپیزودیک »
اکثر رمان های مطرح دیکنز در ابتدا در ژورنال های هفتگی ، ماهانه و به صورت بخش بخش چاپ شدند و بعد از آن به شکل یک کتاب درآمدند.این نوشته های تقسیم شده داستان ها را ارزان و البته قابل دسترس نمود و بخش های جدید به شکل گسترده ای متقاضی داشتند.
چرایی تکنیک نوشتن دیکنز به صورت اپیزودیک را می توان با کمک ارتباط دیکنز و تصویر گران داستان هایش درک کرد.چند هنرمندی که ایفاگر این نقش بودند از دوستان صمیمی و محرم اسرار دیکنز بودند و از قصد نویسنده قبل از چاپ بخش بعدی آگاه بودند.بدین نحو با خواندن داستان و مطابقت و سازگاری بین نویسنده و تصویرگر ، بهتر می توان به قصد پنهان دیکنز در داستان هایش دست یافت.یک مثال خوب رمان الیور تویست می باشد .در قسمتی از این اثر ، دیکنز الیور را در یک سرقت در معرض گرفتار شدن قرار می دهد . درپایان این بخش فقط تفنگی که به سمت الیور نشانه گرفته شده است را می بینیم . از خوانندگان انتظار است که حداقل یک ماه صبر کنند تا نتیجه ی خارج شدن گلوله از تفنگ را ببینند . در حقیقت دیکنز شمار موفقیت های بعدی الیور را فاش نمی کند و در این لحظه خوانندگان مجبورند صبر کنند تا ببینند پسر بچه زنده می ماند یا نه .
اثر مهم دیگر نوشته های اپیزودیک مواجهه اش با نظر خوانندگان بود.از آنجایی که دیکنز یک قسمت را خیلی جلوتر از زمان انتشارش نمی نوشت ، به وی اجازه می داد تا شاهد برخورد مردم باشد و بخش هایی را با توجه به عکس العمل مردم جایگزین کند .
سعید/
وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
moso
اعضا
#
: 11 Jul 2008 14:11
داستان دو شهر[A Tale of Two City].
این رمان اثر چارلز دیکنز (1812-1870)، نویسندهی انگلیسی، نخستین بار به سال 1859 به صورت داستان مسلسل، منتشر شد.
وقایع این دومین و آخرین رمان تاریخی دیکنز در لندن و پاریس و در زمان انقلاب فرانسه اتفاف میافتد. منبع نویسنده برای صحنههایی تاریخی کتاب مشهور انقلاب فرانسه، نوشته کارلایل، است که سبک نگارش آن مورد تحسین او قرار گرفته بود و تأثیر دید تاریخی آن نیز در رمان به چشم میخورد. یکی از دو چهرهی اصلی رمان شارل سنت اورمونداست که از استبداد اشراف فرانسه، به خصوص عموی خود، مارکی سنت اورموند، به ستوه آمده و به سال 1775 به انگلستان گریخته است و، تحت نام چارلز دارنی، به تدریس زبان فرانسه مشغول است. پنج سال بعد او توسط دو مأمور آگاهی به اتهام جاسوسی دستگیر میشود، ولی دادگاه او را تبرئه میکند. در جریان محاکمه عاشق دختری میشود که برای ادای شهادت در برابر محاکمه حضور مییابد: لوسی، دختر الکساندر مانت، پزشکی که پس از هجده سال حبس در باستیل دچار اختلالات روانی شده است، نجات یافته و به انگلستان آورده شده است. او نیز که خود شاهد یکی از جنایات ماکری بوده است، از جملهی قربانیان او به شمار میرود. او پس از آزادی هم باز گاه دچار وحشتزدگی میشود. این وضع همیشه هنگامی رخ میدهد که داستان به نقطهی اوجی می سد، مثلاً وقتی دارنی، که از جنایت عموی خود نسبت به مانت خبری ندارد، اندکی پیش از عروسی با لوسی، هویت حقیقی وی را فاش میکند، یا پس از تجدید دیدار با وطن آزاد شده، فرانسه، که پس از پیروزی انقلاب تشنهی خون است. آنجا شارل، که پس از کشته شدن مارکی عنوان او را به ارث برده است، با شجاعت و بی فکری سعی میکند یکی از خادمان خانوادهی خود را از چنگال انقلاب نجات دهد. محبوبیتی که دکتر مانت به عنوان قربانی «آنسین رژیم» به دست آورده است، موجب نجات شارل از گیوتین میشود؛ ولی نفرت تعصب آمیز مادام دوفارژ بار دیگر او را به دادگاه میکشاند که این بار نیز به اعدام محکوم میشود. این بار او نجات خود را مدیون وکیل انگلیسی، سیدنی کارتون ، است؛ که سالها پیش نیز دفاعش به تبرئهی او از اتهام جاسوسی انجامید. کارتون که به طور شگفت انگیزی به شارل شباهت دارد، به جای او بر سکوی اعدام میرود: او به خاطر علاقهاش به لوسی خود را قربانی میکند تا شوهر او را از مرگ نجات دهد، و زندگی خود را، که همیشه با زیادهرویهای بیهودهاش به بیراهه میرفته است، دست کم با مرگ خود هدف و معنی بخشد. بدین ترتیب او که چهرهی دوم رمان به حساب میآید، در صحنهی بزرگ پایانی به صورت چهرهی اصلی در میآید. کارتون را، که با زندگی آشفتهی خود، خواننده را به یاد قهرمانهای بایرون میاندازد، ماجراهای فرعی بسیاری احاطه کرده است.
______________________________________
با همهی آنکه داستان با سرعتی حکایت میشود که از حد شیوهی معمول دیکنز بسی فراتر میرود و اثر از ساختاری منسجم برخوردار است، رمان از صحنههای پرجلوه و چشمگیر که اکثراً به انقلاب فرانسه مربوط میشود مالامال است. جرج اورول در مقالهی مشهور خود دربارهی دیکنز به این نکته اشاره میکند که احتمالاً وقایع وحشتانگیز انقلاب همچون کابوسی ذهن او را زیر فشار خود گرفته بوده است که تصویری که ارائه میکند «همچون قتل عامی چندین ساله» به نظر میآید. رمان از یک سو این تصور را به دست میدهد که دیکنز به اجتناب ناپذیر بودن انقلاب آگاه بوده و «در حدی بسیار بیش از اکثر مردم انگلستان به آن احساس علاقه میکرده است»، و از سوی دیگر این برداشت را در ما تقویت میکند که نویسنده کمتر از آن سیاسی میاندیشیده است که بتواند عقیدهی رایج آن زمان را رد کند که هر انقلابی حیوانی درنده است که پس از پیروزی نختستین بر دشنمنان فرزندان خود را میبلعد. این برداشت به خصوص از تصویری که از مادام دوفارژ ارائه میشود به دست میآید- زنی که در کنار دانیل کیلپ (از اشخاص رمان مغازه عتیقه فروشی) از جملهی شخصیتهایی است که در آثار دیکنز در وجود خود شرارت را تجسم میبخشند.
حمیرا نونهالی
سعید/
وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
moso
اعضا
#
: 11 Jul 2008 14:27
از خودم ...
نمیدونم که این رمان چالز دیکنز رو باید در چه فضایی ترسیم کرد .
تاریخی
درام
رمانتیک
اکشن
یا مجموعه ای از این ها _ مجموعه ای که باید نام بهترین را بر آن نهاد.
دیکنز جزو بزرگترین رمان نویسان تاریخ محسوب میشود _ ادعایی که اصلا گزاف نیست .
.
من به عنوان یک نویسنده کوچیک همیشه از کاربرد ضعیف استعارات و تشبیهات در داستان هایی که میخوندم و حتی مینوشتم ناراضی بودم .
اما دیکنز به بهترین شکل ممکن از این تشبیهات و استعارات در بهترین زمان و مکان داستان استفاده کرده است. استفاده ای به جا که هیچ گاه رنگ تکلف و تصنع به خودش نمیگیره و خواننده رو خسته نمیکنه ، بر عکس باعث جذب خواننده میشه .
.
من یکی از طرفداران رمان های کلاسیک روسی و فرانسوی و انگلیسی هستم. کسانی مثل ژول ورن ؛ فئودور داستایوسکی ؛ ویکتور هوگو و...
احتمالا نقد قبلیم در مورد آزردگان فئودور داستایوسکی رو خوندین و دیدن به چه شدتی از داستایوسکی تعریف و تمجید کردم. من با این ذهنیت به سراغ داستان دو شهر دیکنز یکی از بزرگترین رمان نویسان انگلستان و دنیا رفتم .
راستش من فکر میکنم یکی از مهمترین نکات رمان نویسی یه شروع خوبه _ من با خوندن چند صفحه اول داستان زیاد جذب اون نشدم و به نظرم اومد یه داستان کلاسیک معمولی باید باشه ولی از اون جایی که زیاد از این کتاب شنیده بودم و همین مترجم اون قدر ازش طرفداری کرده بود که به خودم قبولوندم که چند صفحه دیگه هم جلو برم و....
به شکلی جذب این داستان فوق العاده جذاب و زیبا شدم که زمان هایی که در حال مطالعه اون بودم به هیچ وجه گذشت زمان رو حس نمیکردم.
در طول داستان شبهه های زیادی واسه خواننده پیش میاد ولی هر چی که جلوتر میری چیزهای بیشتری در مورد شخصیت های داستان می فهمی و معماهای بیشتری برات باز میشه .
همین شوق و ذوق رسیدن به پاسخ معماها و همچنین لذتی که از منطق زیبای داستان به دور از هر گونه اغراق آمیزی و غلو کردن ، میبینیم باعث لذت بیشتری میشه.
راستی من چاپ قدیمی این کتاب رو در اختیار داشتم.
با ترجمه : گیور گیس آقاسی
انتشارات پیروز
در قطع جیبی
از روی نسخه تلخیص شده چارلز ویلبور به فارسی
29/ 1 / 1347
.
امیدوارم کتاب رو تهیه کنید و از خوندنش کمال لذت رو ببرید .
سعید/
وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
جواب شما
»
نام
»
رمز عبور
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از
این قسمت
عضو شوید.
Powered by
MiniBB