صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / فرهنگ و ادبیات و داستان / انجمن آویزون / فرهنگ و ادبیات / معرفی کتاب : ( این هفته داستان دو شهر _ شاهکار چارلز دیکنز ) از صفحه 8 ( moso )
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . >>
نویسنده پیام
# : 15 Oct 2007 21:45


کتاب بعدی.
جنبه های عرفانی داستان پینوکیو .

وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
# : 15 Oct 2007 22:00


اول یه توضیح در مورد خود کتاب و نویسنده اش.
.
کارلو کولودی (Carlo Collodi) که نام اصلی‌اش کارلو لورنزینی است در سال ???? در فلورانس ایتالیا به دنیا آمد. او یکی از ده فرزند پدر و مادری بود که شغل خدمتکاری پیشه کرده بودند. یکی از بچه‌هایی که در دبستان، آموزگار و هم‌شاگردی‌هایش را به ستوه می‌آورد به طوری که با شیطنت و بازی‌گوشی‌های خود، چندین بار در معرض اخراج از مدرسه قرار گرفت. او با الاغ میانه خوبی داشت و بیشتر نقاشی‌ها و کاردستی‌های او الاغ بودند و ... الخ!

هنگامی که کارلو در مدرسه دانش‌آموز خوبی شد، کارفرمای پدرش پول هزینه تحصیل او را پرداخت، به امید این که او روزی کشیش می‌شود، اما این امر هیچ وقت اتفاق نیفتاد. در عوض لورنزینی پس از فارغ‌التحصیلی برای کار به یک کتابفروشی رفت و بعدها به یک روزنامه‌نگار لیبرال تبدیل شد که نسبت به آموزش و کلیسا اعتقادی نداشت.

به طوری که در شاهکار نویسنده کتاب "پینوکیو، آدمک چوبی"، مدرسه جایی است که همه به شدت از آن می‌ترسند و هراس دارند و از مذهب هم که به ندرت در کتاب یاد می‌شود. کتاب به نام مستعار کولودی نوشته شد و به همین نام شهرت یافت. کولودی در واقع نام یکی از روستاهای توسکانی در ایتالیاست.

کارلو کولودی خالق قصه پینوکیو داستان خود را این گونه آغاز می‌کند: یکی بود، یکی نبود . . . حتماً شما خواننده‌های کوچولوی من، هم‌صدا خواهید گفت: "پادشاهی بود که . . . " نه بچه ها . . . شما اشتباه کردید: داستان این طوری شروع می‌شود: "یکی بود، یکی نبود در ابتدا یک قطعه چوب بود که . . . "

کولودی در این داستان از همان ابتدا دنیای کلیشه‌ای قصه‌گویی را تغییر می‌دهد و ذهن کودکان را به چالش وامی‌دارد. از انسان به عنوان آفریننده‌ای سخن می‌گوید که از یک قطعه چوب یک عروسک چوبی سخن‌گو می‌آفریند که اسمش را پینوکیو می‌گذارد.

پینوکیو آفریده دست انسان، برای پیدا کردن هویت خود و دریافت تجربه در زندگی انسان‌ها، سیری طولانی در گذر خطرها و حوادث آغاز می‌کند و آن چه در تاروپود چوبی او به قوی‌ترین شکل هستی دارد، عشق است. عشقی خالص و بدون قید و شرط. پینوکیو در دنیای پرتضاد انسان‌ها، با کنجکاوی دنیای اطرافش را نگاه می‌کند و حرکت می‌کند و آن چه پیوسته با اوست، نیروی غریزی وجدان و عشق است که با آگاهی توام است و در این سیر حرکت به حقیقت هر چیزی می‌رسد.

کتاب پینوکیو در سال 1881 به صورت داستان دنباله‌دار برای بچه‌ها در روزنامه نوشته شد و در مدت زمان کوتاهی مورد استقبال قرار گرفت. این کتاب به 30 زبان ترجمه شد. در ایتالیا قسمت‌هایی از آن به عنوان متن درسی در کتاب‌های دوره ابتدایی پذیرفته شد. نمایش خیمه‌شب‌بازی آن بارها و بارها و به صورت‌های مختلف و در بیشتر کشورها به اجرا درآمد.

تاکنون نزدیک 40 روایت مختلف (نقاشی متحرک ، سریال داستانی ، فیلم سینمایی و...) از این داستان ساخته شده است. بهترین کارتونی که از این ماجرا ساخته شده است توسط دو کارگردان شرکت دیسنی به نام بن شار پتین و همیلتون لاسکی به روی پرده آمده است. روبرتو بنینی که یکی از بهترین کمدین‌های ایتالیایی است، آخرین روایت سینمایی از پینوکیو را 4 سال پیش ساخته است که هم در محتوا و ماهیت و هم در نوآوری اثری قابل توجه است.

وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
# : 15 Oct 2007 22:04


بازخوانی و شرح نمادهای عرفانی داستان پینوکیو




.
تعداد صفحات : 120

1384-04-01: تاریخ انتشار
کیارش آرامش: نویسنده
.
خلاصه کتاب : نگارنده در این کتاب قصهی "پینوکیو" را با تعبیر عرفانی بازآفرینی کرده است. وی میگوید: "داستان پینوکیو، داستان تکاپوی انسان است، برای بازگشت به "اصل خویش" که همان خانهی پدر ژپتو است. عروسک چوبی نهاد انسان است که در داستان‌های دینی از گل سرشته شده و در این داستان از چوب تراشیده شده است.... اما پینوکیو در راه بازگشت به بهشت (کلبه ی پدر ژپتو)، همواره میان وجدان (جینا) و نفس اماره (گربه و روباه) در کشاکش و انتخاب است...".

وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
# : 15 Oct 2007 22:09


امروزه بسيارى از مردم به اشتباه فكر مى كنند كه مى دانند پينوكيو۱ كيست. فكر مى كنند كه او تنها يك عروسك خيمه شب بازى چوبى بود كه در انتها به يك پسربچه واقعى تبديل مى شد يا توسط يك نهنگ بلعيده مى شد و يا اينكه هر وقت دروغ مى گفت دماغش به شدت دراز مى شد. به خاطر همين مسئله است كه براى صدها سال از سياستمدارانى كه در جامعه دوپهلو حرف مى زنند و كلى بافى مى كنند و دروغ مى گويند تصويرى كاريكاتورگونه با دماغى دراز ترسيم مى شود كه بارزترين آن چهره ريچارد نيكسون رئيس جمهور اسبق آمريكاست كه البته او خودش واقعاً دماغى پينوكيووار داشت.

اكثر مردم پينوكيو را تنها از كارتون ساده شده و پر احساس و سوزناك ديسنى مى شناسند و يا از طريق نسخه هاى كوتاه شده پينوكيو كه براى كودكان منتشر شده است. داستان اصلى كه كارلو كولودى آن را نوشته امروزه تنها در محافل علمى و برخى كتابخانه ها وجود دارد كه طولانى تر، پيچيده تر و جالب تر و البته بسيار سياه تر از چيزى است كه ما مى شناسيم.

گلاكو كامبون منتقد ايتاليايى، اين كتاب را يكى از سه كتاب اثرگذار ادبيات ايتاليايى مى داند. او بر اين باور است كه پينوكيو، كمدى الهى دانته و نامزدى آلساندرو مانزونى سه منبع ادبيات ايتاليا را تشكيل مى دهند.

وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
# : 15 Oct 2007 22:14


سلام.
من این کتاب رو حدود 3 ماه پیش خوندم و خیلی هم لذت بردم.
حجم کتاب خیلی کمه و اصلا خواننده رو خسته نمیکنه.
نویسنده با دیدی دیگر به داستان پینو کیو نظر انداخته و چیزهای ساده ای رو که شاید خیلی ها ازش گذشته باشن رو بهمون یاد اوری کرده.
.
بخوندیدش ضرر نکردین.

وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
# : 22 Oct 2007 22:44


به به
می بینم که همه تو اویزون کتاب خون هستن.
.
بابا حداقل یه پست بی ربط میزدین تا تایپیک بره صفحه بعد تا کتاب بعدی رو معرفی کنم.
.

وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
# : 22 Oct 2007 22:49


بعضی از شخصیت ها این قدر وسعت کار دارن که بعد از سال ها بازم مورد استفاده قرار میگیرن.
یکی از این شخصیت ها همین پینوکیو خودمونه.
پینوکیو یه عروسک چوبی ( انسان) که به دست پدر ژپتو (خدا) ساخته میشه و در راه تبدیل به یه پسر واقعی (رسیدن به کمال)
ار کلبه پدر ژپتو (بهشت)خارج میشه و در این راه با روباه و گربه (شیطان ) باید دست و پنجه نرم کنه.
.
این چیزی که من گفتم راحت ترین برداشت از داستان پینوکیو بود.
.
و البته برداشت های بسیار دیگری هم میشه داشت.
برداشت های عمقی تر و فلسفی تر.
(البته من زیاد فلسفیش رو دوست ندارم).

وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
# : 22 Oct 2007 22:52


طراحی روی جلد این کتاب یکی دیگه از چیزهایی بود که توجهم رو جلب کرد.
عکسی از پینوکیوی چوبی که روی دماغش که دراز شده یه برگ کوچیک سبز شده.
مطمئنا از قصد این طرح انتخاب شده بود.
.
حالا برین خودتون بفهمین منظورش چی بوده؟

وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
# : 22 Oct 2007 22:54


بابا برو صفحه بعد دیگه.
ای بابا.
عجب فیلمی داریم هااااااا.
گفتم فیلم کاش می رفتم تایپیک فیلم میزدم.
فکر کنم بیشتر استقبال بشه.
.
بریم به سوی صفحه بعد.

وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
# : 22 Oct 2007 22:57


این دیگه اخریشه.
برو دیگه.

وقتشه که خودم رو جدا کنم از تَنِ لَشم __ من بی شرفم اگه فوق ستاره نشم
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB