| نویسنده |
پیام |
|
|
به تو نگم به کی بگم این روزا دارم میمیرم انقدر آتیشم نزن قلبم و پس نمیگیرم
دعا کنون گریه کنون سرم و بالا میگیرم همش به فکرم که یه روز تو رو دوباره ببینم تو رو دوباره ببینم
همش میگم خدا خدا تا کی باشم ازش جدااا رفته ولی دلم براش پر میزنه بی انتهاااااا رفتن تو چیزی نبود برام بجز این غصه ها میمیرم و زنده میشم تا بگذرن این لحظه ها لحظه ها...
گفتم بهت فکر نکنم اینجوری حل شه ماجرا دیدم که راهی ندارم بی تو میمیرم به خدا
خواستی بهم فکر نکنی یادت بره قرار ما یا که میخوای فرار کنی از بازیهای روزگار از بازیهای روزگار
به تو نگم به تو نگم به تو نگم
به کی بگم به کی بگم به کی بگم
به تو نگم به کی بگم این روزا دارم میمیرم انقدر آتیشم نزن قلبم و پس نمیگیرم
خواستی بهم فکر نکنی یادت بره قرار ما یا که میخوای فرار کنی از بازیهای روزگار از بازیهای روزگار
نمی دانم آخر این دیوانگی تا کجاست ... و باز خنده ایی مستانه سر می دهم شاید به جنس نیاز ...
|
|
|
گذشت روزگاری از اون لحظه ناب
که معراج دل بود به درگاه مهتاب
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم
تو هر شام مهتاب به یادت شکستم
تو از این شکستن خبر داری یا نه؟
هنوز شور عشق رو به سر داری یا نه؟
|
|
|
دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من دل برد و رویش نهان کرد آخر چه گویم چه سان کرد ............
|
|
|
|
|
too ghafasaye baghe vahsh heyvoonaye rangarang parande haye kooshooloo meymoono shiro palang
meymoone sheklak misaze mardomo khosh hal mikone ba 1doone toope sefid tanhayi footbal mikone
negah kon oon khersa ro vaysade rooye 2 pa
khargoosharo negah konid hey mipar too hava
tavoosaro negah konid che khoshkelo ghashnge chatresho hey baz mikone nazo khosh abo range

One Orgasm a day,Keeps the doctor away !
|
|
|
میدونی حرفی ندارم اگه زمزمه هامون شده یخ تو دلامون میدونی جایی ندارم جز امشب زیر بارون برم پیش خدامون....
وای بر من , گر تو آن گم کرده ام باشی ....!*خدايا سپاس...*
|
|
|
دانی که رسیدن هنر گام زمان است.......
در سکوت خود خرابم
|
|
|
ضرب ها بیهوده قرمز نشدند قرمزی رنگ نینداخته بیهوده بر دیوار صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست.....
"برف" زنده یاد فرهاد
|
|
|
. . . تو که بیگانه هستی با سپیدی تو که دلبستگیهامو ندیدی در این بازار داغ ناامیدی تورا باور کنم با چه امیدی . . .
|
|
|
|
|
بي تو اما از تو سرشارم بي تو در خواب و با تو بيدارم رنگ چشمانت رنگ دل تنگي خسته اي از اين آدم سنگي كهربايي تو من پري در باد تو همه شعري من همه فرياد آخرين بانو سايه را بشكن شوق بودن را زنده كن در من آخرين بانو رنگ رويا باش بهترين فصل قصه ما باش از نگاه من بهترين نامي خسته از راه بي سر انجامي آخرين عاشق آخرين همراه از شب يلدا پل بزن تا ما حجم آغوشت وسعت درياست بي تو اين عاشق قايقي تنهاست آخرين بانو سايه را بشكن سایه را بشکن
|
|
|
jizjiz قربونه ننم بشم صفات ننه جونم يادی از ممد بکن
در دير مغان آمد يارم قدحی در دست مست از می مخواران از نرگس مستش مست در نعل سمند او شکل مه نو پيداس وز قد بلند او بالای صنوبر پست اخر به چه گويم هست از خبرم چون نيست وز بهر چه گويم نيست با وی نظرم چون هست شمع دل دمسازم بنشست چو بر خاست وفغان ز نظر بازان برخاست چو او بنشست گر غاليه خوش بو شد در گيسوی او پيچيد ور وسمه کمانکش گشت در ابرويه او پيوست باز آی که بازايد عمر شده حافظ هر چند که نايد باز تيری که بشد از شصت
قال رسول الله (ص) : النکاح سنتی فمن رقب من سنتی فليس منی
|