| نویسنده |
پیام |
|
|
من میگم منو شکستن چشم فانوسمو بستن تو میگی خدا بزرگه ماه امید شب من
|
|
|
برو برو که مثل تو زیاده تو دنیا واسم ..........
سبكباران ساحلها نديدند.... به دوش خستگان باري است دنيا.... مرا در موج حسرتها رها كرد .....عجب يار وفاداري است دنيا
|
|
|
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی کین ره که تو میروی به ترکستان است
سبكباران ساحلها نديدند.... به دوش خستگان باري است دنيا.... مرا در موج حسرتها رها كرد .....عجب يار وفاداري است دنيا
|
|
|
|
|
اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا من و دل اما نشستیم چشم به راهت لب دریا حالا رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی
|
|
|
# : 20 Sep 2007 02:25 | ویرایش بوسیله: mostafa_74

|
|
|
آن کس که دلم را شناخت آن را دزدید آن کس که ارزش اشکم را دانست آن را ریخت آن که در نگاهم گم شد من را گم کرد کشید نقش در دفترخاطر خود رسوای مردم کرد
من که نوشتم باران از چشمم باریدی من که تو را با خود دیدم من را تنها دیدی من که بر شیشه ی دل عمریه ی پرده زدم هرکجا رفتم در هر جمعی خلوت باز تو را حلقه زدم
من بلد نیستم شعر بنویسم از تو من بلد نیستم از عشق بگویم با تو من بلد نیستم با تو گاهی پرواز کنم با تو ببازم زندگی ام رو دوباره آغاز کنم
من اگر تازه بودم کهنه کردی تو مرا من اگر واژه بودم طعنه کردی تو مرا من اگر می شدی با تو حتی یک ثانیه گنگ و بی صدا بی قافیه کردی تو مرا
تولدت مبارک آبجی گلم http://www.avizoon.com/forum/1_74078_0.html
|
|
|
گر حال تو همچون من سرگشته خراب است گر خواهش دلهای من و تو بی حساب است ای وای به حال هر دوی ما
|
|
|
تمام نا تمام من با تو تمام میشود
|
|
|
|
|
تنهای بی سنگ صبور خونه سرد و سوت و کور توی شبات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست اگر چه هیچ کس نیومد سری به تنهاییت نزد اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش................
سبكباران ساحلها نديدند.... به دوش خستگان باري است دنيا.... مرا در موج حسرتها رها كرد .....عجب يار وفاداري است دنيا
|
|
|
شرمنده الان همه خوابن. حتی زمزمه هم نمیتونم بکنم......
|