| نویسنده |
پیام |
|
|
اگر جاده پیش روی ما نا میمون و مایوس کننده به نظر می رسد و جاده های پشت سرمان مجذوب کننده نیستند پس عزم خود را جزم کنیم و در حالی که فقط کوله بار مورد نیازمان را بر داشته ایم ان جاده را ترک کنیم و در مسیر دیگری قدم بگذاریم
|
|
|
روزی کسی به خداوند عرضه داشت که ای کریم بنما بمن بهشت و جهنمت که چگونه است احوال ساکنانش خدواند اول ببرد اورا بر در جهنم و چون در باز نمود دید که کاسه آش بزرگی در وسط و قاشق های دسته درازی در دست جهنمیان است و هرچه سعی میکنند قاشق بر آش میزنند ولی نمیتوانند به دهنشان برسانند و بدین رو در عذاب علیم بسر میبرند. آنکس در تعجب بود که خداوند عرضه داشت اینست جهنم من و اما بهشت و چون درب بهشت بگشودند باز آن مرد بدید کاسه آشی در وسط و قاشق های دسته دازی در دست بهشتیان اما هریک چون قاشق از آش پر میکنند بر دهان دیگری میگذارند و ایماندارند که نیز کس دیگری بر دهان او آش میگذارد و تنها فرق بهشت و جهنمیان در ایمان است و بس دوستان 
@دوستی را دوست میدارم @
|
|
|
آفرین آفرین آفرین واقعا با خوندنش هیجان زده شدم در مورد ایمان حداقل من چیز بیشتری ندارم که بگم تو خودت همه چیزو گفتی این چیزی که میگم میدونم ربطی به موضوع نداره ولی چون صحبت از دعا برای باران شد میگم: همه مردم جمع شدند و برای باریدن باران دعا کردند اما خدا در اندیشه دختر بچه ای بود که چکمه هایش سوراخ بود.
www.avizoonblogfa.com
|
|
|
|
|
Quoting: arash_joon می دونی ایمان چیه؟ حس زیبای وفا داری به معشوق حسی که میگه اون تو رو میبینه و برات دلوا پسه دستتو میگره مبادا که گم بشی وقتی که ازش نمیخوای بهت میده برا دلتنگیات خلوت و تنهاییات خودشو جایگزین کرده تا با اون دلت باز بشه [i][/i] 
@دوستی را دوست میدارم @
|