صفحه اصلی
|
صفحه اصلی انجمن
|
عکس سکسی ایرانی
|
داستانهای سکسی
فیلم سکسی
|
سکسولوژی
|
خنده بازار
|
داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها
|
پاسخ
|
وضعیت
|
ثبت نام
|
جستجو
|
قوانین
|
آخرین ارسالها
|
انجمن آویزون
/
فرهنگ و ادبیات و داستان
/
اخرین نامه به مهمان
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
...
50
.
51
.
>>
نویسنده
پیام
LiDa_MalOus
اعضا
#
: 14 Jul 2007 20:03
Quoting: esi_mdk
مرد گوشي را قطع ميكند . مرد هاي ديگر با تعجب مات و
مبهوت به او خيره ميشوند!!!
بعد مرد مي پرسد: ببخشيد اين گوشي مال كيه؟
esi_mdk
اعضا
#
: 14 Jul 2007 20:15
روزي ، روزگاري پادشاهي 4 همسر داشت . او عاشق و شيفته همسر چهارمش بود . با دقت و ظرافت خاصي با او رفتار ميکرد و او را با جامههاي گران قيمت و فاخر ميآراست و به او از بهترينها هديه ميکرد. همسر سومش را نيز بسيار دوست ميداشت و به خاطر داشتنش به پادشاه همسايه فخر فروشي ميکرد. اما هميشه ميترسيد که مبادا او را ترک کند و نزد ديگري رود. همسر دومش زني قابل اعتماد، مهربان، صبور و محتاط بود. هر گاه که اين پادشاه با مشکلي مواجه ميشد، فقط به او اعتماد ميکرد و او نيز همسرش را در اين مورد کمک ميکرد. همسر اول پادشاه، شريکي وفادار و صادق بود که سهم بزرگي در حفظ و نگهداري ثروت و حکومت همسرش داشت. او پادشاه را از صميم قلب دوست ميداشت، اما پادشاه به ندرت متوجه اين موضوع ميشد . روزي پادشاه احساس بيماري کرد و خيلي زود دريافت که فرصت زيادي ندارد. او به زندگي پر تجملش مي انديشيد و در عجب بود و با خود ميگفت \"من 4 همسر دارم ، اما الان که در حال مرگ هستم ، تنها ماندهام.\" بنابراين به همسر چهارمش رجوع کرد و به او گفت\" من از همه بيشتر عاشق تو بودهام. تو را صاحب لباسهاي فاخر کردهام و بيشترين توجه من نسبت به تو بوده است. اکنون من در حال مرگ هستم، آيا با من همراه ميشوي؟\" او جواب داد \"به هيچ وجه!\" و در حالي که چيز ديگري ميگفت از کنار او گذشت. جوابش همچون کاردي در قلب پادشاه فرو رفت. پادشاه غمگين، از همسر سوم سئوال کرد و به او گفت \"در تمام طول زندگي به تو عشق ورزيدهام، اما حالا در حال مرگ هستم. آيا تو با من همراه ميشوي؟\" او جواب داد \"نه، زندگي خيلي خوب است و من بعد از مرگ تو دوباره ازدواج خواهم کرد.\" قلب پادشاه فرو ريخت و بدنش سرد شد. بعد به سوي همسر دومش رفت و گفت \"من هميشه براي کمک نزد تو مي آمدم و تو هميشه کنارم بودي. اکنون در حال مرگ هستم. آيا تو همراه من ميآيي؟ او گفت \"متأ سفم ، در اين مورد نميتوانم کمکي به تو بکنم، حداکثر کاري که بتوانم انجام دهم اين است که تا سر مزار همراهت بيايم\". جواب او همچون گلولهاي از آتش پادشاه را ويران کرد. ناگهان صدايي او را خواند، \"من با تو خواهم آمد، همراهت هستم، فرقي نميکند به کجا روي، با تو ميآيم.\" پادشاه نگاهي انداخت، همسر اولش بود ! او به علت عدم توجه پادشاه و سوء تغذيه، بسيار نحيف شده بود. پادشاه با اندوهي فراوان گفت: اي کاش زماني که فرصت بود به تو بيشتر توجه ميکردم
تولدت مبارک آبجی گلم http://www.avizoon.com/forum/1_74078_0.html
esi_mdk
اعضا
#
: 16 Jul 2007 19:48
براي تو مينويسم ،براي تو که از همه ي بهارها به فروردين نزديکتري . ،براي توکه از همه ي ارديبهشتها به بهشت شبيه تري ، براي توکه پاييز را نيز دوست داري و زمستان را از خاته ات نمي راني براي تو مي نويسم ،حرفهايم را در برف مگذار و به آيينه ها بگو از واژه هايم روي برنگردانند
تولدت مبارک آبجی گلم http://www.avizoon.com/forum/1_74078_0.html
esi_mdk
اعضا
#
: 17 Jul 2007 21:15
TOYE in khoneye tarik ye SHABAH ta sob bidare....
gerye mikone mikhande mano rahat nemizare....
rafti ama SHABAHET mond..to sokote har daghighe to mano sepordi daste khaterehaye atighe....!!!
sakhte bito0 bat0o bodan sakhte dor az to0 sorodan...
sade nist ba sayehaye ye shabah hamkhone bodan....
ama inam ye dalile vase bito0 zende mondan....
ba shabah zendegi kardan behtar az tanha shodan bo0d....
del beroyaha sepordan in tamame sahme man bo0d..............!!!!!!!
تولدت مبارک آبجی گلم http://www.avizoon.com/forum/1_74078_0.html
esi_mdk
اعضا
#
: 17 Jul 2007 21:15
ey akharin setare toye shabaye taram..ey akharin omide in dele pareparam.....
ey nedaye asemoni taghate delam tamome....
to nabashi nemidonam rahe zendegi kodome....
(age hame tanhat gozashtan bazam khoda hast....age hame az pishet raftan bazam khoda hast....tanhaii ghashange....vase dele gerfte dele shekaste...PAYAN NAZDIK AST...............!!!!!!)
تولدت مبارک آبجی گلم http://www.avizoon.com/forum/1_74078_0.html
esi_mdk
اعضا
#
: 18 Jul 2007 16:43
می گویند خدای مهربان از رهزن رخ معشوق شروع به نقاشی کرد
و تو،زمانی که فرشته های حروف و ملائککلمات برای کشف و شهود و
جریان پاگیری ضمیر ناخوداگاهیتانبالای سر شما گرد باد و در زیر پایت
گرداب می گیرد
و نیروهای قهر در یک سمت با تمای قوا گره ها را بهم می بافند
و در سمت دیگر نیروهای اشتی پاره پاره تن محبت را به هم پیوند می زنند
و شما در اسارت قهر و آشتی ، حیران و سرگردان موج آفرینی می کنی
و آنگاه که
صفر تکوین را بر دل تخته سیاه می لرزانی و خال رخساره می کشی
می شوی
از یک طرف قهر و غضب به یورش در آمده و فرشته های موج سوار را از اندیشه ی خیالت به یغما می برند و به زنجیر می کشند
و از یک طرف آشتی و محبت برخود می پیچد و پناه می جوید
می شوی
می شوی باران رحمت
می شوی روح پنهان
می شوی سلسله ی جنبان نگار دل
که آنوقت دیگر هیچ کس سواد خواندن التهاب چشمان شما را ندارد
تولدت مبارک آبجی گلم http://www.avizoon.com/forum/1_74078_0.html
esi_mdk
اعضا
#
: 18 Jul 2007 16:44
غربت معصوم
غربت معصوم نگام یه روزی با تو خو گرفت
یه روزی این تن صبور از پیرهن تو بو گرفت
معجزه های چشم تو،به خاک عشق منو نشوند
ولی نبودی ببینی،سفر،قلبموسوزوند
سکوت زیبای نگات منو به بیراهه کشوند
نهایت احساسمو،به شهری بی صفارسوند
نمی دونم کدوم صدا،منوآورد به راه دور
نمی دونم کدوم نگاه،نشونی بود به شهر نور
کدوم ندای بی وفا،اسم وفارو حک می کرد
به قامت سربی شب،نگاهت عشقوترک می کرد
مهمون قلب من شده،هق هق تنهایی و شب
وداع آخرنگات،اشکی شده به روی لب
بگو برام قصه بگو از دلی که وفا نداشت
جوونه ی نگاهشو تو باغ قلب من نکاشت
کاش می دونستم تو دلت چی میگذره،چی میگذره
قلب و نگاه تو واسه دل کی می پره
کاش می دونستم عشق تو به قلب کی سر می زنه
کاش می دونستی این هوا قلبمو داره می شکنه
تموم راه عشقمون،تمومه این نیاز سرد
به دل می گم غصه نخور ،حادثه بود این همه درد
تولدت مبارک آبجی گلم http://www.avizoon.com/forum/1_74078_0.html
esi_mdk
اعضا
#
: 18 Jul 2007 16:45
ای مهربان همه ی بود و نبودم به فدای آن لحظه ای که وجود سر از پا تقصیرم را پذیرفتی!
ای بهترین،همه لحظه های عاشقانه زیستنم نثار آن شمعی باد که وجودم را به خاطر رسیدن به تو روشن نگه داشت
ای با صفا تمام شکوفه های زندگیم به فدای یک ذره از مهربانی تو
ای رفیق از من بپذیر مروارید هایی را که از صدف قلبم برای تو بیرون آمد
فقط برای تو
ای خدایی که حاضرم برای جلب رضایتت همه زندگیم را به پایت بریزم
کاری کن که قبول کند آن بوسه هایی را که برای آرامی وجودم بر خاک آستانش زدم
تولدت مبارک آبجی گلم http://www.avizoon.com/forum/1_74078_0.html
esi_mdk
اعضا
#
: 18 Jul 2007 16:47
می دانم روزی کنار شقایقی به زمین فرو خواهم رفت یا چون سایه ای در سروستان های کهن ناپدید خواهم شد
روزی به دیار ارزوها و آینه ها خواهم رفت یا در گردنه ی اساطیر به قصه ها خواهم پیوست آن گاهبهار می رسد و سبزگان بر من می رویند و شاخه بادامی که میزبان شکوفه هاست بر مزار من شبنم خواهد چکید
تولدت مبارک آبجی گلم http://www.avizoon.com/forum/1_74078_0.html
esi_mdk
اعضا
#
: 18 Jul 2007 16:48
می گویند خدای مهربان از رهزن رخ معشوق شروع به نقاشی کرد
و تو،زمانی که فرشته های حروف و ملائککلمات برای کشف و شهود و
جریان پاگیری ضمیر ناخوداگاهیتانبالای سر شما گرد باد و در زیر پایت
گرداب می گیرد
و نیروهای قهر در یک سمت با تمای قوا گره ها را بهم می بافند
و در سمت دیگر نیروهای اشتی پاره پاره تن محبت را به هم پیوند می زنند
و شما در اسارت قهر و آشتی ، حیران و سرگردان موج آفرینی می کنی
و آنگاه که
صفر تکوین را بر دل تخته سیاه می لرزانی و خال رخساره می کشی
می شوی
از یک طرف قهر و غضب به یورش در آمده و فرشته های موج سوار را از اندیشه ی خیالت به یغما می برند و به زنجیر می کشند
و از یک طرف آشتی و محبت برخود می پیچد و پناه می جوید
می شوی
می شوی باران رحمت
می شوی روح پنهان
می شوی سلسله ی جنبان نگار دل
که آنوقت دیگر هیچ کس سواد خواندن التهاب چشمان شما را ندارد
تولدت مبارک آبجی گلم http://www.avizoon.com/forum/1_74078_0.html
<<
.
1
.
2
.
3
.
4
.
5
.
6
.
7
.
8
.
9
.
10
...
50
.
51
.
>>
جواب شما
»
نام
»
رمز عبور
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از
این قسمت
عضو شوید.
Powered by
MiniBB