صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
:سایت های سکسی جدید و دیدنی ، موزیک ، چت ، دانلود ، فیلم ، دوست یابی
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / فرهنگ و ادبیات و داستان / قصه لیلی 20
<< 1 ... 9 . 10 . 11 . 12 . 13 . 14 . 15 . 16 . >>
نویسنده پیام
# : 16 Dec 2007 16:31


lili20
ایشالا که هر جا هستی زیر سایه ی حق سلامت باشی

این خزان ، خزان بهترین بهارم بود
# : 10 Jan 2008 03:14


aiwa
esi_mdk
یه سلام پر از گل های فلفل
ممنونم که اینهمه به من لطف دارین و به فکرم بودید

آسمان مال من است/ پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين مال من است/چه اهميت دارد ...بقيه اش...
# : 10 Jan 2008 10:07


به به لیلی خودم اومده دمش گرم جیگرشو بخورم

همه ویروسی میشن میگی نه نگاه کن
# : 18 Jan 2008 10:13


ممنون که برگشتی.

پاینده باد ایــــــــــــــران
# : 18 Jan 2008 16:51


lili20


تو و دوستی خدارا
گر از این کویر وحشت
به سلامتی گذشتی
برسان سلام مارا
تو به باد و هم به باران
به کجا چنین شتابان


viirusi
aiwa

این خزان ، خزان بهترین بهارم بود
# : 20 Jan 2008 11:12


بیا در بسترم امشب
.
.
.

زعشق آتشین تـو به سـوز دیگرم امشب
به رویائیکه می بینم که تابی بـرسـرم امشب
چوقرص ماه آتشپاره افتی در برم امشب
بدستان تو می بخشم تن عصیانگرم امشب
بیا در بسترم امشب
برای حس گـرمایت به حسرتگاه تنهایم
به بستربی تو میسوزم، به آتشگاه بیجایم
چوشاخ عشق تر روئیدۀ این حرص زیبایم
که داغ بوسه هایت گل زند برپیکرم امشب
بیا در بسترم امشب
بروی شانه هایت ریز،عـطـر تـازه ی مـویم
به دور گردنت پیچد دو دستم تا به بازویم
به تنگ سینه ات بفشارجسم داغ وخوشبویم
به شعرم بهر آغوشت خودم عریان ترم امشب
بیا در بسترم امشب
فرار از خود نمایم در برو ودوش تو میگردم
زهر سودر تو می پیچم، عسل نوش تو میگردم
به شور وشوق سرمستی هم آغوش تو میگردم
دوتا پیکر یکی گردد، ترا درخود برم امشب
بیا در بسترم امشب
.

این خزان ، خزان بهترین بهارم بود
# : 19 Mar 2008 22:19 | ویرایش بوسیله: lili20


اینو خیلی وقت پیش نوشته بودم ولی امشب پیداش کردم
.........................................................................

وسعت مهربانیم آنچنان است که
نیمی از آن تما م قلب وسیعش را پر میکند،
اما نمیداند
.
.
.و یا شاید نمیخواهد که بداند
اکنون که کویر تنش
با نم نم باران چشمهایم
جنگلی انبوه گشته
روح مرا به کویری شدن میکشاند
.
.
.
نمیداند و یا شاید نمیخواهد که بداند
که هیچ کبوتری در کویر بغبغو نخواهد کرد
و گنجشک ها در کویر میمیرند
.
.
.
نمیداند و شاید نمیخواهد که بداند
بهار هرگز به کویر پا نخواهد گذاشت
و من چقدر عاشق بهارم....

آسمان مال من است/ پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين مال من است/چه اهميت دارد ...بقيه اش...
# : 19 Mar 2008 22:20


اینم محصول امشب
.........................
از پس فرسنگها
صدای تو مرا خواند
دلم پر کشید
و من عاشق شدم

در سحرگاه تیره
نگاه سبزت درخشید
چشمانم خیره شد
و من عاشق شدم

اکنون صدایم با نامت می لرزد
و نگاهم ترا میخواند
...و تو نیستی
.
. و من
.....هنوز عاشقم

آسمان مال من است/ پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين مال من است/چه اهميت دارد ...بقيه اش...
# : 19 Mar 2008 22:56


viirusi
Quoting: viirusi
جیگرشو بخورم

رو دل نکنی

آسمان مال من است/ پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين مال من است/چه اهميت دارد ...بقيه اش...
# : 7 Apr 2008 16:33


Quoting: lili20
وسعت مهربانیم آنچنان است که
نیمی از آن تما م قلب وسیعش را پر میکند،
اما نمیداد

زیبا بود

اولش خوندم اما نمیداد هی پیش خودم فکر کردم یعنی چیو نمیداد و تفسیرهای فوق مدرن از خودم صادر میکردم

<< 1 ... 9 . 10 . 11 . 12 . 13 . 14 . 15 . 16 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB