صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / فرهنگ و ادبیات و داستان / اي خسته فرود آي كه رندان همه جمعند...
<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 16 . 17 . >>
نویسنده پیام
# : 18 Sep 2006 18:08


sheri az Pablo Neroda

http://www.filefactory.com/file/9a57da/

# : 18 Sep 2006 23:24


اي رندان و اي لوليان:
Assworshiper
pussy_lover
Akhmontezeram
ravi_gham
30naa

و اي شاهدان نيكوخصال:
Shookoolat
lili20

خه! آفرين! چه لذتي وافرتر از اين اظهارات شگرف! لطيف گفتيد و خانقه رندان بياراستيد...

اما در اين ميانه، اي كه تو را نام كوچهkoocheh است، چون تصوير ارسالي تو ببينند، معناي آن نوشته حقير را به تمامي دريابند... فرّ، اميد و شاداني تو را باد!

# : 18 Sep 2006 23:33 | ویرایش بوسیله: ravi_gham


Quoting: pseudonature
خه! آفرين! چه لذتي وافرتر از اين اظهارات شگرف! لطيف گفتيد و خانقه رندان بياراستيد...

...
هیچکس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت...


ابری نیست ... بادی نیست ... می نشینم لب حوض...گردش ماهی ها ...پاکی خوشه زیست !
# : 18 Sep 2006 23:44


راوي غم:
كارا ما نيست كشف راز گل سرخ....

تو كه دل سوخته اي، تو كه افروخته اي، تو كه با جام جمت هر چه غم آموخته اي.... تو بيا راوي باش، اتو بيا دل بده و باقي باش!

# : 18 Sep 2006 23:59


دوش میامــــد و رخســــاره بر افروخته بود ...تا کــجا باز دل غمزده ای سوخته بود

رسم عاشق کشی و شیوه شهر آشوبی...جامه ای بود کـه بر قامت او دوخته بود

جان عشاق سپـــند رخ خود می دانـست .... وآتــش چهره بدین کار بر افروخته بود

گر چه میگفت که زارت بکـــشم مــیدیـدم ...که نهانش نظری با من دل سوخته بود

کفر زلفش ره دین مــــیزدو آن سنگین دل ...در پیش مشعلی از چهره بر افروخته بود

یار مفروش به دنیا که بسی ســــود نکرد ...آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود

گفت و خوش گفت بروخرقه بسوزان حافظ ...یا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود


ابری نیست ... بادی نیست ... می نشینم لب حوض...گردش ماهی ها ...پاکی خوشه زیست !
# : 19 Sep 2006 00:19


ز دست رفته نه تنها منم در اين سودا ...... چه دستها كه ز دست تو بر خداوند است
فراق يار كه پیش تو كاه برگي نيست ....... بيا و بر دل من بين كه كوه الوند است

# : 19 Sep 2006 02:08


كجاست سرو قدش تا فدا كنم جان را.......... كجاست كنج لبش تا ببازم ايمان را
كجاست شحنه كه مستم برد سر بازار......... كجاست رواي غم تا شناسد اينان را!!!!

سردي دل افسرده بودم، با يار گشتم و زنده شدم، مستي خراب بودم و جرعه لاجرعه عشقش كشيدم و آباد شدم...
بحل كنيد مرا گر به خواب مينالم، سرشك جام شراب وصل دوست مي نوشم....

# : 19 Sep 2006 03:58


pseudonature
اي دوست كه همي پارسي را پاسداري، قدمي بر خانه ما بگذار و ما را اشارت نظري فرما تا همانا ما نيز پندي از نظرت حلاوت كنيم. ==> http://ii.hopto.org/forum/1_14877_0.html

# : 19 Sep 2006 08:44 | ویرایش بوسیله: ravi_gham


Quoting: pseudonature

كجاست سرو قدش تا فدا كنم جان را.......... كجاست كنج لبش تا ببازم ايمان را
كجاست شحنه كه مستم برد سر بازار......... كجاست رواي غم تا شناسد اينان را!

راوی هم بود راوی های قدیم ....دست به دلم نذار برادر
عزیزی آقا احسان


ابری نیست ... بادی نیست ... می نشینم لب حوض...گردش ماهی ها ...پاکی خوشه زیست !
# : 19 Sep 2006 09:17


صبحدم مرغ چمن با گل نو خاسته گفت ناز كم كن كه در اين باغ بسي چون تو شكفت
گل بخنديد كه از راست نرنجيم ولي هيچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت

<< . 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . 7 . 8 . 9 . 10 ... 16 . 17 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB