| نویسنده |
پیام |
|
|
استعفا
> بدین وسیله من رسماً از بزرگسالی استعفا
می دهم و مسئولیتهای یک کودک هشت ساله را
> قبول می کنم.
> می خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم و فکر
> کنم که آنجا یک رستوران پنج ستاره است .
> می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است،
> چون می توانم آن را بخورم!
> می خواهم زیر یک درخت بلوط بزرگ بنشینم و
> با دوستانم بستنی بخورم .
> می خواهم درون یک چاله آب بازی کنم و
> بادبادک خود را در هوا پرواز دهم .
> می خواهم به گذشته برگردم، وقتی همه چیز
> ساده بود، وقتی داشتم رنگها را، جدول ضرب
> را و شعرهای کودکانه را یاد می گرفتم، وقتی
> نمی دانستم که چه چیزهایی نمی دانم و هیچ
> اهمیتی هم نمی دادم.
> می خواهم فکر کنم که دنیا چقدر زیباست و
> همه راستگو و
> خوب هستند .
> می خواهم ایمان داشته باشم که هر چیزی
> ممکن است و می خواهم که از پیچیدگیهای دنیا بی
> خبر باشم .
> می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود
> برگردم، نمی خواهم زندگی من پر شود از
> کوهی از مدارک اداری، خبرهای ناراحت کننده،
> صورتحساب، جریمه و ...
> می خواهم به نیروی لبخند ایمان داشته
> باشم، به یک کلمه محبت آمیز، به عدالت، به صلح،
> به فرشتگان، به باران، و به ...
> این دسته چک من، کلید ماشین، کارت اعتباری
> و بقیه مدارک، مال شما.
> من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم
|
|
|
...شما در قرن21 زندگي مي کنيد اگر
1-ناخودآگاه پسوردتان را به دستگاه ماکروويوتان مي دهيد
2-براي بازي تکنفره با کارت حتي سالي يکبار هم از
کارت هاي واقعي استفاده نمي کنيد
3-براي تماس با 3 نفر يک ليست از 15 شماره تلفن داريد
4- براي کسي که در ميز کناري شما کار مي کند
اي ميل ارسال مي کنيد
5-دليل شما براي تماس نگرفتن با دوستانتان اين است
که آنها آدرس اي ميل ندارند
6-بعد از يک روز کاري طولاني وقتي به منزل برمي
گرديد هنوز هم به تلفن هاي مربوط به محل کارتان
پاسخ مي دهيد
7-وقتي از خانه مي خواهيد تلفن بزنيد قبل از شماره
گيري ناخودآگاه 9 را مي گيرد تا خط آزاد به شما بدهد
8-شما چهار سال روي يک ميز کار مي کنيد و در
اين مدت براي سه شرکت مختلف کار کرده ايد
10- طرز سخن گفتن تان را از اخبار ساعت
11 ياد مي گيريد
11-رئيس شما توانايي انجام کار شما را ندارد
12-وقتي به خانه بر مي گرديد با تلفن همراه به خانه
زنگ مي زنيد تا ببينيد کسي خانه هست يا نه
13-تمام برنامه هاي تجاري تلويزيون داراي وب سايتي
هستند که در پايين صفحه نشان داده مي شوند
14-خارج شدن از خانه بدون تلفن همراه
(کاري که 20 ،30 يا حتي 60 از زندگي تان آن را انجام داده ايد )
برايتان ناراحت کننده است و دليلي مي شود که براي
برداشتن ان به خانه برگرديد.
15-صبح که از خواب بيدار مي شويد قبل از اينکه
قهوه بنوشيد به سراغ اينترنت مي رويد
16-براي لبخند زدن گردنتان را کج مي کنيد. :)
17-شما اين مطلب را در حاليکه لبخند تائيد آميز
مي زنيد مي خوانيد
18-حتي بدتر از آن در فکر هستيد که اين مطلب
را براي چه کسي فوروارد کنيد
19-آنقدر سرتان گرم است که متوجه نشديد اين ليست
شماره 9 ندارد
20-در واقع شما الان صفحه را بالا برديد که ببينيد
آيا واقعا شماره 9 توي اين ليست نيست
و الان داريد به خودتان مي خنديد
شاد باشید دوستان
|
|
|
atashfeshan8
مرسي
جالب بود
اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود،تنها يک پسر بچه با خودش چترآورده بود و اين يعني ايمان
|
|
|
|
|
sanaz2
سلام بي معرفت كم پيدا!
دلم برات تنگ شده بود، تو تاپيك غيبت سراغتو گرفتم!!
|
|
|
shookoolat
مرسي
واقعا نمي دونم چطور محبت هاي بچه ها مخصوصا شما رو جبران كنم

اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود،تنها يک پسر بچه با خودش چترآورده بود و اين يعني ايمان
|
|
|
1-من تو اين دنيا سه تا دوست دارم …خورشيد ،ماه و تو . اولي رو واسه
خودم دومي رو واسه شبام ولي تو رو واسه تک تک لحظه هام مي خوام
2-من تورو فقط 15 تا دوست دارم!!!به اندازه يه 7 آسمون 7 دريا و يک دنياااااا
3-دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا مي كنم.
4-وقتی معلم پرسيد عشق چند بخشه؟زود دستمو بالا بردم گفتم يک بخش، اما از وقتی تورو شناختم فهميدم عشق 3 بخشه:اتشه ديدنه تو…. شوقه با تو بودن….و اندوهه بی تو بودن!!!
5-عاشقت هستم اگر چه هدفي بيهوده ست دوستت دارم اگر چه سخنه تکراري است
اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود،تنها يک پسر بچه با خودش چترآورده بود و اين يعني ايمان
|
|
|
الهی! عظمت ترا سزاست و بس
الهی سینه ای ده آتش افروز
در آن سینه دلی و آن دل همه سوز
هر آن دل را که سوزی نیست دل نیست
دل افسرده غیر از آب و گل نیست
دلم پر شعله گردان سینه پر درد
زبانم کن به گفتن آتش آلود
کرامت کن درونی درد پرورد
دلی در وی درون درد و برون درد
دلم را داغ عشقی بر جبین نه
زبانم را بیانی آتشین ده
دلی افسرده دارم سخت بی نور
چراغی زو بغایت روشنی دور
بده گرمی دل افسرده ام را
فروزان کن چراغ مرده ام را
اگر لطف تو نبود پرتو انداز
کجا فکر و کجا گنجینه ی راز
به راه این امید پیچ در پیچ
مرا لطف تو می باید دگر هیچ
(وحشی بافقی)
مرگ امواج
از دریا پرسیدم: که این امواج دیوانه ی تو، از کرانه ها چه می خواهند؟ چرا اینسان پریشان و در به در، سر به کرانه های از همه جا بی خبر می زنند؟ دریا ، در مقابل سوالم گریست! امواج هم گریستند...
آنوقت دریا گفت: که طعمه ی مرگ، تنها آدم ها نیستند، امواج هم مثل آدم ها می میرند! و این امواج زنده هستند، که لاشه ی امواج مرده را، شیون کنان به گورستان سواحل خاموش می سپارند! ...
(کارو)
طناب ماکدام است
مردی کنار بیراهه ای ایستاده بود ابلیس را دید که با انواع طناب ها به دوش در گذر است .
کنجکا و شد و پرسید:ای ابلیس این طناب ها برای چیست ؟
جواب داد برای اسارت آدمیزاد.
طناب های نازک برای افراد ضعیف النفس وسست ایمان و طناب های کلفت هم برای آنانی که دیر وسوسه می شوند سپس از کیسه ای طناب های پاره شده را بیرون ریخت وگفت:این ها را هم انسان های با ایمان که راضی به رضای خدایند و اعتماد به نفس داشته اند پاره کرده اند و اسارت را نپذیرفتند.
مرد گفت :طناب من کدام است ؟
ابلیس گفت: اگر کمکم کنی تا این طناب های پاره را گره بزنم خطا ی تو را به حساب دیگران می گذارم.
مرد قبول کرد.ابلیس خنده کنان گفت: عجب با این ریسمان ها ی پاره هم میشود انسان هلایی چون تورا به بندگی گرفت!
«راستی! طناب ما کدام است؟!!!! »
کاری نکنیم که روزی حتی خودمان هم باور نکنیم که داریم دروغ می گوییم آن هم به خودمان و کاری نکنیم که روزی به خدا هم دروغ بگوییم و ای کاش روزی مردم با صداقتی همچون صداقت چشمهاشان با هم سخن بگویند
اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود،تنها يک پسر بچه با خودش چترآورده بود و اين يعني ايمان
|
|
|
sanaz2
مرسی جالب بود
|
|
|
|
|
alixxx2005
mehran_modiri_mehran
مرسي
تسلیم عشق
الهی به عشاق دیوانه ات
به مجنون صفاتان ِ فرزانه ات
به فریاد مخمور ِ صهبای ِعشق
به دیوانه ی سر به صحرای ِعشق
به جانی که مدهوش و حیران ِتوست
به آن دل، که دایم پریشان توست
به تار دو گیسویِ مشکین ِیار
به ناز ِ دو چشم ِ جهان بین ِ یار
به مُشک خُتن، خال هندوی او
به شکّر لب ِ لعل ِ دلجوی او
به اسرار ِ ناز ِ دو ابروی دوست
به الطاف ِ زلف ِ سَمن بوی دوست
به کشور گشایان ِ اقلیم ِ عشق
به فرمانروایان ِ تسلیم ِ عشق
به مستان ِهم صحبت ِ عقل ِ کل
به افغان ِ بلبل، زهجران ِ گل
به خاصان ِ در گاه ِ عزّ و جلال
که پیوسته سر مست ِ وجدند و حال
به پیمانه نوشان ِ روز ِ الست
به تسبیح گویان ِ هشیار و مست
به هشیاری ِ نرگس ِ مستشان
که حور بهشت ست، پابستشان
به قلب من و، لاله ی باغ عشق
که بشکفته این هر دو، با داغ عشق
به روشن دلان، ز آتش مهر دوست
که شادند، با لطف و با قهر دوست
به راز ِ هو الله، به سرّ احد
به دانای علم ِ ازل، تا ابد
به احمد، بهین شاهد ِعرشیان
به عَنقای قدس ِبلند آشیان
به خورشید ایمان رُخ ِ مرتضی
نگارنده ی سرّ ِلوح قضا
که در کوی وصلت، مرا راه دِه
دل ِ روشن از مهرت، ای ماه دِه
(الهی قمشه ای)
اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود،تنها يک پسر بچه با خودش چترآورده بود و اين يعني ايمان
|
|
|
با ما بگو رضای تو گر در شکست ماست
پروانه ایم و سوختن ما به دست ماست
*********
چه کوتاهست شبیهی وصال دلبران یا رب
خدا از عمر ما بر عمر این شبها بیفزاید
اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود،تنها يک پسر بچه با خودش چترآورده بود و اين يعني ايمان
|