| نویسنده |
پیام |
|
|
گاهي اوقات كلمات پريشان و بدون نظمي از افكارمان گذر مي كند كه شايد براي ديگران معنايي نداشته باشد. ولي براي ما دنيايي از معنا و شايد هم خاطرات تلخ و شيرين به همراه داشته باشد.
لطفا اين افكار را در اينجا عنوان نماييد تا برداشت ديگران در مورد آن را بدانيم.براي شروع من چند شعر از آقاي عمران صلاحي ميذارم تا حالشو ببريم.
ميروم پيش از پس
مقصدم پشت سرم
پيش رويم
راه هايي كه گذشتم از آن
پيش رو
عده اي دنبالم
پشت سر
عده اي رفته به استقبالم
|
|
|
قيمت:
با لباسي پاره
از فروشنده سوالي كرد:
قيمت انسان
متري چند است؟
|
|
|
امین 123
تایپیکت خیلی خوبه.معلومه اهل حالی.(البته اینجاادبیاتی خیلی کمه این ومیشه ازتعدادکم تایپیک ها وپاسخهای اونا خوند)ولی خوب بازم خداروشکر.
نمی دونم منظورتو خوب فهمیدم یانه ولی سعی کردم شعری بنویسم که به اون چیزی که تومی خوای نزدیک باشه.تاچه قبول افتد.
این شعروازعمید صادقی نسب انتخاب کردم.
|
|
|
|
|
وقتی عقیده عقده خوانده می شود
ونورچراغ درآب مهتاب
تلقی
ومتانت زمین
زیربرف یخ می زند
نان ازیتیم خانه می دزدیم
ومی فهمیم
دزد اشتباه چاپی درداست
|
|
|
تا به حال شعري با اين سبك و سياق نديده بودم اما از خوندنشون لذت بردم
پيگير مطالب بعديتون هستم
اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود،تنها يک پسر بچه با خودش چترآورده بود و اين يعني ايمان
|
|
|
قشنگ بود....
راس ميگي يه موقعايي يه چيزاي واسه يكي خيلي ارزش داره و زيبا به نظرش مياد ولي واسه اون يكي خيلي معموليه....
اين موضوع درباره ي آهنگ هاي قديمي هم صادقه.... كه وقتي آدم مي شنوه ياد گذشته ها ميفته ولي اوني كه اولين بار ميشنوه براش خيلي عاديع و بي ارزش....
|
|
|
mehran_modiri_mehran
به نظر من اين جور شعر ها از افكار آدمهايي سر چشمه مي گيره كه يا خيلي باهوش هستن يا خيلي پرت از مرحله و تشخيص اون از هم كار حضرت فيله
sanaz2

|
|
|
alixxx2005
دستت درد نكنه تقريبا نرديك به موضوعست خيلي ممنون
|
|
|
|
|
اين هم يك شعر ديگر از همان شاعر:
پيراهنم از طناب افتاد عريان ماندي
پيراهنت از طناب افتاد عريان ماندم
|
|
|
هر رفتني رسيدني نيست اما براي رسيدن جز رفتن راهي نيست.
|