صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / فرهنگ و ادبیات و داستان / دوکلمه حرف به دردبخور
. 1 . 2 . >>
نویسنده پیام
# : 26 Jul 2006 02:59


درسال1258خورشيدي به دنبال کاوش هاي گروه انگليسي درشهرباستاني بابل استوانه اي ازگل پخته پيداشدکه امروزه درموزه ي بريتانيانگهداري مي شود.
بررسي هاي اوليه نشان مي دادکه گرداگرداين استوانه گلين رانوشته هايي به خط بابلي دربرگرفته است که گمان مي رفت نوشته اي ازفرمانروايان اشوروبابل باشد.
امابررسي هاي بیشترنشان دادکه اين نوشته درسال538(پ.م)به هنگام تسخيرشهربابل وبه فرمان کوروش کبير نوشته شده است.اين نخستين منشورجهاني حقوق بشرنام گرفت.حقوقي که امروزه پس ازدوهزاروپانصدسال آرزوي تحقق ان رادرسرمي پرورانيم.
اهميت اين سخنان زماني روشن مي شودکه به خاطربياوريم درزماني که پادشاهان اشوروبابل ازبريدن سرها وسوزاندن اسيران ودراوردن چشم هابرخودمي باليدند کورش سخن ازصلح ونفي برده داري وازادي اديان داردوچه بي انصافي بزرگي است که براين مفاخرچشم ببنديم وسخن ازبيداري زنيم.

# : 26 Jul 2006 03:04


alixxx2005


# : 26 Jul 2006 03:05


گوشه هايي ازمنشورکورش هخامنشي
...انگاه که بدون جنگ وپيکارواردبابل شدم همه ي مردم گام هاي مراباشادماني پذيرفتند.دربارگاه پادشاهان بابل برتخت شهرياري نشستم.مردوک خداي بزرگ دل هاي پاک مردم بابل رامتوجه من کرد...زيرامن اوراارجمندوگرامي داشتم.ارتش بزرگ من به ارامي واردبابل شد.نگذاشتم رنج وازاري به مردم اين شهرواين سرزمين واردايد.
وضع داخلي بابل وجايگاه هاي مقدسش قلب مراتکان داد... .من براي صلح کوشيدم.
من برده داري رابرانداختم به بدبختي هاي انان پايان دادم.
فرمان دادم که همه ي مردم درپرستش خداي خودازادباشندوانان رانيازارند.فرمان دادم که هيچکس اهالي شهرراازهستي ساقط نکند.
مردوک خداي بزرگ ازکردارمن خشنودشد...او برکت ومهرباني اش راارزاني داشت.ماهمگي شادمانه ودرصلح مقام بلندش راستوديم... .
من همه ي شهرهايي راکه ويران شده بودازنوساختم.فرمان دادم تاتمام نيايشگاه هايي راکه بسته شده بودبگشايند.همه خدايان اين نيايشگاههارابه جاهاي خودبازگرداندم.
همه ي مردماني راکه پراکنده وآواره شده بودند.به جايگاههاي خودبرگرداندم وخانه هاي ويران انها راابادکردم...
من براي همه ي مردم جامعه اي ارام مهياساختم وصلح وارامش رابه تمامي مردم اعظاکردم...

# : 26 Jul 2006 03:42


شرمنده جان
مثل اینکه داشتی یه چیزی می گفتی که متاسفانه ارتباط قطع شد؟
میشه یه توضیح بیشتری بدی؟

# : 30 Jul 2006 16:45


alixxx2005


# : 30 Jul 2006 16:49


منم كوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اكد، شاه چهارگوشهی جهان. پسر كمبوجيه، شاه بزرگ ... نوه كورش، شاه بزرگ ... نبيره چيش پيش ، شاه بزرگ . . .

آنگاه كه بدون جنگ و پيكار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياری نشستم، مردوك خدای بزرگ دلهای پاك مردم بابل را متوجه من كرد... زيرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد.

برده داری را بر انداختم ، به بدبختی های آنان پايان بخشيدم. وضع داخلی بابل و جايگاههای مقدسش قلب مرا تكان داد... من

نيازارند. فرمان دادم كه هيچكس اهالی شهر را از هستی ساقط نكند. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را

مردوك خدای بزرگ از كردار من خشنود شد... او بركت و مهربانياش را ارزانی داشت . ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستوديم. . .

من همه شهرهايی را كه ويران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نيايشگاه هايی را كه بسته شده بود، بگشايند. همه خدايان اين نيايشگاهها را به جاهای خود بازگرداندم.

همه مردمانی را كه پراكنده و آواره شده بودند، به جايگاههای خود برگرداندم و خانه های ويران آنان را آباد كردم.

همچنين پيكره خدايان سومر و اكد را كه نبونيد بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مردوك خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نيايشگاههای خودشان بازگراندم، باشد كه دلها شاد گردد.

بشود كه خدايانی كه آنان را به جايگاههای مقدس نخستينشان بازگرداندم، هر روز در پيشگاه خدای بزرگ برايم زندگانی بلند خواستار باشند...

من برای همه مردم جامعهای آرام مهيا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا كردم.


منبع: http://www.voanews.com/persian/archive/2003-12/a-2003-12-09-22-1.cfm

# : 31 Jul 2006 01:56


alixxx2005


این ما نیستیم که عمرمون رو تلف می کنیم بلکه این عمره که ما رو تلف می کنه.مواظب باشید بیهوده تلف نشوید.
# : 31 Jul 2006 16:50




Hitman


# : 31 Jul 2006 16:53


Quoting: alixxx2005
گمان مي رفت نوشته اي ازفرمانروايان اشوروبابل باشد.

Quoting: mehran_modiri_mehran
منم كوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه


alixxx2005 جان:
شما نوشته ايد كه ابتدا گمان ميرفته نوشته ي فرمانروايان بابل و آشور باشد، در حالي كه در متن آن كورش مي گويد منم كورش... كه اين نشان ميدهد بايد نوشته از سوي خود كورش باشد.... يعني اين موضوع را از همان ابتدا نفهميده بودند كه بعد ها به اين نتيجه رسيدند!!!!!!!

# : 1 Aug 2006 22:25


mehran-modiri-mehran
شما نوشته ايد كه ابتدا گمان ميرفته نوشته ي فرمانروايان بابل و آشور باشد، در حالي كه در متن آن كورش مي گويد منم كورش... كه اين نشان ميدهد بايد نوشته از سوي خود كورش باشد.... يعني اين موضوع را از همان ابتدا نفهميده بودند كه بعد ها به اين نتيجه رسيدند!!!!!!!
///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
مهران جان متن شما این رو گفته
تومتن من کورش خودش ومعرفی نکرده(ناقلا)

. 1 . 2 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB