| نویسنده |
پیام |
|
|
من با نيچه زندگي ميكنم ( با خودش كه جرات ندارم با كتاباش)
" سفر به انتهاي شب" سلين و "ناطوردشت" سلينجر و "صد سال تنهايي" ماركز رو ميپرستم
ساموئل بكت رو هم خيلي دوست دارم مخصوصا در انتظار گودو و داستاناي بيرون افتاده و
بي همگي و پايان يه نابغه تمام عياره
توي شاعرا هم فقط اخوان ثالث
هرچي هم راجع به روانشناسي و روانكاوي باشه مي بلعم
|
|
|
این شعراخوان تقدیم به mimifelfelوهمه ی دوستداران آن بزرگمرد شعر
سه ره پیداست.
نوشته برسرهریک به سنگ اندر
حدیثی که ش نمی خوانی بر آن دیگر.
نخستین: راه نوش وراحت وشادی.
به ننگ آغشته-اماروبه شهروباغ وآبادی.
دودیگر:راه نیمش ننگ-نیمش نام
اگرسربرکنی غوغا-وگردم درکشی آرام.
سه دیگر:راه بی برگشت-بی فرجام.
من اینجابس دلم تنگ است.
وهرسازی که می بینم بدآهنگ است.
بیاره توشه برداریم
قدم درراه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان ((هرکجا))آیاهمین رنگ است؟
|
|
|
alixxx2005

|
|
|
|
|
عشق من موریس مترلینگه
البته فلوبر و اگوست کنت هم جای خود دارن .
ولی نمیدونم چرا همش میرم سراغ سارتر ...
کتاب دیوارش نفس رو تو سینم حبس کرده بود
|
|
|
شروع كتابخوني من با بربادرفته بود در كلاس پنجم دبستان ... !
تمام كتابهاي آيزاك آسيموف رو خوندم ...
تو رمان ها هم قديم كتابهاي دافنه دوموريه و دانيل استيل (كه جديداٌ آبكي شده ) رو ميخوندم ...
والبته در جنايي پليسي معمايي هم كه استاد مسلم سيدني شلدون .

|
|
|
alixxx2005
سلام آقا عليرضا...
كجايي كم پيدا؟؟؟
|
|
|
Akhmontezeram
مگه به قول پسرخاله، همزادت نبود؟؟
چطور خبرشو نداري؟؟
|
|
|
Quoting: shokoolat-1
مگه به قول پسرخاله، همزادت نبود؟؟
چطور خبرشو نداري؟؟

|
|
|
|
|
Quoting: shookoolat_1 مگه به قول پسرخاله، همزادت نبود؟؟
چطور خبرشو نداري؟؟
يادم نبود...
من هر چيزي رو يادم نمي مونه !!!
مرسي
alixxx2005
اي همزاد
مرا درياب...
ممنون كه سر زدي ولي بيشتر بيا...
مرسي
|
|
|
جالبه
اینکه ادمین زهن ژلهای داره نشون از این داره که در هم خونده .و حالا هیچ چیز باثباتی تو ذهنش نیست .
اما اینکه اهل مطالعه اس خیلی واسم جالبه .
منم کرم کتابم
و عاشق کوندرا
بار هستی و عشق سالهای وبا و پیکره ماروسی و گفتگو در کاتدرال بهترین کتابایی که خوندم
از هوشنگ ایرانی خوشم میاد و خارجی هم نرودا رو دوس دارم
|