Quoting: admin
من بچه بودم با ژول ورن شروع كردم
بعدش هر چي گيرم ميومد ميخوندم
دانشگاه كه رسيدم عاشق اميل زولا شدم!
بعدشم الكساندر دوما!!!! (الان ميگن سيا عتيقه س!!!)
بعدشم بالزاك...
جذاب ترين رمانايي كه خوندم صد سال تنهايي ماركز و نان و شراب بوده...
بعدش
قبل دانشگاه كتاب دستم ميرسيد نگاه نمي كردم عنوان يا نويسنده كيه!
مثل موتور ميخوندم!
از شريعتي و نيچه تا ماركس و عزيز نسين و هدايت و احمد محمود!
يه دوره اي بود به جرات ميتونم بگم هفته اي 3-4 تا كتاب ميخوندم (يه تابستون خانوادم نقل مكان كردند منم از دوستام دور شدم واسه همين كل تابستون يا كتابخونه بودم يا كتاب فروشي يا تو اتاقم پاي كتاب!!!!) اون موقع ها نه ويدئو بود نه كامپيوتر نه آتاري و اين چيزا... تنها تفريح منم شده بود كتاب!